کاربر گرامی، بخش دیدگاه تعبیر خواب روزهای دوشنبه، پنج شنبه و جمعه کلا بسته است. سایر روزها از ساعت 12 شب تا 17 عصر فعال است.باشه

یوتاب گلچینی از بهترین ها

تعبیر خواب قلب

هر که در خواب ببیند که دلش تمایل به جمع کردن مال دارد، ثروتمند می شود و اگر طالب علم باشد، در بیداری عالم می شود. اگر کسی بببند از قلب او خون بیرون زد، از کار ناروا توبه می کند و اگر دید بر قلبش ضربه وارد شد، از غم رها می شود. اگر دید از قلبش گوهر بیرون آمد، ترک نماز می کند و دل به دنیا می بندد.

اگر کسی در خواب، قلب را غمگین دید، از گناه باز می گردد و توبه می کند. اگر قلب خود را درطرف راست سینه ببیند، بیمار خواهد شد. اگر کسی قلب خود را با دستهایش در میان گرفته باشد، گشایش در کارها و خیر و برکت نصیبش می شود.

محمد ابن سیرین می گوید: قلب دیدن به خواب، مالی است که به او رسیده، یا خواهد رسید. اگر ببیند قلب بیرون تن او بود، دلیل است بر سلامت او.
اگر ببیند قلب او تنگ شد، دلیل که کارهای وی تنگ و دشوار شود. اگر دل را شادمان ببیند، دلیل که کارها بر وی گشاده گردد. اگر دل فروبسته ببیند، از گناه توبه باید کند. اگر قلب را بر سمت راست نهاده ببیند، دلیل که سخت بیمار شود. اگر قلب را به هر دو دست گرفته ببیند، دلیل که کارها بر وی برآید.

    امام صادق (ع) می فرماید: قلب به خواب دیدن به ده وجه است:
  1. مال،
  2. ریاست،
  3. فرزند،
  4. شجاعت،
  5. جوانمردی،
  6. حرص و آز،
  7. دین،
  8. قوت،
  9. شهوت،
  10. نهان داشتن احوال خویش.

ابراهیم کرمانی می گوید: اگر ببیند که قلبش درد می کرد، دلیل که مالش زیاده شود. اگر بیند از قلب او خون بیرون آمد، دلیل که از کار ناکردنی توبه کند و به حق تعالی بازگردد. اگر ببیند از دل او صفرا بیرون آمد، دلیل که بیمار شود. اگر ببیند بر دل وی خستگی رسید، دلیل که بی غم شود.
اگر ببیند از دل او گوهر بیرون آمد و آن گوهر از دهان بیرون افکند، دلیل که کافر شود. اگر ببیند که آن گوهر از زمین برداشت و فرو خورد، دلیل که باز مسلمان شود. اگر ببیند گوهر از دل بیرون آورد، دلیل که ترک نماز بگوید.

جابر مغربی می گوید: اگر ببیند دل او پاره پاره شد، دلیل که دل را به هوس محال و شغلهای ناکردنی مشغول کند. اگر ببیند دل او روشن و منور است، دلیل بر صلاح دین او کند. اگر ببیند دلش تاریک و تیره است، تاویلش به خلاف این است.

اگر تعبیر خواب خود را پیدا نکردید آن را از ما بپرسید. لطفا به موارد زیر دقت فرمایید:
لطفا هر خواب را در صفحه تعبیر خواب مرتبط با آن سوال کنید.
حتما خواب خود را با حروف فارسی بنویسید. کامنت های انگلیسی تایید نخواهند شد.
تعبیر خواب شما به صورت عمومی در بخش دیدگاه اضافه خواهد . لطفا از نوشتن ایمیل، اطلاعات شخصی خودداری کنید.
ارسال تعبیر خواب به ایمیل امکان پذیر نمی باشد و تعبیر ها فقط در سایت نوشته می شود.
تعبیرهای درخواستی در سریع ترین زمان ممکن نوشته خواهند شد اما ممکن است به دلیل درخواست های زیاد این زمان گاهی طولانی شود.
در صورتیکه خواب ارسالی شما بیشتر از ۷۵۰ کاراکترباشد، به ازای هر ۷۵۰ کاراکتر یک حق خواب از شما کسر خواهد شد!

80 دیدگاه

فقط اعضای وب سایت می توانند تعبیر خواب خود را سوال کنند. اگر قبلا عضو شده اید ورود و برای ثبت نام عضویت را کلیک کنید. ورود عضویت برای دریافت تعبیر خواب از طریق تلگرام به آی دی @yotaabcom پیام دهید.

alireza1360

alireza1360 : خواب اول:خواب دیدم شنیدم پدرم 20نفر از اعضا فامیل و غیر فامیل را به قتل رسانده و من در حال رفتن پیش پدرم بود که با سرعت میرفتم رفتم پیش پدرم در منزل قدیمی پدری بودم دیدم پدرم جوان شده است و موهای سر و سبیلش مشکی تیره هستند؛بهش گفتم بابا میتونی از زیر این قتل ها در بیایی گفت که نه همه شاهد هستند نمیتونم.
خواب دیدم با یک ماشین خیلی گران رفتم محله خیلی قدیمی پدری جلو یک فروشگاه بزرگ پلاسکو نگه داشتم رفتم داخل چهارپایه بخرم و صاحب مغازه یک چهارپایه را به نشان داد و من خوشم امد اوردیم داخل ماشین بگذاریم دیدم یه کیف مانند کوچک یکمی ایراد دارد برگشتیم مغازه و من گفتم یکی دیگر را بده این ایراد دارد و صاحب مغازه جواب درست و حسابی به من نداد.
خواب سوم:دیدم رفتم یکی از شهرهای اطراف تبریز جلو یک مجتمع و پاساژی برم بانک صادرات دیدم بانک بسته است چون ساعت6 صبح بود و هوا تازه روشن میشد و من زود رفته بودم منتظر بودم و گوشی خودم را نگاه میکردم که یک نفر امد و گفت بذار گوشی تو را نگاه کنم بعد یهویی کارمندهای بانک اومدن در را باز کردن بعد یهویی یک عده جمعیت رفتن داخل بانک تا من برم داخل همه نوبت گرفته بودن به کارمند گفتم من از ساعت6اینجا هستم و نفر اول هستم و کارمند قبول نکرد و گفت دفعه پیش من کار تو را انجام دادم و تو به ما بی احترامی کردی شپس یک پیرمرد امد با کاغذ نوبت به دست گفت اون نوبه شماست من نگاه کردم گفتم اگر این را به من بدهی تو ضرر میکنی چون نوبت تو 2000خورده ای هست و نوبت من 4334هست و نگرفتم بعد همینطوری منتظر کارمند بودم که رفت و یک بسته پلاستیکی کوچک را به رسم هدیه به من داد.
خواب چهارم:خواب دیدم پیش دکتر خانمی که متخصص و جراح قلب بود در مورد بابام صحبت میکنیم که دکتر قلب پدرم را عمل کنه و ایشان توضیح میدادند بعد یک اطاق خیلی کوچکی منو فرستاد که هم نگاه کنم و هم سیگار بکشم رفتم داخل اطاق و سیگار روشن کردم بعد با خودم میگفتم اینجا چه جور اطاق عملی هست که بیمار جا نمیشود و دکتر به تنهایی باید عمل کند بعد تخت را دیدم هر جور بررسی کردم دیدم که بیمار نمیتونه کامل روی تخت دراز بکشه.هم پدرم و هم خودم سیگاری هستیم اما در خواب من سیگار میکشیدم.

پاسخ
لینک۱۷ دی ۱۴۰۲ ساعت ۱۱:۵۷:۰۸
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تعبیر خواب اولتان این است که پدر شما به عادات و رفتارهای قدیمی خودش پایان داده و مطابق با سنت های قدیم خانوادگیش زندگی نمی کند. او سعی می کند که شاد و زنده دل باشد و افکارش را مرموزانه از دیگران می پوشاند. او حتی به قیمت تنهایی خودش هم که شده، سعی می کند که مطابق با افکار خودش زندگی کند و احساسات واقعی خودش را از دیگران مخفی می کند. ممکن است پدرتان بخواهد مثلا از استعمال دخانیات دست بکشد. تعبیر خواب دومتان این است که شما رفتاری با پرستیژ و قوی و موفق از خودتان بروز می دهید و سعی می کنید که کنترل زندگی تان را مطابق با میل خودتان در دست بگیرید. شما برای اینکه از زیر فشار مشکلات روزانه خارج شوید؛ نیاز به استراحت بیشتری دارید. شما می دانید که همه ی افکار شما درست نیست ولی نمی توانید به راحتی از باورها و اعتقاداتتان دست بکشید. در خواب سومتان شما می خواهید اقدامی جدی برای رسیدن به خواسته های فیزیکی و احساسی تان انجام دهید و اعتبار و موفقیت های مالی بیشتری برای خودتان کسب کنید. می خواهید به سعادت خانوادگی و خوشبختی برسید و شروعی تر و تازه داشته باشید. می خواهید ارتباطات تازه تری با دیگران برقرار کنید و خبرهای خوشتری بشنوید. طاقت شما کم شده و می خواهید زودتر به آرزوهایتان برسید. شما شاید در گذشته ناشکری کرده باشید ولی حالا سعی می کنید که خردمندانه رفتار کنید و نمی خواهید که تنها و ایزوله بمانید. شما از اشتباهات گذشته تان درس گرفته اید و با پشتکار و خرد زیاد به خواسته هایتان خواهید رسید. شما باید سعی کنید که همه ی کارهایتان را به شیوه ی خاص و در زمان خاصی انجام دهید و قانونمند باشید. مسئولیت های موقتی به شما واگذار می شود تا بتوانید اعتبارتان را بالاتر ببرید. در خواب چهارمتان شما می خواهید خردمندانه رفتار کنید و تغییرات بزرگی در روابط شخصی تان ایجاد می کنید. سعی می کنید که مدتی تنها بمانید و آرامشتان را بدست بیاورید. شما به این فکر می کنید که چطور می توانید در تنهایی به آرامش برسید. در حالی که گاهی اوقات باید با خودتان خلوت کنید تا رفتار و افکارتان را بررسی کنید و به آرامش برسید و بتوانید منطقی تر فکر کنید. برای شما تنها زندگی کردن اصلا راحت نیست. خوابتان شامل 4 حق خواب بود. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۱۷ دی ۱۴۰۲ ساعت ۲۲:۳۴:۵۰
Fariba

Fariba : سلام وقتتون بخیر. جمعه شب خواب دیدم که داشتم یه خوابی رو که دیده بودم برای کسی تعریف میکردم و بهش میگفتم خواب دیدم که روی یه دیوار سفید قاب عکسی بود که وقتی بهش خیره شدم دیدم عکس امام حسین هست و یه دست از توی قاب اومد بیرون که یه قلب انسان توی دست بود تا این رو گفتم دوباره همین صحنه تکرار شد و از توی قاب زده شده به دیوار اونجا که عکس امام حسین‌ بود یه دست اومد بیرون که یه قلب انسان توی دست بود و به اون شخصی که داشتم براش خوابم رو تعریف میکردم گفتم ببین من همین صحنه رو تو خواب دیدم و از خواب بیدار شدم.

پاسخ
لینک۱ اسفند ۱۴۰۲ ساعت ۱۳:۵۰:۵۷
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تشکر. شما به این فکر می کنید که اگر جای امام حسین ع بودید، جرات و جسارت مبارزه در برابر ظلم و ستم را داشتید یا خیر. امام حسین ع می خواهند که شما قلبا" بخواهید که مطابق با آرمانهای او زندگی کنید. اما شما از این بیم دارید که اگر در شرایطی بودید که جای امام حسین ع مجبور به جنگ می شدید، جرات و شجاعت تان را از دست می دادید و نگران هستید که در اینصورت مبادا رفتارتان مورد پسند یا پذیرش امام حسین ع نباشد. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۱ اسفند ۱۴۰۲ ساعت ۲۳:۰۷:۴۶
آرام

آرام : سلام و درود
خواب دیدم که همسر مرحومم روی تخت ولی انگار راهرو بیمارستان ایست قلبی کرد و فوت کرد من از بالای سرش داشتم می دیدم کلی گریه کردم بعد مکان دیگه رو دیدم که همه جمع بودن من و دخترم و یه خانوم دیگه هم کنارم نشسته بود من کت مشکی پوشیده بودم و میگفتم باید گریه کنم زشته مراسم شوهرمه بعد دوباره دیدم یه راه پر از درخت سبز مثل دهات بود داشتم میرفتم آرایشگاه یکی از آشناها بعد دختر فامیلامون داشتم تلفنی صحبت میکردم می‌گفت من که اونجا نمیام داهاته گفتم من که میرم و رفتم و نشستم رنگ موها و داشتم قاطی میکردم و میگفتم وای چقدر زیاد شد بهش نمیومدن آنقدر داشته باشه و میگفتم نمیخام بخاطر مراسم شوهرم ناراحت باشم

پاسخ
لینک۷ آبان ۱۴۰۲ ساعت ۱۰:۳۷:۵۲
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تشکر. در زندگی شما تحولات تازه ای در راه است که همسر مرحومتان، مانند گذشته برایتان مهم جلوه نخواهد کرد و شما سعی دارید که او را فراموش کنید. هر چند که احساسات و افکار واقعی تان را در جهت حمایت از خودتان، از دیگران مخفی می کنید. شما برای رسیدن به اهدافتان مجبور هستید که با اشخاصی تعامل کنید که درک درستی از شخصیت و افکار شما ندارند. ولی شما با سیاست با این افراد ارتباط برقرار می کنید و افکار واقعی تان را از این افراد می پوشانید و حفظ ظاهر می کنید. شما می خواهید زندگی تان را متحول کنید و از خاطرات تلخ قدیمی فاصله بگیرید. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۷ آبان ۱۴۰۲ ساعت ۱۹:۱۳:۲۹
هستی

هستی : سلام و ارادت. لطفا مخفی باشه.

پاسخ
لینک۲۳ بهمن ۱۴۰۱ ساعت ۰۳:۳۳:۱۹
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. ارادت متقابل. پدر جاری شما با مشکلی مواجه شده و نمی داند که چطور باید آن را حل و فصل کند. همینطور برادر شوهرتان مثل پدر جاری تان به خاطر موضوعی فکرش ناراحت است و خودش را برای دست به کار شدن و رفع آن مشکل، عاجز و ناتوان می داند. چیزی هست که نمی داند آن را قبول کند یا نه، یا آن را تایید کند یا نه. بصورت پنهانی این آقایان می ترسند و ترسهایشان را سرکوب می کنند. فامیل برای حل مشکلات آنان دعا می کنند و اگر کمکی از دستشان بربیاید، دریغ نخواهند کرد و فکر همه برای آنان ناراحت است. شما شخصیتی با اراده دارید و برادرتان رفتاری آرام و بدون منیت از خودش بروز می دهد. جاری شما برای شما و برادرتان احترام قائل است. روح مادربزرگتان شاد. او می خواهد که شما و برادرتان قدر زندگی تان را بدانید و خدا را شکر کنید. مادرشوهر شما باورها و ایده های اشتباه و بدی در ذهنش دارد و با نارضایتی ها و چشم اندازهای منفی زیادی در زندگی مواجه می شود. خاله ی شما سعی می کند که بعضی از مسائلی را که مادرشوهرتان پشت گوش انداخته و آنها را نادیده گرفته است را رفع کند تا مادرشوهرتان بتواند برنامه ریزی بهتری در زندگی داشته باشد. او به مادرتان و خاله تان احترام قائل است و تمایل دارد که آنان مرفه و خوب زندگی کنند چون می داند که خاله و مادرتان حساس و شکننده هستند. خوابتان شامل 2 حق خواب بود. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۲۳ بهمن ۱۴۰۱ ساعت ۱۵:۰۹:۲۸
عبدالله یزدانی

عبدالله یزدانی : نکته. در هنگام چات طرف مقابل نمی‌شناختم و نمیدیدم و فقط پیامهای رد و بدل شده را دیدم که این پیام از طرف مقابل به من بود.

پاسخ
لینک۱۹ تیر ۱۴۰۳ ساعت ۱۱:۰۵:۰۰
عبدالله یزدانی

عبدالله یزدانی : سلام دیروز دوشنبه صبح دیدم ممنونم مخفی بشه

پاسخ
لینک۱۹ تیر ۱۴۰۳ ساعت ۰۲:۰۱:۴۸
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. شما می خواهید شروعی تازه داشته باشید و جنبه هایی از شخصیت خودتان را تقویت کنید. می خواهید با دل و جرات تر و قویتر و با احساس تر رفتار کنید. شما با چالش بزرگی مواجه می شوید و شخصیت تان مورد آزمایش قرار می گیرد. شما بعضی از مسائل را که به ظاهر آسان به نظر می رسند را بی اهمیت حساب می کنید ولی هنوز خیلی چیزها هست که باید از زندگی تان بیاموزید. شما می خواهید سعی کنید که معنویت را در وجودتان تقویت کنید و نشان بدهید که می توانید از کسی که قرار است شریک زندگی تان بشود؛ بخوبی حمایت کنید. شریک زندگی آینده ی شما، قبل از اینکه شما به زندگیش راه پیدا کنید، مثل همه ی مردم، ارتباطاتی با دیگران داشته و مجربتر شده است. او می خواهد عشق را تجربه کند و شروعی تازه برای خودش بسازد. او عاشق کسی است که قهرمان زندگی او، ناجی او و عشق زندگی اوست. لازم به ذکر می دانم مدت انتظار در سایت برای تعبیر خوابها تا 24 ساعت است و شما هنگام ثبت خوابهایتان در سایت؛ با توجه به این مسئله و پذیرفتن این قوانین خوابهایتان را ثبت می کنید. پس لازم نیست که هر دفعه بگویید که عجله دارید و دیرتان شده. اگر تمایل دارید تعبیر خوابهایتان زودتر انجام شوند؛ در تلگرام یوتاب خوابتان را ارسال کنید نه در سایت. البته تعرفه ی تلگرام گرانتر است. @tabirekhabyotaab تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۱۹ تیر ۱۴۰۳ ساعت ۱۹:۵۲:۱۶
الهام

الهام : سلام پنهان شود دیروز باید برم سمتش

پاسخ
لینک۲۱ آذر ۱۴۰۲ ساعت ۰۰:۳۵:۴۲
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تعبیر این است که خواستگار شما از شرایط خودش، احساساتش و حالت بلاتکلیفیش در رابطه با مسائل قلبی و احساسی، خسته شده و می خواهد به این شرایط پایان بدهد و رفتارش احتمالا منبعد تغییر خواهد کرد. اگر تعمدا او را ملاقات نمی کنید که مثلا او را تنبیه کنید؛ باید بدانید که اینکار به نفعتان نیست. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۲۱ آذر ۱۴۰۲ ساعت ۱۸:۴۳:۳۲
Ashraf ghalandari

Ashraf ghalandari : خواب دیدم برادرم بخاطر تهمتی که یک شخص بدطینت به من زده و برادرم باور کرده به خواهرم میگه میگه نمی‌خواد برای این یعنی من ببینده خواب طلسم و جادو گری کرد تو اصلا ولش کن ) یعنی مرا( نمی‌خواد بهش اعتنا کنی )به خواهر ناتنی دارم که تو خواب نگاهم می‌کرد آمد جلو گفت قبل از رفتنم می خواستم ببینمت ولی کجا می خواست بره نمیدونم بعد یه روبوسی بسیار سرد بل هم کردیم که من گفتم به کدامین گناه؟ منظورم این بود منی که تا حالا بد کسی رو نخواستم و بجای مادر خواهر برادرم بودم چه کردم که با من اینگونه رفتار می‌کنند
بعد رفتم جایی که تو لباس زیر زنانه کسی یه تکه پیدا کردم ریز ولی مثل بمب اگر می‌ترسد بچه های زیادی میمردن از لباسش برداشتم گفتم میدونی بچه های مردم می‌مردند بعد با صدای بلند برای بچه ها و همه گریه می‌کردم با تشکر از تعبیر شما

پاسخ
لینک۲۰ مرداد ۱۴۰۳ ساعت ۱۲:۴۷:۰۵
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تعبیر خوابتان این است که کسی به صورت غیر منصفانه ای شما را مورد قضاوت قرار می دهد و از شما بدگویی می کند. برادر شما به این فکر می کند که او برای بد جلوه دادن شما، نیاز ندارد که به حقه بازی متوسل بشود و نقشه بکشد چون شما همینجوری هم مورد قضاوت ناعادلانه قرار گرفته اید و بد و متهم و مقصر جلوه داده شده اید. خواهر ناتنی شما هم به دلائلی از شما کینه دارد و تمایلی ندارد که از شما حمایت کند. شما از سردی روابط ایشان و احساسات سردی که به شما وارد می کنند؛ متاسف هستید. شما می توانید نسبت به تمایلات و خواسته های غریزی کسی؛ ایراد بزرگی به او وارد کنید تا کسی مطلقا به او نزدیک نشود ولی اینکار را نمی کنید و آبروی کسی را به ناحق نمی برید چون می دانید که عواقب از بین بردن آبروی یک انسان در مراحل مختلف زندگی او می تواند بسیار تاثیرات سوئی بگذارد و خوشحال هستید که حرمت دیگران را حفظ می کنید و نه اینکه مثل کسی که به شما تهمت زده است؛ رفتار کرده و به دیگران انگ وارد کنید و آبروی کسی را ببرید. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۲۰ مرداد ۱۴۰۳ ساعت ۲۲:۱۳:۴۶
Ashraf ghalandari

Ashraf ghalandari : خواب دیدم مادرم که فوت کرده و از ناپدری دوتا دختر داره دارای ۳ فرزند دیگه هستند به من میگه من و ناپدری که عموم هست یه بار رفتیم بهشت زهرا گفتند شما دو تا نخود خواهید داشت و ۳ تا عدس تو خواهم دو تا دختر بزرگشون که در قید حیات بودند و ۳ تا پسر که پشت هم متولد شدند و هنوز نوزاد بودند با رنگ چشمهای بی‌رنگ مثل زرد و قی گرفته بودند

پاسخ
لینک۶ مرداد ۱۴۰۳ ساعت ۱۰:۲۰:۰۷
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. روح مادرتان شاد. او و عموی شما به خاطر مسائلی غصه می خورند ( شاید به خاطر دو دختر مشترک شان) و هدف زندگی مشترک شان این بوده است که بتوانند شروعی تازه داشته باشند و به عادات و رفتارهای گذشته شان پایان بدهند. آنها می خواستند که برای همه ی شما رفاه و موفقیت فراهم کنند و باعث شوند که شما و خواهران ناتنی تان بتوانید شخصیت هایی قوی و مستقل و خودمختار داشته باشید ولی موفق به اینکار نشدند و نه تنها دیدگاه و درک آنان از شرایطی که در آن قرار گرفته بودند ( یا شرایطی که قرار بوده پیش بیاید) اشتباه بوده است؛ و به گمراهی کشیده شده اند؛ بلکه فرزندان آنان خودخواهانه به منافع خودشان فکر کرده و از همدیگر ایراد می گیرند و اشتباهات هم را به رخ هم می کشند. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۶ مرداد ۱۴۰۳ ساعت ۲۳:۳۶:۲۸
salimhsalari

salimhsalari : سلام وقت بخیر.امروز صبح نزدیک اذان خواب دیدم همه مردم قلب هاشون از سینه در آوردن آسیب دیده بود.یه نفر بهم میگفت با این قلبها از یه جایی عبور میکنن که برند بهشت و نیوفتن تو جهنم. ولی قلب منو در آوردند سالم بود و مشکلی نداشت فکر میکردم حالا که قلب من سالمه چی میشه؟بعدش جبرائیل منو با خودش برد یه جایی بالا روشن بود بعدش بهم گفت حالا باید تنها برگردی بری خونه ات پایین راه تاریک بود وترسناک همین جور که داشتم باهش حرف میزدم و میگفتم من میترسم نمی تونم همراهم بیا تنها نباشم من از تنهایی و تاریکی میترسم متوجه سه تا فرشته مرد شدم که داشتن به حرفای من میخندیدن بعدش تو خواب با خودم گفتم همینا میان تو تاریکی منو میترسونن.بعد تنها از یه راه باریک وخیلی تاریک وترسناک پایین می اومدم که برم خونه دستهایی بهم میخورد می اومدم وتحمل میکردم هیچی نمیگفتم.تشکر

پاسخ
لینک۸ خرداد ۱۴۰۳ ساعت ۱۳:۴۴:۳۰
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. شما شاهد این ماجرا هستید که مردمان زیادی در زندگی با ترس و ناامیدی مواجه می شوند و از اینکه هیچ کسی از آنان حمایت نمی کند، دلشان به حال خودشان می سوزد. آنها آشفتگی های زیادی را تحمل می کنند، احساساتشان جریحه دار می شود و امیدوار هستند که به حق این دلهای شکسته شان؛ خداوند از سر تقصیرات آنان بگذرد و عاقبت به خیر بشوند. اما شما هیچ کدام از مشکلات مردم مستاصل را ندارید. خداوند به شما آرامش و مقام بالا بخشیده و تمام جاه طلبی هایتان را می توانید محقق کنید. عمر شما طولانیست و خداوند می خواهد شما را امتحان کند تا ببیند که شایستگی این محبت او را دارید یا خیر. شما به زندگی برگشته اید. با چالشهای زیادی در زندگی مواجه می شوید و آنوقت است که انتخاب می کنید که آیا معنویت را در وجودتان تقویت کنید و یا جانب ظلم و ستم را بگیرید و روزگارتان را به گناه آلوده کنید. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۸ خرداد ۱۴۰۳ ساعت ۲۲:۲۴:۳۶
ادامه

فقط اعضای وب سایت می توانند تعبیر خواب خود را سوال کنند. اگر قبلا عضو شده اید ورود و برای ثبت نام عضویت را کلیک کنید. ورود عضویت برای دریافت تعبیر خواب از طریق تلگرام به آی دی @yotaabcom پیام دهید.