تعبیر خواب شیطان
دانیال (ع) معتقد است که دیدن ابلیس در خواب، دلیل بر دشمنی است بی دین و دروغگو، فریبکار و بی شرم که همواره به مردم شر و فساد و تباهی می آموزد.
یوسف نبی (ع) می گوید: دیدن شیطان نشانه خلال و کم و کاست در دین است.
اگر تعبیر خواب خود را پیدا نکردید آن را از ما بپرسید. لطفا به موارد زیر دقت فرمایید:
لطفا هر خواب را در صفحه تعبیر خواب مرتبط با آن سوال کنید.
حتما خواب خود را با حروف فارسی بنویسید. کامنت های انگلیسی تایید نخواهند شد.
تعبیر خواب شما به صورت عمومی در بخش دیدگاه اضافه خواهد . لطفا از نوشتن ایمیل، اطلاعات شخصی خودداری کنید.
ارسال تعبیر خواب به ایمیل امکان پذیر نمی باشد و تعبیر ها فقط در سایت نوشته می شود.
تعبیرهای درخواستی در سریع ترین زمان ممکن نوشته خواهند شد اما ممکن است به دلیل درخواست های زیاد این زمان گاهی طولانی شود.
در صورتیکه خواب ارسالی شما بیشتر از ۷۵۰ کاراکترباشد، به ازای هر ۷۵۰ کاراکتر یک حق خواب از شما کسر خواهد شد!
فقط اعضای وب سایت می توانند تعبیر خواب خود را سوال کنند. اگر قبلا عضو شده اید ورود و برای ثبت نام عضویت را کلیک کنید. ورود عضویت برای دریافت تعبیر خواب از طریق تلگرام به آی دی @yotaabcom پیام دهید.
ELAHE : سلام خانم هراتی عزیز
من ده دقیقه پیش از خواب پریدم و خواب بدی داشتم جوری که هنوز توی قفسه ی سینه م فشار حس میکنم و نفس کشیدنم به سختی هستش.خواب دیدم در جایی هستم که انگار خانه ی خودم هست و گویا مادرم هم بامن زندگی میکنه و خونه ی بزرگ هست که باغی هم در اون هست.دیدم مادرم از سرکار برگشته و ماشین من رو پارک کرده و رفت داخل و لباس لی آبی و سارافن مشکی تنش بود و آرایش داشت.من دیدم ماشین یکم بد پارک شده و اومدم درستش کنم ترمز دستیه ماشینو خوابوندمو ماشینو به عقب هل دادم.پشت ماشین من به ماشین داداشم که سفید بود و پارک بود خورد و هرکار کردم جلو ماشینمو بگیرم نتونستم و خورد به ماشین داداشمو عقبش توو رفتگی پیدا کرد و ماشینم همینجور خودش دور خودش میچرخید و منم همینطور به ماشین وصل بودم و مامانمو صدا زدم هرکار کردیم ماشین نمی ایستاد و میچرخید و انگار یه چیزی میچرخوندش بعدش مامانم کمکم کرد و به زور برعکسش کردیم ماشینو به پهلو انداختیم.یهو حس بدی نسبت به خونه پیدا کردم انگار یه نیروی بدی داشت احاطه ش میکرد.رفتم داخل دیدم پسرم ناراحته و ترسیده رسیدم پیشش دیدم از توی موکت صدایی میاد اولش ترسناک بود بعد دیدم صداش مثه صدای همسرمه که داره مارو صدا میزنه و حرف میزنه داشتیم وحشت میکردیم میدونستم همسرم نیست حس میکردم شاید جن باشه.برگشتم و مادرمو صدا زدم گفتم قرآن بخونم تا از خونه بره و آرامش برگرده و آروم بشم قرآنو به زور پیدا کردم اومدم بخونم دیدم صدام به زور درمیاد هی صدام کمتر و کمتر میشد.بعد خیلیا رو خبر کردم و خانواده ی همسرمم هم اومدن و گفتم تورخدا بیاین باهم قرآن بخونیم تا این بره از اینجا.صلوات میگفتیم و میخواستیم قران بخونیم ولی سوره ها هی یکی یکی از توو قران کم میشدن حس کردم شیطان اومده و اونه داره این کارا رو میکنه و اجنه هم باهاشن و هرچی دنبال سوره هایی که میخواستم بخونم میگشتم نبودن و بقیه ی سوره ها بودن وقتی ناچار میشدم میگفتم پس بزار همون سوره های کوتاه و اونایی که هستن رو بخونم اونا هم پاک میشدن بجاش عکس خانوادگی توشون چاپ میشد و فکر میکردم نکنه فقط من میبینم قرانو سمت بقیه میگرفتم میگفتم اینجا چی میبینین میگفتن عکس دیگه همه وحشت کرده بودیم و از بقیه میخواستم قران بخونن ولی انگار نمیخواستن یا نمیتونستن و مثه دیوونه ها توی قران دنبال سوره بودم و بجاش عکس چشم و ابرو میدیدم به ناچار از حفظ و با صدای گرفته سوره میخوندم ولی انگار کسی گلومو فشار میداد و صداش به زور درمیومد.ترس همه ی وجودمو گرفته بود.هی صلوات میگفتم به بقیه هم میگفتم بلند صلوات بگن .همه ترسیده بودن و از خونه مون داشتن میرفتن از یکی از خواهرشوهرام خواهش میکردم بمونه و قران بخونه میگفت باید بره التماسش کردم لااقل تنهامون نزاره ولی میخواست بره و منم فقط گریه میکردم و به پاش افتاده بودن که نره اون یکی خواهرشوهرم انگار دلش سوخت و گفت بشینیم بخونیم ولی قرآنی پیدا نمیشد و بقیه ی قرآنا هم عکس بود و متن ایه دیگه مثه کتاب درسی و نبود قرآنی .داشتم سکته رو میزدم دیگه و به سمت بیرون خونه رفتم دیدم پسرم که انگار بزرگ شده بود از زیر خاک که با طناب سفیدی بسته شده بود خودشو میکشونه بیرونو داره مدح و ثنا میخونه نمیدونم چه شعری میخوند فقط میدونم مدح و ثنا بود هی بلند بلند میخوند هی آرامش میاورد و احساس امنیت انگار داشت حس بد میرفت. انگار قرانا پیدا میشدن و سوره ها برمیگشتن.
از خوابم همینش یادم هست چون خیلی شوکه شدم و فشار روم بود.
ممنون میشم تعبیر کنید.
فریبا هراتی
: سلام. شما علیرغم شخصیت و روح بزرگ و زندگی مرفه تان، مشکلات بزرگی هم در زندگی خود دارید. مادرتان در دلش آرزوهای خوبی راجع به شما دارد و ظاهرا کمی نسبت به دیگران فاصله گرفته و با بعضی از افراد صمیمی نمی شود. شما از مادرتان در کنترل زندگی تان کمک می خواهید و راه حلی را به شما پیشنهاد می کند. او نگران شماست. شما در زندگیتان ثبات ندارید و نباید ریسک کنید چون حالت سردرگمی خواهید داشت. شما احساس خستگی کرده و حادثه مهمی شما را از رسیدن به هدفتان باز می دارد و احساس می کنید که هدفی ندارید. محیط خانه شما برایتان غیر قابل تحمل شده و احساس می کنید همسرتان دشمن شماست. شما احساس شک به خود، ناکامل بودن و نداشتن کنترل در زندگی بیداری تان را تجربه کرده و عصبانی خواهید شد. در مرحله ای شما فکر می کنید که خدا شما را تنها گذاشته و در صورتی که در زندگی واقعا احساس بد وجود نیروهای منفی را تجربه کنید باید با ذکر 7 مرتبه یا فاطمت البنت محمد رسول الله، زندگی خود را از وجود شیاطین پاک سازی کنید. این ذکر را هر بار که حس بدی داشتید بخوانید و آنان از نام حضرت فاطمه ع به این صورت، وحشت دارند. احساس تنهایی و بی یاوری به شما دست می دهد ولی نیروی الهی یاور شماست و از سختی ها شمارا بیرون خواهد کشید. زندگی شما بسیار خوب خواهد شد و به برکت وجود فرزندتان، امنیت به زندگی شما برخواهد گشت. لطفا مقداری صدقه بدهید.
ELAHE : ممنونم خانم هراتی عزیز.همه چیز درمورد زندگی شخصیم درسته
درپناه مولا علی باشید
فریبا هراتی
: تشکر عزیزم
Shantia : سلام
وقت بخیر
من خواب دیدم که با چند نفر در حال جنگ با یک موجود عجیب و غریب غول پیکر که شبیه هشت پا بود هستم. محل جنگ انگار خانه مادربزرگم بود. در این جنگ آدم های زیادی کشته میشدند. در بین این جنگ ناگهان دیدم مرد سیاه پوشی رو به روی من نشسته و من در حال صحبت با آن هستم. وقتی آن مرد رفت من با خودم گفتم پس با شیطان هم می شود مذاکره کرد. ولی دیدم آن مرد رفت و داخل همان موجود ترسناک قرار گرفت گویا که کنترل آن را در دست داشت. و ما دوباره شروع به جنگیدن با آن کردیم. ناگهان من به بقیه گفتم باید فرار کنیم این تنها راهی است که زنده بمانیم. و به همراه آن چندنفر فرار کردیم وقتی خواستیم سوار ماشین شویم دیدم خواهرهایم هم داخل ماشین هستند. من گفتم مادر و پدر را نیاوردیم؟!! ولی کسی اهمیت نداد و با همان ماشین فرار کردیم.
ممنون میشوم تعبیر خوابم را بگویید.
فریبا هراتی
: سلام. وقت شما به خیر. این خواب هم مانند خواب قبلی شما هشداری از اجازه دادن به اخلاق بد برای ایجاد دعوا و مشاجره است . اینکه شیطان با شما در نبرد است تا اخلاق بدتان را بر اخلاق خوبتان غالب کند و سعی می کند که شما را پیش دیگران بد جلوه دهد. پس بر اعصاب خود مسلط باشید.
Shantia : خیلی ممنون از شما
فریبا هراتی
: خواهش می کنم.
علیرضا : سلام من بین ساعت ۵ تا ۶صبح خواب دیدم که یه نفر خونشو که بزرگ بود به ما فروخت بیا در اختیار گذاشت.بعد اون مرد فوت کرد.و ما برا تشیع جنازش به قبرستان رفتیم.هنگامی که خاکش کردیم ناگهان زنده شد و از قبر بیرون اومد.ما به خونه برگشتیم.یک سری خرده آشغال از توی کیسه داخل خانه پیدا کردیم.ناگهان صاحب خونه با کلیدی گه داشت به صورت وحشتناک داخل خونش شد.و من با سنجاق بهش ضربه میزدم تا فرار کرد
فریبا هراتی
: سلام. کسی با شما معامله ای می کند که بسیار متضرر خواهد شد و سپس خودش احساس شکست بسیار زیادی خواهد کرد. اما بعد از مدتی پولی به دستش می رسد و زندگی اش متحول خواهد شد و شما سعی می کنید حساب و کتاب زندگی تان را مرتب کنید و مال حرام و دردسر را از خود دور کنید. اما آن شخص متضرر در صدد انتقام از راهی قانونی بر خواهد آمد و شما با کمک دوست یا وکیل خود، او را شکست می دهید.
لطفا برای رسیدن به ثروت بیشتر حق کسی را زائل نکنید. دنیا محل آزمایش است و خدا می بیند....
یا حق : سلام،خسته نباشید.
ممنون از تعابيرتون.
خواب دیدم مامانم يک مغازه داره با تو یک مغازه ای کار میکنه بعد به من میگه واسم خیار و گوجه بیار منم براش گرفتم با آجی کوچيکم بردیم براش تو راه برگشت ی مردی دیدم که سیاه رو و زشت بود و چشماش مثل گربه براق بود بعد واسه مردم سرگرمی ایجاد می کرد مثل همین شعبده بازا یا چیز های شبیه به این بعد من نگاهش کردم و رد شدم اما دقیقا تو اون کوچه ای که میخواستم برم جلوترم رفته بود اونجا اما من بازم بهش بی محلی کردم مثل گداها بود و پاهاش تا زانو قطع بودن و بدون کفش و کوتاه قد بود همینطور که داشتم میرفتم سمت خونه اون از کنارم رد شد گفت به خاطر خدا هم بهم جیزی نمیده من گفتم صبر کن رفتم پول آوردم و بهش دادم به خاطر خدا بعد دیدم همینکه بهش پول دادم کفش پاشه اما ته کفش پاره و دوباره ته پاهاش به زمین برخورد میکنه و بلندتر شده بودم و رفت بعد آخرای خواب نمیدونم چرا بهم الهام شد که اين شیطانه.
فریبا هراتی
: سلام. سلامت باشید. تشکر از همراهیتون. خیار و گوجه در خواب به خوشدلی و دلشوره تعبیر می شود و اینکه مادر شما سعی می کند خوشبین باشد ولی در عین حال نگران شماست. تعبیر خواب شما این است که باید با دقت به اطراف خود توجه کنید. از کسی که به وسیله ظاهر خود مردم را گول می زند و گناه می کند دوری کنید و اینکه به او پول داده اید، بسیار غصه و شر به او می رسد ولی ظاهر امر را حفظ می کند و در نهایت چنین موجود شیطان صفتی تنها می ماند.