تعبیر خواب فلج شدن
اگر خواب ببینید فلج (معلول) شدید، قراردادهایی بی ثبات با دیگران می بندید یا از انجام تصمیمات خود برای اجرای نقشه هایتان و انجام کارها، ناتوان و عاجز خواهید ماند. اگر دوست خود را فلج و زمین گیر دیدید، او دچار بیماری و تردید خواهد شد. اگر کسی خواب ببیند یارش فلج شده، نارضایتی از موضوعی شادمانی او را به غم تبدیل خواهد کرد.
اگر تعبیر خواب خود را پیدا نکردید آن را از ما بپرسید. لطفا به موارد زیر دقت فرمایید:
لطفا هر خواب را در صفحه تعبیر خواب مرتبط با آن سوال کنید.
حتما خواب خود را با حروف فارسی بنویسید. کامنت های انگلیسی تایید نخواهند شد.
تعبیر خواب شما به صورت عمومی در بخش دیدگاه اضافه خواهد . لطفا از نوشتن ایمیل، اطلاعات شخصی خودداری کنید.
ارسال تعبیر خواب به ایمیل امکان پذیر نمی باشد و تعبیر ها فقط در سایت نوشته می شود.
تعبیرهای درخواستی در سریع ترین زمان ممکن نوشته خواهند شد اما ممکن است به دلیل درخواست های زیاد این زمان گاهی طولانی شود.
در صورتیکه خواب ارسالی شما بیشتر از ۷۵۰ کاراکترباشد، به ازای هر ۷۵۰ کاراکتر یک حق خواب از شما کسر خواهد شد!
فقط اعضای وب سایت می توانند تعبیر خواب خود را سوال کنند. اگر قبلا عضو شده اید ورود و برای ثبت نام عضویت را کلیک کنید. ورود عضویت برای دریافت تعبیر خواب از طریق تلگرام به آی دی @yotaabcom پیام دهید.
Nazanin hojati : سلام خانم هراتی. مهدی کراشمه و فقط یکبار ملاقات داشتیم. گاهی تماس میگرفت تو دنیای مجازی همو دنبال میکردیم ولی چون اصلا تکلیفش روشن نبود و منو توآب نمک خوابونده بود من چند ماهه کاتش کردم، آنفالو کردیم همو.صبح زود ۲۳ جمادی الاول خواب دیدم: با خانواده ام تو یه خونه خیلی بزرگ با سالنهای بزرگ پر از اتاق زندگی میکردیم. ولی خونمون قدیمی بود قالی های قرمز زمان گذشته وسایلای خیلی قدیمی انگار دیوار های خونه نمدار و ترکدار هم بودن. یهو متوجه شدم مهدی اومده خونمون، چادر سفید نماز گلدار سرم بود، رفتم دیدم مهدی ماشینش رو پارک کرده تو حیاط، به خواهر کوچیکم گفتم مهدی رفت؟ گفت نه خوابیده تو ماشین، در ماشینو باز کردم مهدیو ندیدم! گفتم مهدی رفته حتما خواهرم گفت نه میگمت داخل ماشینه، دوباره درو باز کردم تو تاریکی چشامو تیز کردم نگا کردم دیدم بله! سمت فرمون پایین فقط کله مهدی بدون بدن تو ماشین خوابیده! خیلی ناراحت شدم فقط کله داره بدنش نیس بغلش کردم دیدم دست و پای آویزون باریک و معلول به کله اش وصله! و اینقدر بدنش نحیفه که دیده نمیشد تو تاریکی، چشاشو باز کرد نگاهم کرد، تو بغلم کله شو گرفتم صورتش پر از لکه های قرمز و کمی هم ملتهب بود، سر و صورتو و لباشو بوس میکردم. مهدی هم شروع کرد به لب گرفتن از من خواهرم داشت نگا میکرد بهش گفتم پیاده شه از ماشین که لب گرفتنمونو نبینه. مهدی ازم خواست بلندش کنم ببرمش داخل خونمون، وقتی بلندش کردم سرشو گذاشت رو گردنم بوم میکرد میگفت چقدر خوشبویی عین نوزادا بهم چسبیده بود احساس آرامش گرفته بود. بردمش تو اتاقم که رو تختم بخوابونمش، دیدم دیوار اتاقم نم کشیده ترک خورده و مخروبه بنظر میاد دلم نمیخواست خونمون رو مخروبه ببینه و فکرکنه وضع مالیمون بَده، بالای تخت اتاقم پنجره بزرگ بود که ویویش رو به مرکز شهر بود شلوغ بود و ماشینا دیده میشدن(این بخش خواب توجهمو جلب کرد) سریع از اتاق زدم بیرون انگار خجالت کشیدم اتاقمو دیده. مهدی چشاش باز بودو نگاه میکرد کاملا.(تو واقعیت وضع مالیمون متوسطه و خونمون تقریبا منطقه مرفه نشیناس و مهدی اینو میدونه. ولی خود مهدی تقریبا ثروتمنده و ماشین و خونه لوکس داره)، بعد یکی یکی در اتاقارو باز میکردم میدیم یا خانواده پدربزرگم یا فامیلا یا دوست و آشناها که همه حسود و ادمای بی دین و ایمانی هستن تو اتاقا هستن مزاحمن نمیزارن من مهدی ببرم تو اتاق. اذیت شدم هی میچرخیدم و اتاقای شلوغ و بهم ریخته مواجه میشدم. بعد یهو دیدم مهدی پیشم نشسته انگار با خواهرم عکسای گالری موبایلمو داریم نشونش میدیم که منو خواهرم سوار اسبیم و داریم سوار کاری میکنیم. ممنون میشم راهنماییم کنید. سپاس.
فریبا هراتی
: سلام. تشکر. تعبیر خوابتان این است که شما و خانواده تان شخصیت هایی اصیل و با فرهنگ دارید و می خواهید زندگیتان مثل گذشته ها سرشار از شور و شوق و عشق باشد و با خانواده تان ارتباطات صمیمی و خوبی داشته باشید؛ دلسوز هم باشید و با سختی های احتمالیِ زندگی کنار هم، به سر ببرید و مشکلاتتان را رفع کنید. شما مهربان و برونگرا و آرام هستید. وقتی مهدی به شما فکر می کند؛ از حضور احتمالی شما در زندگیش خوشحال می شود و احساس آرامش می کند. او گاهی به شما فکر می کند هر چند که در عمل ارتباط شما و او قطع شده است. او بدون اینکه هیچ اقدامی در جهت ارتباط با شما انجام داده باشد صرفا به شما فکر می کند. او احساس می کند که شما موقعیت خوبی برای ازدواج با او هستید ولی او از اینکه شرایط اقتصادی شما از او پایینتر است نگران شده که مبادا به جای اینکه در زندگیش پیشرفت کند؛ پسرفت داشته باشد و برای او شرایط اقتصادی شما خیلی مهم است. شما به وجهه ای که از او متصور بودید و بینش او و عشق او و حرفهای او خوب فکر می کنید و احساس خوبی به او داشتید. او هم شما را دوست داشته و می دانسته که در کنار شما به آرامش می رسد. شما مدتی احساساتتان را با او در میان گذاشته و از مسائلی که در زندگی تان مطرح بوده با او صحبت کرده اید. شما نمی خواستید که او شما را ضعیف و ناامید متصور بشود. شما نگاهی مثبت به زندگی دارید و دوست دارید که برای زندگی تان تلاش کنید و حرکت و تحولات تازه ای در زندگیتان ایجاد کنید که زود زندگی تان عالیتر شود. (همان بخشی که توجه تان را جلب کرد). ولی بینش مهدی قویست و همه ی موقعیت و شرایط زندگی شما را خوب درک کرده. ( شاید او خیلی مادیگراست). بعلاوه احتمالا او از اینکه خانواده ی پدری یا دوستان شما خصلت های منفی زیادی دارند آگاه شده و اینکه احتمالا مهدی فکر کرده که این اشخاص می خواهند خیلی در کارهای شما دخالت کنند و زندگی تان را دچار هرج و مرج کنند. مهدی کاملا متوجه است که شما تدریجا متوجه ی افکار او می شوید. شما عزم و اراده ای قوی دارید که خودتان را موفق نشان دهید و اثبات کنید که در جایگاه بالایی در زندگی تان قرار گرفته اید. شما به موفقیت خودتان اعتماد دارید و او فکر می کند که شور و هیجان شما برای اینکه خودتان را بالا و قوی نشان دهید بسیار زیاد است و او فکر می کند که آنقدر ها که خودتان را قوی جلوه می دهید؛ قوی نیستید و بیشتر آرزو و شور و هیجان تمول و ثروت را دارید؛ و نه اینکه خودتان ثروتمند باشید. تشکر از همراهیتون
mhdi : ۱۳ مرداد
خواب دیدم خونه بودم قرار بود برم جایی گفتم نیم ساعت بخوابم بعد میرم ، وقتی بیدار شدم صورتم مخصوصا دور لبم بی حس شده بود حالت خواب رفتگی داشت
رفتم خودمو رسوندم به جایی که میخواستم برم یه کلاس زبان بود جلوی من دوتا خانوم نشسته بودن از من سوال میکردن و منم سر بالا جواب میدادم
با دست هم جلوی صور تمو گرفته بودم کلاس دو طبقه بود که یسری از شاگردا و استادش طبقه بالا بودن و مهدی هم طبقه بالا بود
ولی انگار جواب منو نمیداد
کلاس که تعطیل شد پایین منتظرش بودم ولی نیومد و انگار رفت بدون اینکه بیاد سمت من
مناومدم بیرون کلاس دیدم فاطمه خودشو رسوند بهم
بهش گفتم بیا شامبریم بیرون
گفتبریم منکارت نیاوردم میزنم به کارت تو و بریم
گفتم باشه فقط صبر کن من برم دستامو بشورم
رفتم جلوی آینه ی سرویس بهداشتی همون کلاس
دیدم کلا صورتم بی حس شده میخندم لبام یا حالت بدی میگیره و کل صورتم مخصوصا لبام فرمش بهم ریخته و نمیتونم بخندم
صورتمو شستم ک یکم ماساژ میدادم که شاید جریان خون باعث شه برگرده و توی ذهنم میدونستم پایین تر یه درمونگاه هست و در نظر داشتم قبل اینکه شام بریمبیرون برم اونجا حتما
فریبا هراتی
: سلام. تعبیر خوابتان این است که شما در رابطه با مسئله ای احساس گناه می کنید ولی خودتان را می زنید به بی خیالی و بی تفاوتی و سطحی رفتار می کنید ولی بعد از مدتی، متوجه می شوید که باید صاف و صادقانه رفتار کنید و اشتباهاتتان را بپذیرید. شما نگران هستید که شکست بخورید و می ترسید که احساسات تان را بیان کنید. شما می خواهید سعی کنید که درکتان را بالاتر ببرید تا منظور دیگران را بهتر متوجه شوید و همچنین تلاش می کنید که به گونه ای صحبت کنید که دیگران منظورتان را بهتر درک کنند. مهدی درک بالایی دارد و در زندگی او تعادل و آرامش بیشتری در مقایسه با زندگی شما وجود دارد ولی او به شما بی توجهی می کند هر چند که شما در مقابل او متواضعانه رفتار می کنید. شما تمایل دارید که فاطمه حرفهای شما را بشنود و نظرات شما را تصدیق کند و امیدوار هستید که از نظر روحی شما را حمایت کند. او برای شما اعتبار و ارزش قائل است. شما می دانید که مرتکب اشتباه شده اید و می خواهید از ارتکاب مجدد به این اشتباه دست بکشید. شما نگران هستید که وجهه ی بدی پیدا کنید. شما می خواهید که فاطمه هم نقطه نظرات شما را بشنود و هم شما را بیشتر درک کند. خوابتان شامل دو حق خواب بود. تشکر از همراهیتون
گلی : سلام ۱۲ ذیحجه ساعت ۸ از خواب پریدم با وحشت خواب دیدم بردار زاده ام فلجه و مادرش بیخیال بود و اون بغل من بود و من میدیدمش و گریه میکردم خیلی گریه کردم گفتم عاقبت کارهای مادرش اینو اینطوری کرد (مادرش بسیار بی احترامی کرده به خانواده ام )و تو دلم میگفتم اینو نمیمونه میمیره خدا رحم کنه خانم هراتی عزیز این چه خوابی بود من دیدم بدنش کجو معوج شده بود ممنونم از تعابیرتون
فریبا هراتی
: سلام. تعبیر خوابتان این است که برادر شما در رابطه با موقعیتی احساس بی یاوری می کند. او اشتباهی را مرتکب شده که حالا برای او تقریبا غیر ممکن است که بخواهد شرایط زندگی و عملکرد خودش را به گذشته برگرداند و مثل سابق با شما رفتار کند. شما معتقدید که اشتباه همسر برادرتان باعث شده که رابطه ی بین شما خراب بشود و هرگز دیگر مثل گذشته این رابطه بهبود پیدا نکند. تشکر از همراهیتون
آهنگ : سلام خانم گلم،عزیزجانم ان شاالله همیشه سلامت باشی.دوباره مزاحمت شدیم برای تعبیرخواب،پسری دارم ۱۵ساله خواب دیده پدرش رفته سرکار (در اصل کارش جوریه که جابجایی بار هست وخطرناک وما از این کارش راضی نیستیم)شب که برگشته ازباربری پشتش آسیب دیده،طرف راست بالای کمرش کبود شده وگفته درد دارم بعد رفته خوابیده صبح که دیر از خواب بیدار شده گفتیم بزار استراحت کنه ولی تا عصر بیدار نشده ،رفتیم بهش سر زدیم دیدیم چشماش باز بوده وبه پشت افتاده درازکش وخیره به سقف اتاق بوده پسرم فکر کرده باباش مرده ولی فورا بردیمش بیمارستان ودکتر گفته دیروز نخاعش آسیب دیده ولی قطع نشده اما امروز صبح خواسته بلند بشه یکسره نخاعش پاره شده واز مهره ۴به بعد کل بدنش فلج شده وپسرم ناراحت وگریه کنان بیدار شده. من خیلی نگران شوهرم هستم خدا به خیر بگذرونه.بازمممنون خانم گلم زحمت دادم.
فریبا هراتی
: سلام. تشکر. همینطور شما. تعبیر خواب پسرتان این است که همسر شما مسئولیت های زیادی را به دوش می کشد و در کارش سختیهای زیادی هم وجود دارد ولی او سعی می کند که این سختی ها را به جان بخرد تا آرامش شما محفوظ باشد ولی همزمان، همسرتان نیاز به آرامش دارد و از شما انتظار دارد که او را درک کنید. همسر شما امیدوار است که در کارش فرجی حاصل شود و تحولات تازه ای ایجاد شود که او مجبور نباشد اینهمه سختی را در کارش تحمل کند. همسر شما احساس می کند که استقامت او و قدرتش در زمانهای سخت، خیلی کم شده و این فکرش را ناراحت کرده به او حس افسردگی بخشیده است. اما از نظر اقتصادی همسرتان احساس می کند که دیگر نمی تواند روی اعتقادات خودش بایستد و مثل گذشته به مسئولیت های خودش پایبند باشد. همسرتان فکر می کند که قدرت او کم شده و توانایی های او برای حمایت از شما کم شده و از نظر اقتصادی شاید نتواند مانند گذشته شما را تامین کند. خواب ربطی به سلامت فیزیکی همسرتان در بیداری ندارد. برای رفع مشکلات و سختی ها حتما صدقه بدهید. تشکر از همراهیتون
بهزاد : سلام خسته نباشید
خواب دیدم از درب اتاقی خارج شدم وارد یک راه روی سفید شدم که پشت درب کسی که عاشق ش هستم دیدم روی صندلی ویلچر نشسته نگاه هم رفت به سمت دست ش که اول فکر کردم حلقه ازدواج داره اما خودش دست شو طوری گرفت که دیدم انگشتر هست با حالتی بهم نگاه می کرد بعد به سمت دیگه سالون حرکت کردم و ایشون همراه خودم می بردم که انتهای سالون ترمز ویلچر رو کشید و گفت من نمیام که منم گفتم کنارت میمونم جلوش نشستم و ازش خواستم که بغلش کنم و خیز برداشتم اما قبول نکرد با گریه اسرار کردم که قبول کرد اما گفت بوسم نکن بغل ش که کردم بیشتر گریه کردم ازش که جدا شدم بحث عوض کرد. در مورد روزش حرف زد.
با تشکر از شما
فریبا هراتی
: سلام. شما وارد فاز تازه ای از زندگی تان می شوید و متوجه می شوید که کسی که دوستش دارید، منتظر است که شما اقدامی انجام دهید و نه اینکه انتظار داشته باشید که او قدمی به سمت شما بردارد. اگر او در واقعیت از ویلچر استفاده نمی کند، شخصیتی وابسته دارد و احساس بی یاوری می کند. کسی به جز شما در زندگی او نیست. شما می خواهید او مطابق با میل شما زندگیش را تغییر دهد ولی او می خواهد روی کارهایش خوب فکر کند و عجولانه در رابطه با شما فکر و قضاوت نکند. وقتی او علاقه و اصرار شما را نسبت به خودش ببیند، قبول می کند که در کنارتان بماند به شرطی که او را ترک نکنید. او سعی می کند که رابطه اش را تدریجا با شما قویتر کند و می ترسد که بخواهد مستقلا روی پای خودش بایستد و برای زندگیش تصمیم گیری کند. تشکر از همراهیتون
anahita : سلام وقت بخیر. خواب دیدم خواهرم ویلچیری شده و یه حالتی که از دور می دیدمش با یه برنامه ای ویلچیرش رو وصل کرده بود اتومات سریع میرفت اما باز یه جاهایی دست انداز بود (نمی دونم حس میکنم چشماش هم نمی دید ) به مشکل می خورد ممکن بود بیفته که گفتم خوب شد نیفتاد و خیلی دلم براش میسوخت یهو من طبقه اول یه جایی مثل مغازه بودم باید یه کاری انجام میدادم که آقایی که اونجا بود گفت بدو خواهرت افتاده زمین برو کمکش که انگار از بالای پنجره هم خودم دیدمش و بدو بدو شروع کردم رفتن پایین دیگه چیزی یادم نیست باز یکم بعدش یه جایی بودیم که دیدم داییم هم با ویلچیر داره میاد اونجا گیج بودم چرا دایی هم اینجوری شده..
فریبا هراتی
: سلام. تشکر. شما عزم و اراده تان را جزم کرده اید که در زندگی تان پیشرفت کنید ولی بینش تان ضعیف است و نیاز به کمک و راهنمایی کسی دارید که شما را در زندگی تان هول داده و باعث پیشرفتتان شود. بدون راهنمایی و کمک شانس شکست شما در زندگیتان زیاد است و دلتان برای خودتان می سوزد. اما نمی خواهید که احساسات واقعیتان را رو کنید. شما از نظر ذهنی و احساسی خسته هستید و تا بنیان و پایه ی اصولی درستی برای زندگی تان بنا نکنید؛ نمی توانید خواسته هایتان را محقق کنید. دایی تان هم نیاز به راهنمایی و هدایت دیگران دارد. او هم مثل شما زیاد اشتباه کرده است. تشکر از همراهیتون
Lara : سلام خانم هراتی عزیزدیده نشه گفت سر راه منو ببرین پیاده کنین.
فریبا هراتی
: سلام. او با مشکلاتی در زندگیش مواجه شده که به خاطرش احساس بی یاوری می کند و نمی تواند مستقلا روی پای خودش بایستد و برای زندگیش تصمیم بگیرد. او نیاز به کمک کسی دارد که او را به سمت جلو هول داده و تشویقش کند. شما از غم رها خواهید شد و به خواسته تان دست پیدا می کنید هر چند که به او می گویید که دیگر اعتباری برای این که او بخواهد کنترل و اختیار زندگی تان را بدست بگیرد؛ قائل نبودید و از ازدواج با او داشتید ناامید می شدید. شما برای عشق، خرد و عقلانیت تان را کنار می گذارید!! او شاید عجولانه رفتار می کند. در صورتی که همه چیز از نظر خودتان منطقی به نظر برسد، با او ارتباط تان را تقویت کنید. تشکر از همراهیتون
محمد : سلام خواب دیدم دختری که تو واقیعت دوست داشتم و عقد کرده. تو خواب با شوهرش رفته مشهد. اونجا یه بچهای به دنیا آوردن که گردنش کجه یعنی معلولیت داره و من اون بچه رو ناز میکنم به علاوه اینکه با وجود اینکه میدونستم اون بچه نسبتی با من نداره. احساس میکردم اون بچه خواهرزاده منه
فریبا هراتی
: سلام. این خانم و همسرش در زندگی شان با مشکلی مواجه شده اند و متوسل به امام رضا ع شده اند تا مشکلاتشان حل شود. شما الان احساستان نسبت به این خانم مثل خواهرتان است و برای او دعا می کنید که مشکلاتش حل شود ولی او بر خلاف انتظارش، زندگی خوبی ندارد و نمی توانند بین عقل و قلبشان تعادل ایجاد کنند و رفتارشان منطقی نیست. تشکر از همراهیتون
Niloo : سلام.خواب دیدم در یک کوچه یی بودم.انگار هرج و مرج شده بود.بعد دیدم شریک کاریم روی ویلچر نشسته بود و با ویلچر اون هم داشت انگار از هرج و مرج فرار میکرد.که یکدفه کلی سرباز ریخت تو کوچه شریکم از رو ویلچرش به سختی بلند شد و داشت ویلچرشو میبست ک فرار کنه و منم از دیوار یک خونه که تو کوچه بود رفتم بالا و افتادم تو حیاطشون.نگران شریکم بودم ولی نمیتونستم بخاطره مامورا برگردم.تو خونه از پله هاش بالا رفتم و رسیدم به یک اتاق که تقریبا تاریک بود.پایین تو حیاطم ۲ تا پسر را دیدم که اهل اون خونه بودن انگاری ولی متوجه من نشدن.بعد توی اون اتاق دیدم مردی که پیراهن تنش نبود و کل بالاتنش رو مو گرفته بود و دست چپش هم قطع شده بود داشت با تیغ که دست راستش بودموهاشو میزد.که از روی دست قطع شدش هم انگار شروع کرد به اصلاح.خانم هراتی این خواب تعبیرش برا من خیلی حیاتی
فریبا هراتی
: سلام. شما در شرایط سخت و بغرنجی قرار گرفته اید و با محدودیت هایی در زندگی تان مواجه هستید و می خواهید سعی کنید که خودتان را برای نبرد بر سر یک مساله آماده کنید و از این شرایط سخت و بغرنج فرار کنید. شما حس می کنید که نیاز دارید از باورها، ارزش ها و نظراتتان دفاع کنید. همکار شما در پیشبرد اهدافش به تنهایی، احساس عجز می کند ولی به هر جهت او هم تلاش می کند که راه چاره ای برای بیرون آمدن از این شرایط، بیاندیشد. شما بر موانع و مشکلات زندگی تان غلبه می کنید و سعی می کنید که در زندگی تان پیشرفت کنید ولی با این وجود هنوز ذهنتان تاریک است. شما دستاوردها و امکانات خودتان را نادیده می گیرید و می خواهید برای زندگی تان تصمیم بگیرید که چطور شرایط را عوض کنید. شما نگرشهای سفت و سختی نسبت به مسائل گرفته اید و روی روابطی که باید با دیگران داشته باشید بشدت مردد هستید که باید چه کار کنید. می خواهید اعتماد به نفس و عزت نفستان را بازسازی کنید. شخصیتی که شما از خودتان به دیگران ارائه می کنید و نمایش می دهید؛ با خود واقعیتان انطباق ندارد. بشدت عصبانی هستید و می خواهید سعی کنید که احساس واقعی و نظرات واقعی خودتان را در تعامل با دیگران، نشان دهید اما می ترسید که دیگران ممکن است راجع به شما چه فکری بکنند. سعی می کنید که اصلا احساساتی رفتار نکنید و فقط به منافع خودتان فکر کنید. تشکر از همراهیتون
Anwr1360 : سلام خانم هراتی صبح پنج شنبه
فریبا هراتی
: سلام. تعبیر خوابتان این است که کسی از اقوام مادرتان مشکلات مالی زیادی دارد و احساس استیصال می کند. او نیاز به کمک و یاری فامیل دارد ولی دیگران نسبت به او بی تفاوت هستند و برایشان مشکلات او مهم نیست. شاید شما بتوانید این شخص را کمی کمک کنید. تشکر از همراهیتون