تعبیر خواب دوست
اگر در خواب دوستان خود را شاد و سرحال ببینید درحالی که قهقهه خنده به راه انداخته اند، نشانة آن است که بزودی از طرف دوستان اخبار ناخوشایندی به دست شما می رسد. اگر در خواب دوستان خود را درمانده ببینید ، علامت آن است که دوستانتان بیمار و پریشان خواهند شد.
اگر در خواب چهره دوستان خود را سیاه ببینید ، نشانه آن است که بیماری یا حادثه بسیار بدی برای شما یا دوستانتان اتفاق خواهد افتاد . اما اگر آنها را در هیئت ببینید ، علامت آن است که دشمنان ، شما را از دوستان و نزدیکان جدا خواهند کرد.
اگر خواب ببینید دوستانتان چون مجسمه روی تپه ای ایستاده اند ، نشانة آن است که عقاید خود را مبنی بر داشتن انصاف و آگاهی حفظ خواهید کرد . اگر سکویی که پیکر دوستان بر آن قرار گرفته، بلند نباشد، علامت آن است که پس از پیشرفت و ترقی در کار، دوستان قبلی خود را از یاد می برید.
اما اگر پیکر دوستانتان بر سطح زمین قرار گرفته باشد، نشانه آن است که برای رسیدن به درجات بالاتر شکست می خورید. اگر درخواب بخواهید از کنار مجسمة دوستانتان بگذرید، نشانة آن است که دوستی را مورد سرزنش قرار می دهید و او را وادار می کنید تا در زندگی خود تغییراتی بدهد .
اگر خواب ببینید با دوستی که در حق شما بد کرده، دست می دهید و او بی اعتنا و غمگین به راه خود می رود، نشانة آن است که با یکی از دوستان خود اختلاف پیدا می کنید و ممکن است نسبت به هم دلسرد بشوید.
ملاقات با یک دوست در خواب و گفتگو با او، نشانة آن است که کارهایتان به شکل دلخواه انجام خواهد گرفت.
اگر در خواب با دوست خود جرو بحث کنید و سر او فریاد بکشید، نشانة آن است که دچار حقارت و تزلزل و نگرانی خواهید شد ولی رابطه شما با دوستتان گرم و صمیمی خواهد شد.
اگر در خواب با دوست از دیدن دوستی احساس شرمساری کنید یا او را در وقت نامناسبی ملاقات کنید، دلالت بر آن دارد که به خاطر مرتکب شدن خلافی، گناهکار شناخته خواهید شد و هم دستان شما همه چیز را لو می دهند.
اگر زن جوانی خواب ببیند دوستان فراوانی دارد، نشان می دهد که به منافع زیادی دست خواهد یافت . و محبوبش ارزش تصاحب دارد. اما اگر خواب ببیند دوستانی اندک دارد، از محبوبیت اجتماعی نصیبی نخواهد برد.
لوک اویتنهاو می گوید :
دیدن دوست خوب در خواب، نشانه رسیدن خبرهای شادی بخش است. دیدن کسانی که به ظاهر دوست هستند، اعلان خطر و هشدار به شماست که مراقب اطرافیان خود باشید. اگر خواب ببینید با دوستی، دیدار اتفاقی دارید، اتفاقی غیر منتظره در پیش رویتان قرار می گیرد.
اگر خواب ببینید دوست خود را ترک می کنید، از سختی به شادی خواهید رسید. آشنا شدن با دوستان جدید نشانه خوشبختی و مرگ یک دوست نشانه رسیدن خبری غیر منتظره است.
اگر تعبیر خواب خود را پیدا نکردید آن را از ما بپرسید. لطفا به موارد زیر دقت فرمایید:
لطفا هر خواب را در صفحه تعبیر خواب مرتبط با آن سوال کنید.
حتما خواب خود را با حروف فارسی بنویسید. کامنت های انگلیسی تایید نخواهند شد.
تعبیر خواب شما به صورت عمومی در بخش دیدگاه اضافه خواهد . لطفا از نوشتن ایمیل، اطلاعات شخصی خودداری کنید.
ارسال تعبیر خواب به ایمیل امکان پذیر نمی باشد و تعبیر ها فقط در سایت نوشته می شود.
تعبیرهای درخواستی در سریع ترین زمان ممکن نوشته خواهند شد اما ممکن است به دلیل درخواست های زیاد این زمان گاهی طولانی شود.
در صورتیکه خواب ارسالی شما بیشتر از ۷۵۰ کاراکترباشد، به ازای هر ۷۵۰ کاراکتر یک حق خواب از شما کسر خواهد شد!
فقط اعضای وب سایت می توانند تعبیر خواب خود را سوال کنند. اگر قبلا عضو شده اید ورود و برای ثبت نام عضویت را کلیک کنید. ورود عضویت برای دریافت تعبیر خواب از طریق تلگرام به آی دی @yotaabcom پیام دهید.
مهدخت : با عرض سلام و ادب
(خواب خواهرم)
قبلش یه نکته ای رو بگم. من ماه پیش تولدم بود و روز تولدم به دوست پسرم پیام دادم و بهش گفتم تولدمه ولی ایشون حواسش نبود تولدمه و من ناراحت شدم. ایشون خیلی معذرت خواهی کرد و گفت فکر کردم تولدت 4 تیره.
بعد دیشب خواب دیدم که ایشون چهار تیر به من پیام تبریک تولد دادند. تعبیرش چیه؟
فریبا هراتی
: سلام. عرض ادب متقابل. خواب شما بازتابی از افکار قدیمتان است و اثری که روی ذهن شما گذاشته، ذهنتان هنوز با این مسئله کنار نیامده که چرا او این تاریخ تولدتان را فراموش کرده بوده. اما تعبیری ندارد و باطل است. تشکر از همراهیتون.
ahijan : درود بر شما.ممنونم از تعبیرتون.
من دومرتبه که ایشون رو توی خواب دیدم چهره ی زیبا وروشنتری داره نسبت به واقعیت.(یکی در خواب قبلی ویکی هم درخواب زیر)
_مجددا خواب دیدم که از خواب بیدار میشم انگار توی یک کلاس بودم تمام صندلیها خالی بود.کسی در کلاس نبود.ایشون روی صندلی استاد نشسته بودن.(ایشون مدرس دانشگاه هم هستن)انگار منتظر بودن من از خواب بیدار شم.من بهشون گفتم بیایین پیش من بخوابین وانگار مطمئن بود که من این درخواست رو ازش میکنم به خاطر همین منتظر بود که من از خواب بیدار شم.(درخواست برای خوابیدن کنارم توی خواب انگار معنی انتخابش رو میداد) بعد اومدتوی رختخواب کنار من دراز کشید.
(_کلا ایشون از لحاظ اجتماعی واقتصادی آدم توانمندی به نظر میاد،اما من دراین مورد اطمینان کامل ندارم.با وجود اینکه با من صادقانه رفتار میکنه اما این عدم اعتماد قلبیمو نمیتونم نادیده بگیرم)
متوجه نمیشم که خوابهام چیو میخان به من بگن خانم هراتی؟
فریبا هراتی
: سلام. خواهش می کنم. همانطور که گفتم او جایگاه خودش را بالا می داند و مغرور است و تا خودتان از او نخواهید به شما توجهی که انتظارش را دارید را نشان نخواهد داد. شما می توانید از کسی که تکبر دارد یا خود بزرگ بین است خواستگاری کنید؟! :)))) چون گویا کسی دیگر حاضر نیست این درس را بگیرد!! و کلاس کلا خالی است و شما هستید که به خیال او خوابیده اید. بسته به نوع روحیه ی هر کسی، بعضی مسائل خیلی هم اوکی هستند و در حالی که برای عده ای دیگر، همان مسائل قابل تحمل نیستند. او ناز شما را نمی کشد. تشکر از همراهیتون.
ahijan : درود بر شما خانم هراتی.
خواب دیدم پسری که به من علاقمند هست(درعالم واقعیت اینطور به نظر میاد که ایشون از من خوشش میاد ولی من مطمئن نیستم)میاد خونه مون برای دیدنم وروی تختی که بلند هست میشینه ومیخاد چیزی برام تعریف کنه که یه دفعه دخترای یه خانواده (دایی پدرم)که تعدادشون زیاد هست باهم سرزده میان خونه مون.من در رو باز کردم وباهاشون روبوسی کردم وهمه اومدن وبالای اتاق رو فرشی که روزمین پهن بود نشستن منم بینشون نشستم.وچون اونا اومدن دیگه اون پسر نتونست حرفشو بزنه ومدام هم انگار دنبال فرصت بود.بعد یه دفعه دوتا از داداشام اومدن وبا خودشون واسه پذیرایی دوتا هندونه آوردن که از دم در برام پرتش کردن که واسه پذیرایی آماده کنم که یکی از هندونه ها ترک خورده بود وتوش سفید بود وکپک سیاه زده بود.منم بلند شدم رفتم کنار اون پسر روی تخت نشستم،دستشو گرفتم وروی سینه م گذاشتم ،حس کردم که بهش احساس دارم(درصورتی که در واقعیت خیلی دودلم)ودرهمون حال شروع کردم به یه دختر آشنا نامه ای نوشتن که :درود بر ..._واز خواب بیدار شدم(تعبیر چیه؟)
فریبا هراتی
: سلام. تشکر. کسی که خیال می کنید به شما علاقه دارد مغرور و خود بزرگ بین است و احساس می کند که از خیلی ها سر است و خیلی ها هستند که آرزوی با او بودن را دارند. شما هم می خواهید ازدواج کنید و شور و عشق و نشاط به زندگی تان راه یابد ولی هندوانه ی کپک خورده حکایت از این موضوع دارد که اگر خوب دقت داشته باشید و به لای درز موضوع هم نگاه کنید و صرفا ظاهر را نبینید ( کلیت خود هندوانه را نبینید)، مسئله ای هست که باید کامل از آن متوجه شوید و بعد ابراز علاقه کنید چون شما می خواهید سلامت و راحت زندگی کنید. نوشتن به خطا در قضاوت یا اشتباهی که کرده اید اشاره دارد. دو دل بودن شما همان ترک خوردن هندوانه است. احتمالا او را نخواهید پسندید. تشکر از همراهیتون.
Aliteza : سلام وقت بخیر
امشب ساعت ۶به بعد یکی از دوستاهای قدیمی ام را تو خواب دیدم تو خواب فکر میکردم که نمایشگاه ماشین هستش دوستم یک صندلی پشت میز نشسته و دو تا از برادرش که من اصلا تا حالا ندیدمشون جلو میز ایستادن رنگ صورت برادرها سیاه لاغر و بدنش خیلی لاغر بودن و این دوست میگه ببینن داداش ام وضعیتشون چه جوریه لاغر شدن دارن میمیرن از من پول میخواست دقیقا یادم نیست ولی من ۲۵ت یا ۵تا پول دادم که مثلا ماشین بخرم یکی از برادراش گفت خیلی کمه و دوستم میگفت باید زیاد بدی و هی اصرار میکرد منم به دوستم میگفتم من با تو کاری ندارم حرف نزن و یکی از برادراش مضلومانه به من نگاه میکرد،بعد جای دیگه ایی که شبیه سالن بود بابام را در یک سالن دیگر دیدم بابام به من گفت دوستت بازداشت هستش من خبر دارم چرا به من نگفتی که منم تایید کردم بابام منو برد داخل یک سالن بزرگ چند نفر مامور اطلاعات سپاه بود از من خواست به مامورها کمک کنم و همکاری کنم تا مامورها از من مواظبت کنند بعد بلافاصله خواب دیدم بالکن خونه ایی نشستم دیدم دوستم داره یک توالت را که من نمیشناسم خراب کرده و من بلند شدم که مطمئن بشم توالت خراب شده که از صندلی بلند شدم با دقت نگاه کردم دیدم خراب شده و یکمی هم خاکبرداری شده و دوستم پشتش به منه داره کار میکنه.البته من با این دوستم کلا ۳سال دوست صمیمی بودم که بعد از ۳سال دوستی میانه ما شکراب شد و شدیم دوشمن همدیگه که ۳ساله ازش خبری ندارم ولی اخرین روزهای دوستیمون از پشت به من خنجر زده بود در حق من بدی کرد و به من خیانت کرد و در یک کار مالی شراکتی از من سواستفادهدمالی کرد منو گرفتار کرد و چون میخواست به من ضربه بزنه متاسفانه خودش به دست خودش گرفتار شد و ابرویش تو شهر رفت و چون کارمند بود دستش برای همه باز شد.با تشکر
فریبا هراتی
: سلام. تشکر. دوست شما شاید در ظاهر سعی کند خودش را خوب جلوه دهد ولی اوضاع کاری او خیلی به هم ریخته شده است. دیدن 25 به شما می گوید که زمان گذشتن از یک مسئله یا موضوع رسیده. او تاوان کاری که با شما کرده را داده و خودش و خانواده اش همگی با مشکلات بزرگی دست به گریبان هستند. منبع درامد او خراب شده و راه حلی فعلا برای او موجود نیست و گیر افتاده است. شما باید او و خاطراتش را فراموش کنید و بیشتر از این از او ناراحت نباشید و او را حلال کنید چون چوب کارش را خورده است. تشکر از همراهیتون
b : سلام روزتون بخیر ..
من خواب دیدم دارم غذایی گرم میکنم که یدفعه یکی از دوستای قدیمیم که الان باهم دیگه دوست نیستیم اومده و رفتیم تو خونش .
من رفتم غذارو گرم کنم بهم گفته وایسا الان خونوادم دارن میان و غذا میارن .( من تو عالم بیداری دیگه هیچوقتی اونجا نمیرم و هیچوقتی با این دوستم ارتباط برقرار نمیکنم . چون خیلی چیزا ازشون دیدم و دیدم کاملا نسبت به خودش و خونوادش هیچوقتی عوض نمیشه ). اون رفته سر کارش که تو خونش انجام میده و من گرم کردم غذامو و شروع کردم به خوردن که دوباره اومد بهم گفت نخور الان خونوادم دارن غذا میارن . من هیچ حرفی نمیزدم و اصلا از بابت اونجا بودنم راضی نبودم . دوباره رفت و من غذامو تموم گردم اومدم برم قابلمه یادم رفت برگشتم و دوباره اومدم برم گفتم سریعتر برم تا خونوادش نیومدن . با خودشون هزارتا جادو جمبل میارن . اومدم کفشامو بپوشم دیدم اینا از دم در حیاط وارد شدن . من سرمو بلند نکردم ببینمشون . و حابجا شدم و جای دیگه کفشمو پوشیدم و اینام متوجه من نشدن . چون اونجا محل شلوغ و پر رفتامدیه متوجه من نشدن . جتی ازون دوست قدیمیم خدافظی نکردم و اومدم بیرون . ازین ببعد هرکاری که انجام میدادم دستم خیر بود و برکت . دقیقا یادم نیست چکارهایی میکردم ولی یادمه که خیر و برکت دستام زیاد شده بودن و هرکاری میکردم پربار میشد . احساسم اینه حقی که اونجا ازم گرفتن رو دوباره تونستم بدست بیارم .
ممنونم بابت راهنماییتون مثل همیشه خانم هراتی عزیز .
فریبا هراتی
: سلام. تشکر. شما باید سعی کنید که خودتان حامی خودتان باشید و به هیچ وجه از دوستتان کمک نگیرید. شما مسیر زندگی تان را از دوستتان جدا کرده اید و همین باعث می شود که انرژی منفی از زندگی تان بیرون برود. قطع رابطه با دوستتان و خانواده اش، بهترین کاری است که در زندگی تان کرده اید. انرژی مثبت و موفقیت به زندگی شما خواهد آمد و انشالله خداوند پشتوانه و تکیه گاه شماست نه دوستانی که به جادو جنبل رو آورده و می خواهند به خاطر منافع خودشان ، خودشان را دوست شما جا بزنند. تشکر از همراهیتون.
b : سلام خانم هراتی .
روز بخیر و خسته نباشی .
من خواب دیدم دوتا از دوستای چن سال پیشم که یمدتی رو یه جا باهم زندگی میکردیم ، توی یه خونه ایی هستن. یکیشون که بامن رابطه دوستانه ایی داره گویا صاحب خونه بود و یکی دیگه از دوستام منو دشمن خودش میدونه این روزا ( چی بگم ) تو اتاق دراز کشیده یود و خیلی دپرس بود و اصلا توجهش به ما نبود . شب برای موندن رفتم پیشش بمونم که دیدم خیلی داشت منو تحویل میگرفت . تو واقعیت اینجوری نبود . اونجا چنتا دختر هم بودن که یکیشون تنها بود و ازم خوشش اومده بود (من خسته بودم و میخواستم بخوابم .) اومد وقتی دراز کشیده بودم دوبار به سرو صورتم دست کشید و چشمامو بوسید که هربار میبوسید گرمای بوسش منو تا مرز خوابیدن پیش میبرد . و دوستم هی میگفت که من باهاش حرف میزنم تا باهات اوکی بشه . به غیر از این دوستم چن نفر دیگم اونجا بودن یکی دونفر دیگه بودن که یکیشون برادر این دوستمه که اشنایی خوبی باهم داریم و او یکی دیگه رو تو خواب میشناختم ولی تو بیداری نه . برادرش انگار مسئول فروش مغازه ایی بود و من چن قلم جنس ازش میخواستم بگیرم که زورم به قیمتش میرسید ولی خیلی گرون بود برام . گرم صحبت شدیم و جنسا فراموش شد و اون شیفتش عوض شد و نفر بعدی اومد جنسارو ازش یجوری مفت گرفتم . رفتم تا خیابون و باخودم گفتم ؛ من کلاه برداری نمیکنم که . برای همین برگشتم برش گردوندم .خلاصه من ازونجا بیرون اومدم و سوار یه اتوبوس شدم برگردم که دیدم یه خانمی وارد شد و من صندلی جلو سمت راست بودم اونم اومد کنارم نشست . بعد از یکم سر صحبتو باز کرد باهام و گفت منو نمیشناسی؟ گفتم میشناسم .و شروع کردیم به حرف زدن .
من و دوستم و اونیکی دوستم ( دشمنم)، یه زمانی رو باهم سه نفری زندگی کردیم تو یه خونه ایی که این خونه نبود و اینم بگم برداشت من تو خواب این بود که جایی که من دعوت شدم انگار خوابگاه محل کارشون یا مغازشون بود . یعنی کنار هم بودن خونه و مغازه .
در اخر اینکه من خیلی تلاش کردم تا خلاصه باشه این خواب ولی واقعا ازین خلاصه تر نشد . چون تعداد زیادی در روز خواب برای تعبیر دارید ، اگر این خواب رو دوتا حساب کنید هم از دید من حلاله .
بابت تعبیرتون پیشاپیش سپاسگذارم .
فریبا هراتی
: سلام. تشکر. احتمالا این دوستان شما به شما پیشنهاد و ایده ای را می دهند که مشترکا" هر سه شما باید روی آن فکر کنید. کسی که شما را دشمن خودش می داند از اینکه شما با دوست دیگرتان کار کنید راضی نیست ولی تحمل می کند. از مسائل مالی با شما صحبت می کنند و شما سعی می کنید چشمتان را روی مسائل مالی ببندید و به آرامش خودتان فکر کنید ( سعی می کنید منطقی باشید و حریص نباشید که بی فکری پیش نیاید). دوست شما از سودی که قرار است عایدتان شود صحبت می کند و اشخاص دیگری هم احتمالا در این ایده با شما شراکت خواهند داشت. شما اهل این نیستید که به خاطر احتیاجاتتان سر کسی را کلاه بگذارید حتی اگر امکاناتش را هم داشته باشید. شما ممکن است تصمیم بگیرید که در این ایده با آنها همکاری نکنید ولی ثروت شما را اغوا می کند و وسوسه می شوید که روی این پروژه جدید فکر کنید. تشکر از همراهیتون.
b : ممنونم بابت وقتی که گذاشتید . فقط من در راه برگشت اون خانمی که سوار شد و ربطی به اینا نداشت ولی من توی خوابم اونو میشناختم ولی بیداری نه ، به این دوستان مربوط میشد؟
فریبا هراتی
: زن غریبه دنیاست و ثروت است که شما به آن فکر می کنید. شما هم در خواب هم در بیداری ثروت را می شناسید!! چیز نا آشنایی برای شما نیست هر چند که در بیداری به صورت زن نیست. خودتان نوشته اید که ربطی به اینا نداشت. چطور الان به آنها مربوط شود؟!!
لادن : سلام خسته نباشيد . من پشت كنكورى هستم.ديشب خواب ديدم بادوست صميميم كه سال قبل پزشكى قبول شد به همراه همكلاسي هاش كه نميشناختم مشغول گشتو گذار بوديم تو شهرى كه دانشگاه قبول شده. قدم ميزديمو حرف ميزديمو خوراكى ميخورديم.انگار تو خواب ته دلم يه حس رضايتي داشتم واقعا..تعبيرش چي ميتونه باشه؟
فریبا هراتی
: سلام. تشکر. شما در همان شرایطی که او قبلا در آن قرار داشت، قرار می گیرید و انشالله گشایش کار می یابید و رشته ی مورد علاقه تان را قبول خواهید شد. تشکر از همراهیتون.
meysam : سلام
امروز ظهر خوابیده بودم که
خواب دیدم یکی از همکارام که ازشرکت رفته و من دوست داشتم ازش خواستگاری کنم برای گرفتن چک تسویه اومده شرکت من در حالی با اون که در چشم تو چشم میشم که مشغول صحبت کردن با تلفنه،و اسم کسی رو که پشت تلفنه روسهیل خطاب میکنه ومن احساس میکنم که دوست پسرشه، بعد خلاصه من یه دوری تو شرکت میزنم وآخر وقت میبینم که تو یه اتاق تنها ست ودر حال آماده شدن برای رفتنه ومن میرم یه قسمت دیگه شرکت که مادرم رو مینم که تو آشپز خونه است و آشپزخونه هم جزئی از شرکته وبعد مادرم میگه که فرنوش اونه ومن میگم تایید میکنم وقرار میشه که همون موقع بره ازش خواستگاری کنه که دیگه من از خواب بیدار میشم
فریبا هراتی
: سلام. شما به ازدواج با او فکر می کنید و فکر می کنید که هنوز با او حساب کتاب دارید و نباید بی خیال او باشید. او گشایش کار خواهد یافت و می خواهد سفید بخت باشد. مادر شما به گرمی و ارامش شما فکر می کند و برای او راحتی شما بسیار مهم و با ارزش است. اگر اشاره کنید، به خواستگاری او خواهد رفت. تشکر از همراهیتون.
رعنا : سلام عزيزم، طاعات وعباداتتون مقبول درگاه حق. چندوقته كلا خواب افرادي رو ميبينم كه نه باهاشون در ارتباطم نه بهشون فكر ميكنم. خيلي سال پيش با يه پسري دوست بودم به نام مهدي كه فوق العاده مهربون و ثروتمند بود. اما من سنم كم بود و به رابطه جدي فكر نميكردم، الان ازش خبر ندارم. يكي از دوستانم منو باهاش اشنا كرده بود كه دوست مشترك منو مهدي بود. خواب ديدم اين دوتا باهم دوست شدن! دوست مشتركمون زنگ زد به من و گفت مهدي مريضه، به نظرت چيكار كنم؟ من ميديدمشون كه باهم تو يه خونه هستن. و مهدي رو هم ديدم كه رو تخت بي حال دراز كشيده بود، در يك خونه خيلي قديمي و كوچيك(درحاليكه وضع ماليش فوق العاده خوبه) جفتشون در خوابم لاغرتر و جوون تر شده بودن. دوست مشتركمون خانوميه كه درحال حاضر متاهله و بچه داره. از وضعيت تاهل مهدي خبر ندارم.، اخرين اظلاعي كه ازش داشتم مجرد بود. شبتون بخير و ارامش
فریبا هراتی
: سلام عزیزم. تشکر همینطور برای شما. روحیه مهدی خراب شده و شاید گه گاهی دوستتان از مهدی خبر داشته باشد یا با او تماسی بگیرد به عنوان صرفا دوست معمولی. یک سری افکار قدیمی و محدود در ذهن اوست که باعث خستگی روحی او شده. دوستانتان احتمالا کم عقلی کرده اند و ناپختگی از خودشان نشان داده اند. می توانید اگر دوست دارید از او با خبر شوید. ذهن انسان مثل دیش ماهواره می ماند و همه ی انرژیها را می گیرد. شاید شما به او فکر نکرده باشید ولی او کافیست که یک لحظه به گذشته اش و شما نگاهی گذرا کرده باشد. شما همان انرژی را می گیرید. خصوصا با تجربه و شناختی که من از شما دارم، آنتن های شما بسیار قوی هستند رعنای من <3 روزتون عالی. تشکر از همراهیتون.
Raha : سلام خانم هراتي عزيز
ظهر خواب ديدم. ديدم كه خونه دوست پسر كه از او جدا شديم هستم با هم حرف ميزنيم انگار زياد حوصله نداشت با هم هستيم حرف ميزنم تو خونش به غير از فرش هيچ چيز ديگري نبودولي خونه كلي بزرگ بود .دوستش ميايد خونش در كنار هم مينشينيم با هم صحبت ميكنيم انگار از حرفي ناراحت ميشوم و به اتاقي ميروم در اتاق نشسته بودم كه ديدم دوستش صدايم ميزد دوست پسرم رفته بود از بالكن خونه يه چيزي واسش بياره دقيقا نميدونم چي بود نميديدم دوستش به من ميگويد آخرش ميخواهيد چه كار كنيد اين دوستي رو منم ميگم ميبيني كه نمي خواد منم نمي تونم كه زورش كنم تو رو خدا با من ازدواج كن در حين صحبت كردن دوستش احساس ترس ميكرد كه يه وقتي بياد ببينه ما داريم با هم حرف ميزنيم هي طرف بالكن نگاه ميكرد دوست پسرم از بالكن اومد داشت يه چيزي رو كه اورده بود ميشست با ناراحتي اصلا رو به راه نبود من ديدم دوست پسرم داره مياد به دوستش گفتم منو نخواد ولي ميدوني چيه يهو يكي رو من دست ميزاره منم خدايي دارم يه دفعه از خواب پريدم
فریبا هراتی
: سلام. دوست پسر شما زیاد دوست و اشنا و کس و کاری ندارد که دوروبرش را شلوغ کند و روحیه ی او هم خوب نیست. دوست او هم کنجکاو است که با این شرایط ، شما هستید که او را دوست ندارید یا او هست که شما را کنار گذاشته و کنجکاوی می کند. اما از آنجاییکه دوست پسر شما احتمالا از لحاظ اقتصادی قویتر از دوست خودش است، او از دوست پسرتان به دلیلی کمک می گیرد. تشکر از همراهیتون.