تعبیر خواب بمباران هوایی و بمب
بمباران هوایی به ناکامی های متعدد و سریعی تعبیر می شود که فضای تنش آلودی را به وجود می آورد. گریختن از بمباران به معنی تلاش برای فرار از فضایی تنش زا است.
در کتاب سرزمین رویاها، تعبیر خواب بمباران ، ناكامیهای متعدد است.
تعبیر خواب شما دچار بمباران شده اید ، علامت یك ازداوج ناكام است.
تعبیر خواب دیگران را بمباران كرده اند ، ناكامی در امور اجتماعی است.
تعبیر خواب بمب
لیلا برایت می گوید: تعبیر خواب بمب گذاشتن در مکانی ، وجود دشمن در اطراف شما است.
آنلی بیتون می گوید: تعبیر خواب دیدن بمب ، دعوا و مشاجره است.
اگر تعبیر خواب خود را پیدا نکردید آن را از ما بپرسید. لطفا به موارد زیر دقت فرمایید:
لطفا هر خواب را در صفحه تعبیر خواب مرتبط با آن سوال کنید.
حتما خواب خود را با حروف فارسی بنویسید. کامنت های انگلیسی تایید نخواهند شد.
تعبیر خواب شما به صورت عمومی در بخش دیدگاه اضافه خواهد . لطفا از نوشتن ایمیل، اطلاعات شخصی خودداری کنید.
ارسال تعبیر خواب به ایمیل امکان پذیر نمی باشد و تعبیر ها فقط در سایت نوشته می شود.
تعبیرهای درخواستی در سریع ترین زمان ممکن نوشته خواهند شد اما ممکن است به دلیل درخواست های زیاد این زمان گاهی طولانی شود.
در صورتیکه خواب ارسالی شما بیشتر از ۷۵۰ کاراکترباشد، به ازای هر ۷۵۰ کاراکتر یک حق خواب از شما کسر خواهد شد!
فقط اعضای وب سایت می توانند تعبیر خواب خود را سوال کنند. اگر قبلا عضو شده اید ورود و برای ثبت نام عضویت را کلیک کنید. ورود عضویت برای دریافت تعبیر خواب از طریق تلگرام به آی دی @yotaabcom پیام دهید.
1010 : سلام وقت بخیر.خواب دیدم برادر نامزدم(در واقعیت بهم علاقمنده)اومده خونمون شبه و همه خانواده تو اتاق کنار هم خوابیدیم تختامون کنار هم بود و اتاق تاریک بود.برادر نامزدم تختشو آورد چسبوند به تخت من کنار من بخوابه و یک میز آورد گذاشت بین تخت خودشو خواهرم که ازش فاصله داشته باشه بعد کنار من خوابید.بعد من پاشدم رفتم تو اتاقم دنبال من اومد تو اتاقم.بیرون بمباران هوایی بود.چراغ اتاقمو روشن کرد دوتا هلی کوپتر بیرون جلو پنجره بودن که منو دیدن و میخواستن به من شلیک کنن.برادر نامزدم پرده ی اتاقمو کشید تا نتونن منو ببینن و بهم شلیک کنن.ممنون از تعبیرتون
فریبا هراتی
: سلام. تشکر. برادر نامزدتان به شما فکر می کند و نمی داند که در شرایط سخت و بغرنج و زمانی که عاقبت کارها معلوم نیست؛ چگونه باید رفتار کند و می خواهد مراقب باشد و شرایط را به گونه ای ارزیابی کند که خواهرتان از رفتار و احساس او با خبر نباشد. شما ایده های تازه ای در سر دارید و تحت فشار و استرس زیاد قرار گرفته اید. برایتان سخت است که تصمیم درستی در باره ی آینده تان بگیرید و نمی دانید که واقعا از زندگی تان چه می خواهید. برادر نامزدتان می خواهد رابطه اش با شما مخفیانه باشد تا کسی شما را سرزنش نکند. تشکر از همراهیتون
Bahar : با سلام خدمت خانم هراتی گرامی
امروز دیدم دریک خانه اثاث کشی کردهایم که کابینت ها پر از ظروف شیشه ای و چینی رنگارنگی هستند و خانه پر از مهمان، چاهی کم عمق نیم متر وسط آشپز خانه به عنوان چاه توالت که داخلش آسفالت شده و تمیز بود زن برادرم رفت دستشویی و چندین کاغذ سفید و زرد توی چاه انداخت که وقتی من رفتم چاه را دیدم به غیر از کاغذ راه آب را با کلی زباله و سبد بند آورده بود به برادرم گفتم چرا اینکارا میکنه گفت درستش میکنم (در حال جدا شدن از همدیگر هستند)بعد دیدم نامزد خالم یک پسر بچه توی بغلش و یک خمپاره انداز دستش بود شلیک میکرد من فرار کردم خالم بی تفاوت نشسته گفت چیزی نیست الان تمومش میکنه گفتم اون بچه توی بغلش ناراحت میشه بعد دیدم حیاط خونه فعلی روی صندلی نشسته ام و لخت دارم لیف میزنم و بعد ادرار کردم و با آب خودمو میخواستم بشورم.
با تشکر
فریبا هراتی
: سلام. تحولات تازه ای در زندگی شما در جریان است و شما در موقعیتی ظریف و حساس و شکننده قرار گرفته اید. خیلی از مردم راجع به شما صحبت می کنند و مسئله ای امنیت و رفاه و آرامش شما را مختل کرده ولی چیزی نیست که قابل حل نباشد. شاید زن برادرتان می خواهد از برادرتان مبلغی را دریافت کند و تلاش می کند که حرف خودش را بازگو کند و راجع به روابط قدیمی و شرایط بدی که در زندگیش هست احساسش را بیان می کند. برادرتان راه چاره ای برای حل مشکلاتشان پیدا می کند. نامزد خاله ی شما اهداف تازه ای دارد و به صورت جدی تلاش می کند که قطعا آن اهداف را بدست بیاورد و شاید فکر کنید بداخلاق است. شما در رابطه با دوستان و فامیلتان در جایگاهی قرار دارید که بی تقصیر هستید و می خواهید هیچ ایرادی به شما وارد نباشد و شاید مورد قضاوت دیگران قرار گرفته اید و این ناراحتتان کرده ولی سعی می کنید که احساسات منفی را از ذهنتان خالی کنید و نگرانیهایتان را می شویید می رود. تشکر از همراهیتون
Fatemeh : خواب دیدم صبح با دوستم رفتیم دانشگا او جای دیگر بود قرار گذاشتیم ساعت ۱,سر این خیابون با هم برگردیم در دانشگاه بودم ناگهان در ..... رد شد اما یواش دارد برمیگرد انگار .. است فهمیدم قضیه مشکوک است سریع در گوشه دیوار ایستادم اما هرکس در مرکز حیاط بود .. انگار دنبال ..بود از من دور بود خودم راه به داخل ساختمان رساندم وسایل زیادی داشتم ساعت از یک داشت میگذشت جمع کردم که برگردم شهرمان مسیر اصلی مرکز شهر مسدود بود از راه کوچه ها رفتم دیدم .... اماده میشوند.. خودم را به سرکوچه رساندم و خوشبختانه دوستم را انطرف خیابان دیدم خواب ترسناکی بود اما اینکه دوستم دیدم دلم را ارام کرد میگفتم .. دوستمم داشت بستنی میخورد گف ماشین کم کم میاید دنبالمان
فریبا هراتی
: سلام. شما درکتان بالاست. می خواهید به موانع سر راهتان غلبه کنید و تحولات تازه ای را در زندگی ایجاد کنید و می دانید که باید استقامت کنید، سخت بکوشید و بر موانع سر راهتان غلبه کنید. اشخاصی که به مقام و قدرت بالایی رسیده اند تلاش خواهند کرد که شما را از رسیدن به اهدافتان منع کنند و ممکن است شما شاهد نوعی مواجهه در زندگی بیداری تان باشید. شما هدفی مشخص دارید و می دانید که از زندگی تان چه می خواهید باید سعی کنید که از تعامل با اشخاصی که به آنان اعتماد ندارید دوری کنید و خونسرد باشید. با برنامه ریزی درست در کارتان به پیش بروید و شانس موفقیت شما اینطوری خیلی بیشتر خواهد بود. تشکر از همراهیتون.
Fatemeh : خواب دیدم صبح با دوستم رفتیم دانشگا او جای دیگر بود قرار گذاشتیم ساعت ۱,سر این خیابون با هم برگردیم در دانشگاه بودم ناگهان در اسمان دیدم هواپیمایی رد شد اما یواش دارد برمیگرد انگار جنگی است فهمیدم قضیه مشکوک است سریع در گوشه دیوار ایستادم اما هرکس در مرکز حیاط بود را شلیک کرد و کشت انگار دنبال تجمع زیاد ادمها بود از من دور بود خودم راه به داخل ساختمان رساندم وسایل زیادی داشتم ساعت از یک داشت میگذشت جمع کردم که برگردم شهرمان مسیر اصلی مرکز شهر مسدود بود از راه کوچه ها رفتم دیدم مردم برای تشییع پیکر ها اماده میشوند امبولانس و اخوند ها در خیابانند خودم راه به سرکوچه رساندم و خوشبختانه دوستم را انطرف خیابان دیدم خواب ترسناکی بود اما اینکه دوستم دیدم دلم را ارام کرد میگفتم باز هواپیما نیاید دوستمم داشت بستنی میخورد گف ماشین کم کم میاید دنبالمان
فریبا هراتی
:
سلام. طبق قوانین سایت و به علت کثرت و ازدیاد کاربران عزیز و حجم بالای تعابیر، شما فقط مجاز به ثبت 1 خواب در 24 ساعت هستید و یک خواب شما برای تعبیر ثبت شد. ((در نوبت هستید)) و باید این خواب دومتان را یک روز دیگر ارسال کنید. این قوانین هنگام ثبت نام در سایت در جایی که علامت زده اید که با قوانین موافقم به شما اطلاع رسانی شده است. تشکر از همراهیتون.
فاطمه : سلام خانوم هراتی عزیز وقتتون بخیر، اولا ازتون بابت تمامی تعابیر کاملتون در گذشته کمال تشکر رو دارم و قلبا براتون ارزوی سلامتی و موفقیت روزافزون دارم. من 18 سالمه، مجردم، کنکوری بودم و تازه مدرسه ام تموم شده، دوروز پیش تو نیمه ی دوم شب جمعه خواب دیدم ک در دبیرستان محل تحصیلم همراه خانوادمم ک جلوی صف نزدیک درمدرسه وایسادیم و افراد زیادی هم پشت سر ما بودن ک گویا خانوادگی اومده بودن و خانوم ها همه چادرمشکی داشتن حتی خودم، اونجا انگار حوزه رای گیری داخل مدرسه بود و ما همه کارمونو انجام داده بودیم وحالا بیرون اومده بودیم،چندخانواده زیاد(ک ندیدم کی بودن فقط میدونم افرادزیادی اونجا پشت سرمون بودن)و همه ی ما تو مسیر منتهی ب خروجی دبیرستان وایساده بودیم و منتظر بودیم کم کم برگردیم خونه هامون، منو خانوادم ب صورت پراکنده اول این صف و یکی از هم مدرسه ای هام هم ک اشنامونه درحال صحبت بودیم درواقعیت همونجاپیش ما بود و خانوادش پشت سرش،یهو ی مردی بدو بدو اومد ی چیزی رو از تو دستش پرت کرد(و فرارکرد) سمت ما اما توی سوراخ کوچیک بالای در افتاد و درهای دبیرستان هم ک کاملا باز و مادقیقا دم در و نزدیک ما انداختش ،من ی لحظه احساس خطر کردم و ب شوخی(اصلا فکرنمیکردم یکی واقعا ب ما بمب بندازه) با لبخند ب اطرافیام گفتم اگر بمب بندازن برامون خب سریع ب ابخوریای اونورتون نزدیک خودتونو برسونید و نجات بدین خودمم میپرم تو این کانال اب جلو مدرسه(درواقعیت اونور خیابون کنار مدرسمون،ی جای خیلی بزرگیه ک اب خیلی کم و شفافی ازش رد میشه درواقعیت اما تو خوابم ابش بیشتر شده بود و درحدی بود ک غرق نشی امانجات پیداکنی و چون اب بارون بود انگار طوسی بود رنگش)یهو بعد چندثانیه ی مرد دیگه بدو اومد ی چیزی شبیه جرقه رو پرت کرد تو همون سوراخ:)و ترکید،بمب فعال نبود اما اون چیز دومی باعث ترکیدنش شد،ی لحظه جلو چشم سفید شد هنه چی بعد چندثانیه دیدم تواون کانال ابم،سالمم فقط لباسا و صورتم ی مقدار سیاه شده بیرون اومدم سراغ خانوادم رفتم بابام چندمتر اونورتر بیرون مدرسه بود متوجه شدم و بابام گفت ک همه خانوادم خوبن فقط داداش کوچیکم روبعد صحبتم با بابام گیر اوردیم و دیدم سالمه فقط ی مقدار سیاه شده بود(که ی چیز عادیه تو انفجار و و با ی حموم پاک میشه) دست و روش ولی نسوخته بودولی مثلا سيبيلاش و موهای کوچولوی صورتش دراثر حرارت انگار جمع شده بودن(دیدین مثلا ی تارمورو رو شعله گاز میگیریم نمیسوزه ولی در اثر حرارتش جمع میشه، اونطوری منظورمه)(اینام ب وسیله همون ابخوری خودشونو نجات داده بودن)و حیاطو ک نگاه کردم دیگه من ازاون جمعیت هیچکسی روتو محوطه مدرسه ندیدم!اماصداامبولانس از دورمیومد
فریبا هراتی
: سلام. تشکر. استدعا می کنم. تعبیر خوابتان این است که شما برای زندگیتان تصمیمات تازه ای اتخاذ کرده و انتخابهای تازه ای خواهید داشت که این تصمیمات و انتخابها روی زندگی دیگران هم تاثیرات بزرگی می گذارد. شما می خواهید از حمایت و تایید و مقبولیت بیشتری از جانب مردم بهره مند بشوید و افکارتان را به زبان آورده و اجازه بدهید که مردم حرفتان را بشنوند و از نظراتتان با خبر باشند. می خواهید هویت و شخصیتی قویتر از خودتان بسازید. شما رازدار خودتان هستید و از تجاربتان در زندگی استفاده می کنید. مطابق با خرد و عقلانیت خودتان تصمیم می گیرید و کورکورانه تابع جماعت نمی شوید ولی روی نظرات مردم تعمق می کنید. شما سعی می کنید که همیشه مثبت اندیش و با انرژی باشید و اجازه ندهید که خشم و عصبانیت به شما غلبه کند و کنترلتان را از دست بدهید. شما از زندگی تان آموخته اید که خویشتندار باشید و اجازه ندهید که احساسات منفی در وجودتان زیاد شده و ناامیدی به شما غلبه کند. با این وجود کسی کاری می کند که شما به یکباره عصبانی می شوید؛ قدرت تشخیصتان تضعیف می شود و به بیراهه کشیده می شوید. در این شرایط، دیدگاه و درک شما نسبت به موقعیتی که در آن قرار گرفته اید؛ اشتباه خواهد بود و بقدری احساسات منفی به شما غلبه می کند که رفتار بدی از خودتان بروز می دهید و وجهه تان خراب می شود. سپس سعی می کنید که خردمندانه و قوی، اصیل و بزرگسالانه رفتار کنید. برادر کوچکتان هم ممکن است رفتار بدی از خودش بروز بدهد که وجهه ی خوبش خراب شود. او ممکن است تحکمی صحبت کند و بعد هم اعتماد به نفسش کم شود. خوابتان به شما هشدار می دهد که شما ممکن است رفتار سبسکرانه و بی ملاحظه ای از خودتان بروز بدهید که برایتان دردسر آفرین شود. باید خردمندانه رفتار کنید و خویشتندار و آرام باشید. تشکر از همراهیتون
آهنگ : سلام بانوی بزرگوارو مهربانم امیدوارم همیشه سلامت باشید،دیشب ساعت ۳ونیم این خواب رو دیدم قبل خواب از خدا خواستم هدایتم کنه تو تربیت پسر۱۳ساله م اگه کوتاهی کردم کمکم کنه، دیدم میخوام برم مغازه ای برای پسرم ژاکت بخرم یهو دیدم خونه قدیمی پدرم هستم(خونه رو بلندی هست)از پنجره دیدم چندتا هواپیما دارن شهر رو بمباران میکنن انگار از .. حمله کردن بهمون،با پسرم ایستاده بودم شروع کردم آیت الکرسی خواندن تا از آسیب در امان بمانیم سمت چپ شهر رو نگاه کردم محله ای از شهرمون رو دیدم که خانه کعبه با محیط دورو برش اونجا قرار داشت انگار اون قسمت از خانه کعبه با حیاط بزرگش روآورده بودن اونجاومیدرخشید،بعد رفتیم داخل شهر خرابیها رو ببینیم مادرم رو دیدم گلایه کرد که مریضه کسی بهش سر نزده،دستمال سرش رو نشون داد که یخ گذاشته تا بهتر بشه.همین.
فریبا هراتی
: سلام. تشکر. همینطور شما. شما می خواهید به پسرتان یاد بدهید که چطور از خودش در مقابل احساسات سرد و زننده ی دیگران حمایت کند؛ چطور باید منطقی رفتار کند و در بروز احساساتش افراط نکند و احساساتی رفتار نکند و اینکه چطور او باید از خودش دفاع کند. شما پدرتان و اخلاقیات او را برای پسرتان مثال می زنید. شما برای پسرتان از زمانهای سخت و مشکلاتی که در اثر ظلم عده ای به عده ای دیگر ایجاد می شود و از آرمانهای بلندی که مردم برای خودشان ساخته اند و خشم این مردم در زمانهایی که با مشکلات بزرگ مواجه می شوند، حرف می زنید. شما در همه حال به خدای بزرگ توکل می کنید و به پسرتان یاد می دهید که مثل شما باشد. هر کسی که احساس قلبی او متوجه ی خدای بزرگ باشد، همیشه در امان پروردگار محفوظ و مصون از خطرات خواهد بود. شما باید همچنین مراقب خودتان هم باشید که خردمندانه رفتار کنید و در سختی ها خیلی عصبانی نشوید و خشمتان را بروز ندهید و خونسردتر با پسرتان رفتار کنید. تشکر از همراهیتون
mojitaba : منو دختر عموم توی کشتی بودیم و اعلام کردن قرار یه بمب منفجر شه ما همه کسایی که اونجا بودن رو بیرون کردیم و فقط خودمون موندیم تصمیم گرفتم بپرم تو دریا و خودمو نجات بدم ولی دیدم که رنگ اب بسیار گدر است طناب بادبان رو گرفتم و گفتم بهتر توی همین کشتی بترکم تا توی این اب شنا کنم و نذاشتم بیوفتم توی اب برگشتم توی کشتی بردارم اومد مارو نجات بده ولی نتونست و خودش رفت و دیدم که با یه نور شدید سفید ترکیدم
فریبا هراتی
: سلام. شما و دختر عمویتان سعی می کنید که کنترل احساسات تان را از دست ندهید ولی مسئله ای باعث خواهد شد که شما بشدت تحت فشار و استرس قرار بگیرید. شما دوست ندارید که کسی در کارتان دخالت کند و دوست ندارید که بخاطر شما، احساسات کسی جریحه دار شود و باعث ناراحتی کسی بشوید. اما بخاطر اینکه هرج و مرج احساسی در زندگی تان ایجاد می شود، و احساسات منفی زیادی در زندگی تان در جریان است، و کسی هست که به او اعتماد ندارید، ( احتمالا دختر عمویتان) بنابر این شما ترجیح می دهید که خشم خودتان را درون خودتان نگه دارید و از عصبانیت بترکید ولی با کسی که رابطه ی صادقانه با شما ندارد، تعامل نکنید. شما نمی خواهید که عقلتان را کنار گذاشته و مغلوب احساسات خودتان بشوید. خشم شما از کنترلتان خارج می شود و باید مراقب سلامتی تان باشید. برای دفع شر صدقه بدهید. تشکر از همراهیتون
پیمان : سلام من خواب دیدم که دختری که مبشناسمش ولی ظاهرا شبیه دختر داییم بود اومده خونمون و خیلی دوسش داشتم با هم رفتیم بالا پشتبموم که دیدم اسراییل چندتا جا رو موشک بارون کرد تو تهران من انفجارشو دیدم بعد اومدن سمت ما که تیرای ضد هوایی و صدای جت هوایب سمت ما بود که البته چیزی بهمون نخورد و ماهم پناه گرفتیم بعد که از ما دور شدن تو جاهای دیگه صداشونو میشنیدیم و من حس اضطراب نداشتم اصلن رفتیم خونه دوباره اومدیم بالا دیدم که یک فرودگاه نزدیک خونمونه یه هواپیمای مسافربری بدون بال از ترس حمله بلند شد سقوط کرد ولی چیزیش که منفجر بشه تو کوچمون سقوط کرد یکی از همسایه هامونم موشک سوتی دستش بود زد سمتم من فقط اونجا ترسیدم اونم میخندید ممنونم
فریبا هراتی
: سلام. تعبیر خوابتان این است که شما شخصیتی با فرهنگ دارید و در کارهایتان به موفقیت و رفاه و ثروت می رسید. هر قدر هم که استرس و نابسامانی های اجتماعی و اقتصادی مطرح باشد، خطری متوجه ی شما نیست و شما فقط شاهد مشکلات مردم هستید. شما مشاهده می کنید که اشخاصی که اهداف و آرمانهای جاه طلبانه ای در سر دارند ولی در عمل، وسیله ای برای تحقق اهدافشان ندارند، احساس ناامیدی می کنند و با شرایط سخت و بغرنجی در زندگیشان مواجه می شوند. همسایه ی شما شایعه پراکنی می کند؛ شما از اخباری که از او می شنوید دچار استرس می شوید و او با اینکه دیگران را می ترساند ولی خودش هم از اخبار خودش می ترسد. تشکر از همراهیتون
Ssss : سلام و عرض ادب.خواب دیدم تو خونه قبلیمونیم.تو آسمون سه جنگنده سفید دیدم به خواهرم گفتم بمبارانه.یکی از جنگنده ها به جایی شلیک کرد صدای انفجارشو شنیدم دور بود.به خواهرم توضیح میدادم که جنگندههای برادر نامزدم چجوری آروم حرکت میکردن.پدرو مادرمو از خواب بیدار کردم.همه جا و اطراف خونه مارو بمباران کردن.ولی بمبی به خونه ما نخورد.به خواهرم گفتم چرا آژیر خطر نکشیدن خواهرم گفت به خاطر اذان.برادرم با عصبانیت اومد رفت زیرزمین اسلحه برداشت بره هواپیما هارو بزنه.مامانم دوید دنبالش اسلحشو بگیره.برادرم درو باز کرد دیدیم مردم اومدن جلو خونمون چون امن بود پناه گرفتن.مردی قد بلند بین اونها با کت شلوار توسی و موهای سفید بود.همه مارو نگاه میکردن.مامانم به برادرم گفت میخوای آبرومونو ببری با این اسلحه؟اسلحش تفنگ بادی بود که ماشه نداشت.درو بستیم رفتیم تو.تشکر
فریبا هراتی
: سلام. در گذشته برادر نامزد شما ( یا خود او) شخصیتی جاه طلب و بلند پرواز داشته که می خواسته زود خوسته هایش را بدست بیاورد. او در عین حال که رفتاری به ظاهر آرام داشته ولی خشم زیادی را نسبت به شرایط موجود در دلش حفظ کرده است. شما خردمندانه به رفتار او توجه کرده اید. نسبت به او جبهه گرفته ایدو عزم و اراده تان را برای اینکه با او مقابله کنید، تقویت کرده اید. او تمایلات و خواسته هایی داشته که چون به آنها نرسیده است بشدت عصبانی شده است. با این وجود شما ظاهری قوی به خودتن گرفته اید و نشان داده اید که امنیت و ثبات تان محفوظ است و از او نمی ترسید و احساس بی یاوری نمی کنید. شما هوشیارانه و محافظه کارانه با او برخورد کرده اید و با وقار و با پرستیژ و خردمندانه رفتار کرده اید. هر چند که از درون نگران بوده اید و می ترسیدید که او به شما آسیب برساند ولی در ظاهر مغرور و قوی رفتار کرده اید و ارتباط تان را با او قطع کرده اید. تشکر از همراهیتون
silvia : سلام خسته نباشید.صبح خواب دیدم بمباران هواییه و انفجاری نزدیک خونمون رخ داد.دیدم انگشتای دستم آتیش گرفته اما سوزشی در کار نبود و خاموش شد.بیرون خانواده هایی رو دیدم که زنها زخمی بودن و آورده بودنشون بیمارستان.بمباران هوایی رو خیلی نزدیک خونه احساس میکردم.هی میزدن و من فرار میکردم اینور و اونور خونه.(خونه الانمون نبود).بعد دیدم مامانم خونین و مالین،پهلو یا یه طرفش زخمی شده بود و مونده بودم چطور روی برانکارد بخوابه! با آمبولانس داشتم می بردمش بیمارستان.
فریبا هراتی
: سلام. تشکر. تعبیر خوابتان این است که مسئله ای در زندگی بیداریتان رخ می دهد که شما به شدت خشمگین و ناراحت می شوید. شما می خواهید نشان دهید که مهارتهای ذهنی و فیزیکی تان قویست و می توانید کارها را بخوبی به پیش ببرید ولی استرس زیادی به شما دست می دهد و فکر می کنید که نمی توانید وظائفتان را بخوبی انجام دهید. شما سعی می کنید که از یک موقعیت انفجاری بالقوه در زندگی تان فرار کنید. مشکی در آینده ی نزدیک پیش روی شماست و بخاطر فعالیت های بی ملاحظه ی خودتان ممکن است دچار استرس بشوید. شما سعی می کنید که خردمندانه رفتار کنید هر چند که بشدت احساس خستگی خواهید کرد. شما باید از کارها و فعالیتهای کنونی تان دست بکشید، رفتارتان را تغییر بدهید و روی کارهایتان خوب فکر کنید؛ در غیر اینصورت با دردسرهای زیاد مواجه می شوید. ممکن است شما با اشخاصی در تعامل هستید که به جای اینکه این افراد به نفع شما کار کنند؛ حضورشان در زندگیتان به ضرر شماست. تشکر از همراهیتون