کاربر گرامی، بخش دیدگاه تعبیر خواب روزهای دوشنبه، پنج شنبه و جمعه کلا بسته است. سایر روزها از ساعت 12 شب تا 17 عصر فعال است.باشه

یوتاب گلچینی از بهترین ها

تعبیر خواب هلو

دیدن هلو در خواب، به خصوص اگر صورتی و رسیده باشد بسیار خوب و خوش یمن است.

اگر تعبیر خواب خود را پیدا نکردید آن را از ما بپرسید. لطفا به موارد زیر دقت فرمایید:
لطفا هر خواب را در صفحه تعبیر خواب مرتبط با آن سوال کنید.
حتما خواب خود را با حروف فارسی بنویسید. کامنت های انگلیسی تایید نخواهند شد.
تعبیر خواب شما به صورت عمومی در بخش دیدگاه اضافه خواهد . لطفا از نوشتن ایمیل، اطلاعات شخصی خودداری کنید.
ارسال تعبیر خواب به ایمیل امکان پذیر نمی باشد و تعبیر ها فقط در سایت نوشته می شود.
تعبیرهای درخواستی در سریع ترین زمان ممکن نوشته خواهند شد اما ممکن است به دلیل درخواست های زیاد این زمان گاهی طولانی شود.
در صورتیکه خواب ارسالی شما بیشتر از ۷۵۰ کاراکترباشد، به ازای هر ۷۵۰ کاراکتر یک حق خواب از شما کسر خواهد شد!

38 دیدگاه

فقط اعضای وب سایت می توانند تعبیر خواب خود را سوال کنند. اگر قبلا عضو شده اید ورود و برای ثبت نام عضویت را کلیک کنید. ورود عضویت برای دریافت تعبیر خواب از طریق تلگرام به آی دی @yotaabcom پیام دهید.

Sare

Sare : سلام. خاب دیدم تو خونه قدیمون مهمون دارم. خونه بزرگتر و قشنگتر بود. مهمونم(در واقعیت نمیشناسم) ی دختر جوون موفق و روشنفکر ایرانی اما ساکن خارج بود. دردودل کردم ک فلانی خیلی منو اذیت کرده(در واقع همون شبم فلانیو نفرین کردم). و گفتم رو مچ پام مثل پای تو جای سوختگی داره. گفت جای زخمای پای اون زیاده. پاش از مچ تا ران همین رد زخم کوچیک تکرار شده بود. کسی یا کسایی اینکارو باهاش کردن.گفت امین عشق سابقش اذیتش کرده. بعد برادرم (متاهله) زنش یا نامزدش و خانواده زنش(با زن و خانواده واقعیش فرق داشتن) میخاستن برن پیک‌نیک. از خونه میوه دادم بهش. مهمونم گفت چون نشسته ست، بو گرفته براشون جدا کن. میوه ها درشت و تازه بودن هلو صورتی و سیب قرمزو بیشتر یادمه. و بنظرم میوه زیاد داشتم و از اینام موند واسه خودمون(تو خابم اهمیت نداشت). خونه بالاتر از کوچه بود.

پاسخ
لینک۳۰ دی ۱۴۰۳ ساعت ۱۲:۵۱:۳۲
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. شرایط اقتصادی شما بهتر خواهد شد و بخاطر این که از دوستی با کسی که خارج از کشور است، تجربیاتی کسب کرده اید؛ حالا بهتر می توانید تصمیم بگیرید که چطور روی پای خودتان بایستید و استقلال عمل داشته باشید. شما قبلا مرتکب خطاهایی شده اید و به ضرر خودتان کار کرده اید ولی حالا نیاز به حمایت دارید. شما در عشق سابقتان صداقت داشته اید و قاطعانه پای حرفتان ایستاده بودید ولی جدایی از کسی را تجربه کرده اید که در شرایط حاضر، نیاز به آرامش اعصاب بیشتر و ریکاوری آسیب های گذشته ی روحی تان هستید. شما تلاش می کنید که شاد و سلامت زندگی کنید و باید سعی کنید که منبعد مثبت اندیش باشید و بدیهای رابطه ی قبلی را در زندگی آینده تان اغمال نکنید. شما می توانید عشق و لذت بیشتری را بعد از این دوران تلخ تجربه کنید و رفتن شخص احساسی تان دیگر مثل سابق برایتان اهمیت نخواهد داشت. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۳۰ دی ۱۴۰۳ ساعت ۱۸:۴۱:۱۵
Mahy

Mahy : سلام خانم هراتی جان، دیشب خواب دیدم سر کلاس درس هستم، البته روی رمین که فرش یا موکت بود نشسته بودیم، فضای بزرگتری از کلاس بود. یک روزنامه خیلی بزرگتر از حالت عادی کف کلاس جلوی من پهن بود و معلم از اون سوال می پرسید از بقیه، بعدش راه افتادم به سمت خونه داشتم با بقیه احتمالا پدر و مادرم صحبت می‌کردم همونطور ک در حال گپ و گفت بودیم یه دونه هلوی بزرگ با پوست صورتی دست من بود که در حال خوردنش بودم، اول پوستش رو داشتم با دندون میکندم و میخوردم که خیلی نازک بود یعنی طوری نبود ک اذیتم کنه براحتی کنده می‌شد و هلو خیلی آبدار بود طوریکه آب هلو روی دستم سرازیر شده بود. ممنون

پاسخ
لینک۲۶ دی ۱۴۰۳ ساعت ۰۹:۳۵:۰۴
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. شما درهاس تازه ای از زندگی تان می آموزید. اول از همه اینکه شما دلی بزرگتر و روحی قویتر از گذشته پیدا کرده اید و متوضعانه تر رفتار می کنید. بینش شما قویتر شده و سعی می کنید که جهان بینی و دید وسیعتری نسبت به مسائل زندگی داشته باشید و روشنفکرانه تر به زندگی نگاه کنید. شما خردمندانه و با احساس رفتار می کنید و لذت و خوشی را در زندگی تان تجربه خواهید کرد و البته رابطه تان با کسی که دوستش دارید برقرار خواهد بود. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۲۶ دی ۱۴۰۳ ساعت ۱۹:۱۶:۱۱
س،موسوی

س،موسوی : سلام و ادب،من دیروزخوابی در دلم از گذشته دلخور بودم

پاسخ
لینک۲۳ دی ۱۴۰۳ ساعت ۰۰:۴۶:۰۰
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. عرض ادب متقابل. تعبیر خوابتان این است که هم شما و هم همسر سابقتان به فرهنگ خانوادگی شما و زمینه ی فکری که در گذشته داشته اید؛ و تضاد و تقابلی که در عقایدتان نسبت به مسائل داشتید؛ فکر می کنید. هر دوی شما به خوشیها و لذات و زندگی ساده ای که قبل از ایجاد اختلافات تان داشتید و همه چیز برایتان خوب پیش می رفت فکر می کنید. دایی بزرگتان فکر می کرده که مادر شما شانس آورده که چنین دامادی دارد و او که متمول و مرفه است به این فکر می کرده که شما از او کمتر خوشبخت نیستید. هر چند که شما دلخور از این هستید که او به احساسات شما توجهی نکرده بود. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۲۳ دی ۱۴۰۳ ساعت ۱۸:۰۷:۵۱
شیدا

شیدا : سلام خانم هراتی جان،امشب ،البتە دقیق نمیدونم شب یا نزدیک صبح،خواب دیدم مهمانی هستم، مهمانی شلوغ وبزرگی بود،دوستام هم بودن، خواهر یکی از دوستان،کە مجردە،داخل یە دیس بزرگ هلو تعارف میکرد،هلوها سفید بودن و از اون لکەهای سیاە کە برجستەان و زردآلو بیشتر دچارش میشە،از اون لکەها داشت،سفید بودن اما میدونستم کە هلوست،بە منم تعارف کرد و نمیدونم برداشتم یا نە، اما احساس میکردم داخلش سالمە،بعدشم خواهرش کە دوست منە و متاهلە، یە قند چند طبقە مربعی عین کیک تولد،کە زیر یە تور سفید بود،آورد داد بە خواهرش،قند خیلی سفید نبود، کمی انگار کهنە بود و تۆزاوی،گردوغبار روش بود،با خودم گفتم الان بە شوخی میگم اینو بدید بە من.آیا تعبیر دارە؟آیا شب یا نزدیک صبح در تعبیرش تاثیری دارە؟دقیق نمیدونم چە زمانی خواب دیدم.سپاس از‌شما.

پاسخ
لینک۷ آذر ۱۴۰۲ ساعت ۱۳:۲۶:۳۱
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تحولات تازه ای در زندگی تان در راه است و حرفتان را می زنند. خواهر دوست تان معتقد است که شما شخصیتی مهربان و نرم و انعطاف پذیر دارید و در کنار شما خوش می گذرد و ساده و بی شیله پیله هستید، ولی خوب یک سری اشتباهات کوچکی هم دارید. دوست شما که متاهل است معتقد است که خواهرش سعی می کند که حرفهای خوب و شیرینی بزند ولی گاهی دیگران را با حرف زدنش ناراحت می کند. شما نگران هستید که این را هم راجع به شما بگویند ولی نه راجع به خواهر مجرد دوستتان می گویند. زمان خواب خیلی مهم نیست. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۷ آذر ۱۴۰۲ ساعت ۲۰:۱۳:۰۵
Bahar

Bahar : دیشب نه پریشب ساعت سه و چهل و پنج دقیقه خواب دیدم یه نیسان پر از هلو جلوی من هست من دو سه تا هلو ازش برداشتم یعنی دزدیدم بعد دختر راننده دید بعد من یه هلوی صورتی درشت گذاشتم داخل کیفم من کارت عابر بانکمو درآوردم و هزینه رو پرداخت کردم دقیق یادم نیست اما حس می کنم هلو های داخل ماشین خراب شده بودن هلویی که من گذاشتم داخل کیفمم سالم و صورتی بود

پاسخ
لینک۲۴ آبان ۱۴۰۲ ساعت ۰۸:۰۸:۲۰
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. اگر مجرد هستید، دنیا به شما رو می آورد و شما از فرصت های خوبی که در دسترس شماست استفاده می کنید تا خوشی و لذت و عشقی را بقاپید که از همه ی خوشیهای دیگری که می توانید در زندگی تان داشته باشید بهتر است. انشالله ازدواج خواهید کرد. شما هزینه ی این کارتان را هم پرداخت می کنید و برای موفقیت خودتان اعتبار قائلید. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۲۴ آبان ۱۴۰۲ ساعت ۱۲:۳۷:۲۹
1010

1010 : سلام وقت بخیر.خواب دیدم کنار باغچه خونه خواهرم نشستم هلو میخورم.دیدم برادر نامزدم در واقع به من علاقمنده تو اتاق خواب خواهرم کنار مادر و برادر من و دامادمون کیپ هم نشستن.لباس مشکی تنش بود چشماش درشت و زیبا بود و لبخند عمیقی داشت و سرشار از اشتیاق من بود.منو دید میزد پشت مادرم قایم میشد من متوجه نگاهش نشم.خوشحال بود پیش منه.منم کنار خواهرزادم(پسر یازده ساله)نشسته بودم هلو میخوردیم.به خواهر زادم گفتم هسته هلوهارو بنداز رو سرش سربه سرش بذاریم.خواهرزادم هسته رو مینداخت سر پدرش سر بخوره رو سر برادر نامزدم.من هسته هلو رو از دهنم درآوردم انداختم رو سرش.مامانم گفت پاشید بریم.واسه جلب توجه برادرش دستم آغشته به هلو بود مالیدم به شلوار برادرم.تو آینه دیدم روسری سفید سرمه چندتا شوره سر بزرگ رو مومه قایم کردم برادر نامزدم نبینه.ممنون از تعبیرتون

پاسخ
لینک۱۶ مهر ۱۴۰۱ ساعت ۰۹:۴۹:۱۳
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تشکر. شما زندگی راحت و آرامی دارید ولی قدر زندگی تان را نمی دانید. برادر نامزدتان سعی می کند که پنهانی و در حالی که فقط شما متوجه ی رفتارش شوید، به شما علاقه اش را نشان دهد و شما هم به این رفتار او بها می دهید و سعی می کنید که متقابلا نشان دهید که از او خوشتان می آید! تعمد شما برای جلب توجه برادر او، به شما در نهایت استرس و دلشوره ی بزرگی می بخشد که چطور حالا باید این مسائل رو به رشد را از نامزدتان مخفی کنید. استرس و تنش های زیادی به خاطر این عزت نفس پایین شما به شما وارد شده است که آن را مخفی می کنید. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۱۷ مهر ۱۴۰۱ ساعت ۱۱:۰۸:۰۹
Zeinabiran

Zeinabiran : با سلام پنهان شود

پاسخ
لینک۲۶ شهریور ۱۴۰۱ ساعت ۰۹:۱۵:۲۰
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تعبیر خوابتان این است که شما کار و هدف تازه و یا پروژه ی تازه ای را تقبل می کنید و سعی می کنید که آن را درست و با موفقیت انجام دهید. در نتیجه شما به ثروت و دستاوردهای زیادی خواهید رسید. شما می خواهید مثل اشخاصی که در خانواده تان مدرن و مستقل هستند، رفاه و تمول بیشتری داشته باشید. پسر و دختر دایی تان حاجت روا خواهند شد و آنان هم به رفاه و ثروت می رسند. شما می خواهید مشکلاتتان تمام شود و شرایط سخت زندگی تان حل و فصل شود ولی هنوز به خواسته تان نرسیده اید و تصویر ذهنی تان نسبت به موفقیت هایی که رویای رسیدن به آنها را دارید، در ذهنتان حک نشده است. از این جهت خسته شده اید ولی خوشبین هستید که خواسته هایتان محقق شوند. روح پدرتان شاد. دعاهای خیر پدرتان پشت سر شماست و شما به سلامتی و ثروت خواهید رسید. مادربزرگتان روحش آمرزیده شده و شرایط خوب و آرامش زیادی در دنیای آخرت دارد ولی از دایی تان ناراحت است که او مادیگرایی کرده و با کسی بد رفتار کرده است. او می خواهد شما بدانید که اگر بتوانید در شرایط مختلف، درست رفتار کنید، ( و مثل دایی تان نباشید) می توانید به رفاه و ثروت برسید. شما هم برای او آرزوی خوشی و آرامش دارید و البته نگران هستید که حالا که او را دیده اید اتفاق بدی بیافتد. اما اینطور نیست و هیچ اتفاق بدی نخواهد افتاد. او شما را به خاطر این افکار اشتباهتان بخشیده و سعی می کند که آرامش خودش را حفظ کند و از اینکه حضور او را بد تعبیر می کنید، عصبانی نشود. هرگز خوابتان یا حضور ارواح را در خوابتان اینطور بد تعبیر نکنید. خوابتان شامل 2 حق خواب بود. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۲۶ شهریور ۱۴۰۱ ساعت ۲۰:۰۶:۱۱
ونوس

ونوس : سلام خانوم هراتی جانم.متن پیام نمایش داده نشه لطفا.

پاسخ
لینک۳ خرداد ۱۴۰۱ ساعت ۰۳:۱۰:۲۹
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام عزیزم. پدر و پسر عمه ی شما و همینطور خودتان دوست دارید که خوشی و لذت بیشتری را در زندگی تان احساس کنید؛ خیلی راحت به خواسته هایتان برسید، عشق را تجربه کنید و از چیزهای ساده در زندگی تان لذت ببرید. محمد دوست دارد که شما هم احساس آرامش و خوشی و سلامتی داشته باشید ولی شما می دانید که ظاهرتان با آنچه که احساس شما به شما می گوید متفاوت است. شما نگران هستید که اتفاق بدی بیافتد و شرایط برایتان خیلی بد پیش برود. شاید محمد هم متوجه ی این حالت شما شده باشد. شما دوست دارید که خانواده ی خوبی داشته باشید و به موفقیت برسید ولی واضح فکر نمی کنید و در مورد احساستان با محمد صداقت ندارید. شما قدر خودتان را می دانید و فکر می کنید که بهتر است که از خواسته های قبلی تان بگذرید و به آنها اهمیت نداده و با محمد ازدواج کنید. اگر محمد به شما اصرار کند که با او بمانید، از او فرار می کنید و اگر از شما و صداقتتان نسبت به عشق خودش، بترسد و از شما دوری کند، جلب و جذب او می شوید. شما به آنچه که بینش و خردتان می گوید بیشتر از هر کسی واقفید و می دانید که ازدواج با محمد جدا" به نفع شماست. او فقط از شما یک عشق واقعی می خواهد و بس. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۳ خرداد ۱۴۰۱ ساعت ۱۲:۵۵:۱۱
Ad

Ad : خواهش میکنم، انشاءالله که کسالت رفع شده باشه. با آرزوی تندرستی و سلامتی برای شما. ممنون بابت تعبیری که فرمودین.

پاسخ
لینک۱۹ بهمن ۱۴۰۰ ساعت ۰۷:۰۷:۲۹
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : تشکر از احوالپرسی شما. الهی شکر. کمی بهترم.

پاسخ
لینک۱۹ بهمن ۱۴۰۰ ساعت ۱۰:۳۶:۱۶
Ad

Ad : باعرض سلام ، وقتتون بخیر. دیشب (سه‌شنبه شب) خواب دیدم در جایی بودم و پشت در اتاق منتظر بودم وارد اتاق بشوم. داخل اتاق آقایی که بودند در بیداری سالها پیش رئیس اداره ما بودند، بعدها هم در جاهای دیگر سمت‌های مهمی داشتند، کلا" آدم مهمی بودند. ولی چند سالی است که بازنشسته شده‌اند. خواب دیدم که ایشون رئیس ما بودند. من پشت در اتاق بودم که وارد بشم. داخل اتاق رو دیدم که چند نفر مراجعه‌کننده دور رئیس ما رو گرفته بودند، ایشون هم به شکل رسمی داشت جوابشون رو میداد. منم با خودم فکر میکردم با من هم به همین شکل برخورد میکنه. انتظار داشتم برخورد خوبی با من نداشته باشد. وارد اتاق شدم، ولی دیدم رئیسمون که من رو دید، من خودم رو معرفی کردم او من رو شناخت و با روی باز و خندان با من برخورد کرد و جلوی پای من از صندلی که نشسته بود بلند شد. در مورد کارم چیزهایی رو بهشون نشون دادم. قرار شد یک جایی بروم، کاری رو انجام بدم (دقیق یادم نیست چه کاری بود). بعد دیدم رفته بودم همانجایی که قرار بود بروم. خواب دیدم بیرون یک باغ بودم. بیرون باغ روبروی درب باغ که محوطه خاکی بود، با فاصله زیادی از درب باغ روی یک تختخواب که مثل تختخوابهای معمولی نبود، و پایه‌هاش بلندتر بود، خوابیده بودم و یک لحاف که ملحفه‌اش جدا بود روم کشیده بودم (هم لحاف بود، هم ملحفه، ولی جدا از هم). همونجور که خوابیده بودم در حال خوردن هلو بودم. نصف هلو دستم بودم. دیدم یکی از دوستان دوران دبیرستانم که الان خانم متاهلی است داشت می‌آمد بطرف من. چون تمایلی به صحبت با او نداشتم سرم رو زیر ملحفه کردم و خودم رو به خواب زدم. دیدم آمد کنار من و یک جمله‌ای رو خطاب به من گفت، مثل نفرین بود (جمله رو یادم نیست). من همینجور که سرم زیر ملحفه بود، چشمهام رو باز کرده بودم و داشتم نصفه هلو رو میخوردم و صورت این خانم رو از زیر ملحفه میدیدم که صورتش رو به من نزدیک کرده بود که من رو ببینه، یادمه چشماش رو دیدم. اگر تعبیر بفرمایید ممنون میشم. با تشکر

پاسخ
لینک۱۳ بهمن ۱۴۰۰ ساعت ۱۰:۲۹:۳۵
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تشکر. شما منتظر هستید که به موضع و مقامی برسید که بهتر از گذشته بتوانید زندگی تان را مدیریت کنید و گشایش کار پیدا کنید. شما به مقامی که درخورش هستید خواهید رسید و امکان پیشرفتتان در زندگی و کار بالاست. مسئولیت های تازه ای به شما واگذار می شود؛ از ارزش و احترام بالاتری برخوردار می شوید و بخوبی از پس انجام کارهایتان برخواهید آمد. شما به امنیتی می رسید که شاید خیلی ها قبل از شما این امنیت را حس کرده اند ولی نحوه ی برخورد شما با دیگران در کارتان یا نحوه ی عملکردتان مختص به خودتان است و از این جهت هم نسبت به دیگران متمایز خواهید بود. رفاه و شادی و خوشی زیادی را تجربه خواهید کرد. شما با هر کسی که دوست دارید تعامل می کنید و از هر کسی که خوشتان نمی آید فاصله می گیرید و دوری می کنید. باید برای دفع چشم زخم از خودتان صدقه بدهید. چون خیلی ها مثل خانم دوست سابقتان، چشم دیدن موفقیت هایتان را ندارند. با پوزش از تاخیر در تعبیر بدلیل بیماری. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۱۴ بهمن ۱۴۰۰ ساعت ۱۶:۳۳:۵۴
ادامه

فقط اعضای وب سایت می توانند تعبیر خواب خود را سوال کنند. اگر قبلا عضو شده اید ورود و برای ثبت نام عضویت را کلیک کنید. ورود عضویت برای دریافت تعبیر خواب از طریق تلگرام به آی دی @yotaabcom پیام دهید.