تعبیر خواب کباب
خوردن کباب در خواب، رسیدن ثروت به بیننده خواب در بیداری است. کباب گوسفند، مالی است که به زحمت به دست بیننده خواب می رسد و کباب گاو، نشانه روزی فراخ و معاش فراوان است. کباب مرغ، ثروتی است که از طریق یک زن به ببننده خواب می رسد. کباب ماهی، منتفع شدن از ثروتی است که در سفر عاید بیننده خواب خواهد شد. پختن کباب و فروختن آن در خواب، نیکی به مردم در بیداری است.
اگر تعبیر خواب خود را پیدا نکردید آن را از ما بپرسید. لطفا به موارد زیر دقت فرمایید:
لطفا هر خواب را در صفحه تعبیر خواب مرتبط با آن سوال کنید.
حتما خواب خود را با حروف فارسی بنویسید. کامنت های انگلیسی تایید نخواهند شد.
تعبیر خواب شما به صورت عمومی در بخش دیدگاه اضافه خواهد . لطفا از نوشتن ایمیل، اطلاعات شخصی خودداری کنید.
ارسال تعبیر خواب به ایمیل امکان پذیر نمی باشد و تعبیر ها فقط در سایت نوشته می شود.
تعبیرهای درخواستی در سریع ترین زمان ممکن نوشته خواهند شد اما ممکن است به دلیل درخواست های زیاد این زمان گاهی طولانی شود.
در صورتیکه خواب ارسالی شما بیشتر از ۷۵۰ کاراکترباشد، به ازای هر ۷۵۰ کاراکتر یک حق خواب از شما کسر خواهد شد!
فقط اعضای وب سایت می توانند تعبیر خواب خود را سوال کنند. اگر قبلا عضو شده اید ورود و برای ثبت نام عضویت را کلیک کنید. ورود عضویت برای دریافت تعبیر خواب از طریق تلگرام به آی دی @yotaabcom پیام دهید.
گلی : واینم بگم من کبابی ندیدم اونجا ولی فقط میگفت دنبال اینم نبودم ببینم کباب کجاست ولی واقعا گرفته بود
گلی : سلام وقت بخیر ۹ رجب دقیقا ساعت اذان خواب دیدم صاحب کارم که بهش علاقه داشتم و داشت تو یکی از اپلیکیشن هام شاید تلگرام داشتم براساس حروف الفبا تنظیم میکردم مخاطبینم رو که دیدم پروفش دیگه نیست بالا پایین کردم دیدم اون پایینه گفتم ببینم برای تولد زنش چی گذاشته انگار همیشه میزاشته)(میزاشت اما فقط عکس تفریح و مسافرتشون تولدشون درواقعیت نه البته شاید مال بچه هاش رو میذاشت اما خودشون نه ) دیدم هیچی نذاشته و بالای صفحه اش(و البته الان داریم از زاویه مانیتور اون نگاه میکنیم یعنی اینجا دیگه شد لب تاب اون ) نوشته فاعل بدون فعل یه همچین چیزی بعد دقت کردم بینم چی نوشته گفت چیه گفتم هیچی چرخ زدم رفتم اونور نشستم کنار یه مرد دیگه یا پسر دیگه یا شخص دیگه گفتم تا کی میخوای به من گیر بدی ها تا ابد میخوای به من گیر بدی هیچی نگفت فقط گفت بیا کباب گرفتم بیا باهم بزنیم گفتم نمیام نمیدونم چی گفت اینجا که گفتم نشستم کنار فامیلتون گفت چه بهتر بیا باهم کباب بزنیم که از خواب پریدم دیدم دیگه اذانه صدای اذان بود یعنی دقیقا وقت اذان بود خانم هراتی عزیز شب با مادرم حرفشو زدم ممنونم از تعابیرتون
فریبا هراتی
: سلام. تعبیر خوابتان این است که او مثل سابق رابطه ی صمیمانه و زناشویی با همسرش ندارد و معنی اینکه گفته فاعل بدون فعل یعنی اسما" زن و شوهر هستند ولی به هم توجهی نمی کنند و در جهت رضایت همدیگر کاری انجام نمی دهند. شما می خواهید برای خودتان تشکیل زندگی بدهید و فکرتان را از او منصرف کنید. او فقط به این فکر می کند که کسی در زندگیش باشد که با او خوش بگذراند و به خانمهای دیگر به همین منظور فکر می کند و اگر الان هم بتواند فقط می خواهد که با کسی خوش باشد و بس. تشکر از همراهیتون
محمد : سلام وقت بخیر لطفا مخفی بمونه
نزدیکای صبح یکشنبه خواب دیدم
فریبا هراتی
: سلام. تشکر. شما می خواهید به موفقیت و رفاه زیاد برسید و ثروت و تمول یکباره و زیادی به دست بیاورید. می خواهید آینده ای روشن و سرشار از عظمت و قدرت پیش رو داشته باشید. سپس برای رسیدن به خواسته هایتان اقدام می کنید و به انتخابهای پیش رویتان نگاه می کنید. به اینکه چطور نیازهای اولیه ی زندگیتان را فراهم کنید و به اینکه آخر تلاشهایتان به کجا کشیده می شود؛ فکر می کنید. شما به این فکر می کنید که مبادا به شما خیانت کنند و علیرغم کار و تلاش زیادتان؛ سرتان را کلاه بگذارند و غصه بخورید و ترش کنید. اما از قدیم گفته اند که سنگ بزرگ علامتِ نزدن است!! شما به جای اینکه تلاش کنید که به ثروت برسید؛ به یکباره وسوسه شده اید که لقمه ی چرب و چیلی به شما بدهند و سرتان را کلاه گذاشته اند. تشکر از همراهیتون
Zeinabiran : با سلام دوشنبه ۹ ربع الاول خواب دیدم، پرانتز ها پاک شن من و خواهرم(--------) پدر مرحومم و برادرم(-------------) در خانه ای هستیم در رو باز میکنم و میبینم مذاب روی سطح زمین رو گرفته کفش پام بود یک پام رو با احتیاط گذاشتم روی مذاب و چیزی نشد گفتم تا سرده باید بریم اون خونه (------------) مذاب تبدیل به آسفالت شده بود و خیلی ضخیم شاید حدود ۵۰ سانت که از سطح زمین بالاتر و حاشیه بیرونش ناهموار بعد دیدم جایی هستیم من و برادرم بیرون ماشین بودیم پدرم حرکتی کرد یا چیزی به خواهرم که در ماشین بود گفت که خواهرم دهانش خیلی باز شد مثل خنده ولی بدون صدا و پدرم هم حس کردم همونجور دهانش رو باز کرد بعد دیگه ندیدمش برادرم نگاه کرد (-------------------) برادرم رفت در مغازه ای که سطح اش بالاتر بود شاید پله میخورد مغازه اول کباب داشت ولی نخرید رفت مغازه ای که کمی دورتر بود برای خودش فلافل خرید یک لحظه داخلش رو دیدم فقط فلافل بود حس کردم ۲ نون هست اما فقط تعداد فلافل ها زیاد بود من فکر کردم غذا میگیرم فوقش برای فردا که بخوریم (-----------) و در ذهنم بود ساندویچ برادرم رو حساب کنم رفتم مغازه اول از پنجره داخل رو دیدم فروشنده مرد قد تقریبا لاغر متوسط تقریبا میانسال کباب کوبیده (--------------) جوجه خیلی سیخ بزرگ و تکه های بزرگ و شیشلیک (---------------) هرکدام ۱ سیخ روی نون کنارش گذاشته بود کوبیده خوب نبود قیمت شیشلیک و پرسیدم به نظرم گرون بود گفت خانواده زنم از گوشتم تعریف میکنم گفتم پس شیشلیک و جوجه میبرم رفتم داخل مغازه گفتم کردم نمک ید داره گفت همش داره گفتم خودت از کدوم استفاده میکنی نشون داد گفتم از همین برام بزار میبرم بعد انگار چای خشک خواستم یا اون چای خشک برام گذاشت ولی همراهش ادویه هایی که درشت بود و دایره و سطح بیرون اش حاشیه برآمده قاطی کرد تا دستم رو سمتش بردم اشاره کنم که اشتباه کردی دیگه توی پلاستیک ریخته بود چای خشک که چند تا چیر شبیه چوب حلقه مانند اما ادویه بود داخلش دیدم بهش گفتم نمیخواست قبول کنه میگفت قبلش باید میگفتی خانم جوان محجبه داشت خرید میکرد اون رو شاهد گرفتم خانم گفت نمیخوام تقویت اش کنم (-----------) گفتم بر اساس تقویت نگو بر اساس وجدانت بگو کلا کباب یا نمک رو ندیدم دیگه
فریبا هراتی
: سلام. شما یا برادرتان به خاطر مسائلی به شدت عصبانی می شوید. سعی می کنید که خونسرد رفتار کنید و از تجارب قبلی استفاده کنید تا زندگی بهتری داشته باشید. روح پدرتان شاد. او هر چند که نگران خواهرتان است، به اندازه ی برادرتان از خواهرتان حمایت نکرده و مادرتان هم به اندازه ی شما حامی خواهرتان نیست. برادر شما بشدت تلاش می کند و سخت می کوشد تا بتواند زندگی خوبی برای خودش بسازد و یا حتی بتواند از شما و خواهر بیمارتان حمایت کند. او با یک دست چند هندوانه بر می دارد و فشار و استرس زیادی روی اوست. از جهتی شما هم سعی می کنید که از نظر مالی خانواده تان را حمایت کنید. هر چند که این کار راحتی نیست. شما می خواهید تمام سعی و تلاشتان را بکنید که نگرانیهای خانواده تان از بین برود و هیچ ترسی از جهت امور مالی نداشته باشند و غصه نخورند. شما می خواهید زندگی تان رنگ و بوی تازه ای بگیرد و روابط دوستانه ای با دیگران داشته باشید ولی با شما خشک و بی احساس رفتار می شود و به جای اینکه دیگران از شما حمایت روحی بعمل بیاورند، نسبت به ظلمی که به شما می شود، بی تفاوت رفتار می کنند تا به خیال خودشان شر درست نشود و شما از اینکه عده ای از دوستان یا آشنایانتان روی واقعیت ها سرپوش می گذارند ناراحت هستید. خوابتان شامل 3 حق خواب بود. تشکر از همراهیتون
Ssss : سلام و عرض ادب.خواب دیدم آقایی که به هم علاقمندیم مشغول آماده کردن زغال برای کباب پز بود.من کنار کباب پز نشسته بودم با هیجان ماجراییو براش تعریف میکردم اونم با دقت گوش میداد.خیلی صمیمی بودیم و موهاش طلایی و پرپشت ومردمک چشماش بزرگ بود.اومد نشست کنارم با دقت نگاهم کرد باقی حرفامو بشنوه براش جالب و مهم بود.به خاطر جوش صورتم خجالت کشیدم.ولی دیدم باز بهم توجه داره خیالم راحت شد.خواهرزادم که پسره و برادرزاده این آقاست کنار کباب پز نشسته بود و به خانواده این آقا میگفت فقط منو دوست داره و دوست داره فقط با من بره گردش.بعد برای اینکه بقبولونه بهشون من فقط مهمم سه بار خطاب به اونها اسممو با خودکار آبی تو دفترش نوشت و با صدای بلند تکرار کرد.بعد با کنایه از عمه ش که خواهر این آقاست ایراد گرفت گفت با طرز پخت کباباش خودشو چی میدونه.تشکر
فریبا هراتی
: سلام. عرض ادب متقابل. او سعی می کند که رفاه و ثروت کافی برای تامین معاش شما و خودش فرهم کند. اگر رنگ موی او در واقعیت طلایی نیست، او روشنفکرانه به حرفتان گوش می کند و بینشش قویست و می خواهد شما را بیشتر بشناسد. شما کمی استرس دارید و او با این وجود شما را دوست دارد. خواهرزاده تان به شما خلی علاقمند است و این نشان دهنده ی این است که شما روحیه ای جوان و شخصیتی خوشرفتار دارید. شما نگران هستید که خواهر این آقا نسبت به شما تاثیری منفی روی او بگذارد و یا شما را دوست نداشته باشد. تشکر از همراهیتون
Shima11 : سلام وقت بخیر.مخفی بمونه.
فریبا هراتی
: سلام. تشکر. شما و شایان می خواهید برای زندگی تان تصمیمات مهمی بگیرید و خودتان را زیر فشار این تصمیمات می دانید و نیاز به حمایت دارید. هر چند که شما م یخواهید پر شور و شوق باشید و از زندگی تان لذت ببرید، اما امکانات مالی شما برای تشکیل زندگی مشترک کافی نیست. بر خلاف شما، شایان می تواند از شما بخوبی حمایت کند و شادی و نشاط بیشتری به شما ببخشد. تشکر از همراهیتون
فاطمه۱۱ : سلام وقت بخیر خواب دیدم انگار رفته بودم کوه مثه درکه دربند همچین جایی و تنها نبودم ولی یادم نمیاد چه کسایی باهام بودن و کباب سفارش دادیم و من داشتم کباب هارو از سیخ دا میکردم و میخوردم خییییلی خوشمزه و نرم بود جوری که گفتم پس چنجه هم خوشمزه س یادم باشه بازم امتحان کنم چون تو واقعیت من خیلی گوشت دوس ندارم ولی اونی که تو خواب خوردم حتی وقتی بیدار شدم مزه ش زیر زبونم بود
فریبا هراتی
: سلام. تشکر. شما با چالشی در زندگی تان مقابله می کنید و به موفقیت خواهید رسید. غرایز و خواست های مادی و مالی تان را بدست می آورید و رفاه و ثروت و عشق و آرامش را تجربه خواهید کرد. تشکر از همراهیتون
Negar2 : سلام.خواب دیدم با خواهربزرگم بودیم. انگار من جایی کار کرده بودم و صاب کارم به من به خاطر تلاشم مزد زیاد داده بود ولی به خواهرم مزد کمتری داده بود و خواهرم ناراحت و حسودیه منو میکرد و صاب کارم عشقم بود(همدیگه رو نمیشناسن)بعد من غذا کباب و برنج گذاشته بودم.خواهرم گفت گشنمه برو از بیرون واسم ساندویج بخر و از برنج و ته دیگش و کباب میذاشت لای نون و میخورد .منم میخوردم .بعد پاشدم برم براش از بیرون ساندویج بگیرم.گفت نرو دیگه سیر شدم .تو تابه۴ تا کباب موند و برنج کم موند.گفتم اینم مامان میخوره.بعد تو اتاق دیگه مامانم نشسته بود و کنارش یه دختر بچه تقریبا دو سه ساله بود.وارد اتاق که شدم دختر بچه گفت: اون دختر کوچولو کجاست؟(منظورش از دختر کوچولو من بودم) منو خیلی دوست داشت و دنبال من میگشت و منم باهاش بازی کردم و متوجه شدم زیر شکمش یه جوش کوچک داره
فریبا هراتی
: سلام. تعبیر خوابتان این است که شما از نتیجه ی تلاشهایتان راضی هستید و خواهرتان معتقد است که به اندازه ی شما از او قدردانی نمی شود. همانطور، عشق شما برایتان اعتبار زیادی قائل است و از شما بخوبی حمایت می کند. شما نیز از عشقتان حمایت می کنید. خواهرتان معتقد است که زحمت زیاد می کشد و مزد او کم است و یا از نظر عاطفی از او به اندازه ی کافی حمایت نمی شود. مادر شما ثروت و سرمایه ای دارد که بتواند راحت زندگی کند و نسبت به شما هم شخصیتی حمایتگرایانه از خودش نشان می دهد . شما احساساتی هستید ولی شاید به بعضی دلائل اعتماد به نفستان کم است و باید سعی کنید که این ایرادهای کوچک خودتان را هم از بین ببرید. تشکر از همراهیتون
Negar rokni : سلام لطفا مخفی باشد آمدم بیرون
فریبا هراتی
: سلام. فامیل حرف شما را می زنند. شما با مردم با گرمی رفتار می کنید و از خودتان برای راحتی آنان مایه می گذارید. شما خردمندانه و صمیمی رفتار می کنید. می خواهید اشتباهات گذشته تان را شسته و برای آینده تان برنامه ریزی کنید. شما به ثروت و رفاه و عشق خواهید رسید ولی باید قبل از اینکه هر تصمیمی برای آینده تان بگیرید، بینش و آگاهی کافی بدست بیاورید و عجولانه رفتار نکنید. شما تمرکزتان کم است و مجبور می شوید که طریقه ی فکری تازه ای را تجربه کنید پس باید دقت کنید و آرامشتان را حفظ کنید. انشالله از شما حمایت خواهد شد و نگرانیهای شما کاملا از بین می رود. شما خوشحال می شوید؛ ازدواج می کنید و از فامیلتان جدا خواهید شد و فامیل دیگری پیدا می کنید. تشکر از همراهیتون
اکرم : سلام خواب دیدم با آقای x ک چندوقتی هست قهرم و دلتنگشم و دوتا از کارگرهامون رفتیم ناهار بیرون برای همه کباب خرید(کبابی ک تابحال به بزرگی و خوشمزگیش ندیدم)بعد اشاره کردم گفتم من میخواستم باتو تنها صحبت کنم تا اومد اون دونفر رو راهی کنه ک برگردن غدا رو اوردن من نشستم کباب هام خوردم یه ظرف دوع بزرگ هم اوردن ک یکی برای من توی لیوان ریخت ولی من گفتم زیاده کمش کردم .ولی خیلی تلاش کرد ک تنها بشیم ولی نشد.
فریبا هراتی
: سلام. شما عزمتان را جزم کرده اید که روی جسم و ذهنتان کار کنید و شخصیت قویتری از خودتان بسازید. شما نیاز به حمایت و پشتیبانی این آقا دارید و می خواهید امیال احساسی و غریزی تان براورده شوند. سعی می کنید که دوستانه تر و مهربانتر از قبل رفتار کنید و زیاد غصه نخورید. او هم سعی می کند که سردی روابط و احساسات سردی را که بین شما برقرار شده است را از بین ببرد. تشکر از همراهیتون