کاربر گرامی، بخش دیدگاه تعبیر خواب روزهای دوشنبه، پنج شنبه و جمعه کلا بسته است. سایر روزها از ساعت 12 شب تا 17 عصر فعال است.باشه

یوتاب گلچینی از بهترین ها

تعبیر خواب کعبه

زیارت کعبه در خواب، وارستگی و رو به خدا داشتن است. اگر کسی در حال نماز به سوی کعبه بود، آدمی است که از یاد خدا غافل نیست و اگر خانه خود را به شکل کعبه دید، مورد احترام دیگران قرار می گیرد.

    امام صادق (ع) می فرماید: دیدن کعبه در خواب بر چهار وجه است:
  1. خلیفه،
  2. امام،
  3. ایمان،
  4. ایمنی.

محمد ابن سیرین می گوید: تعبیر دیدن کعبه در خواب به خلیفه یا حاکم بر میگردد و هر زیادت و نقصان که در آن ببیند، دلیل بر خلیفه خواهد بود. اگر ببیند که طواف کعبه میکرد، دلیل بر صلاح دین او است و از خلیفه فائده یابد. اگر ببیند که احرام بسته بود و روی در کعبه داشت، دلیل به زیادتی ایمان او است. اگر ببیند که سرای او کعبه بود و مردم آنجا را زیارت میکردند، دلیل که امانت مردم کند و حرمت یابد.

جابر مغربی می گوید: اگر پادشاهی در خواب ببیند که به کعبه رفت، دلیل که از جانب حق تعالی بزرگیش زیاده گردد. اگر ببیند که کعبه بیفتاد یا بسوخت، دلیل که حال خلیفه تباه گردد. اگر ببیند که درکعبه بود، دلیل که از شر دشمن ایمن گردد. اگر ببیند که روی به حجر الاسود نهاد، دلیل که حج بگذارد. اگر ببیند که بر بام کعبه بود، دلیل که بیننده بد مذهب است.

یوسف نبی (ع) می گوید: دیدن رفتن به کعبه، ایمنی و سلامت است.

اگر تعبیر خواب خود را پیدا نکردید آن را از ما بپرسید. لطفا به موارد زیر دقت فرمایید:
لطفا هر خواب را در صفحه تعبیر خواب مرتبط با آن سوال کنید.
حتما خواب خود را با حروف فارسی بنویسید. کامنت های انگلیسی تایید نخواهند شد.
تعبیر خواب شما به صورت عمومی در بخش دیدگاه اضافه خواهد . لطفا از نوشتن ایمیل، اطلاعات شخصی خودداری کنید.
ارسال تعبیر خواب به ایمیل امکان پذیر نمی باشد و تعبیر ها فقط در سایت نوشته می شود.
تعبیرهای درخواستی در سریع ترین زمان ممکن نوشته خواهند شد اما ممکن است به دلیل درخواست های زیاد این زمان گاهی طولانی شود.
در صورتیکه خواب ارسالی شما بیشتر از ۷۵۰ کاراکترباشد، به ازای هر ۷۵۰ کاراکتر یک حق خواب از شما کسر خواهد شد!

114 دیدگاه

فقط اعضای وب سایت می توانند تعبیر خواب خود را سوال کنند. اگر قبلا عضو شده اید ورود و برای ثبت نام عضویت را کلیک کنید. ورود عضویت برای دریافت تعبیر خواب از طریق تلگرام به آی دی @yotaabcom پیام دهید.

علی

علی : سلام وقت بخیر،چن سال پیش خواب دیدم چهارنفر مشکی پوش خانه خدا و مسجدحرام رو بلندکرده و در خیابان ما امده اند،و بعضی از مردم داخل خانه خدا و حرم بنی پول میذاشتن،من هم داخلشون پول انداختم و برگشتم خونه دیدم یکی از اتاقهای خونمون خیلی نورانی بود خیلی خیلی نورانی بود دیدم شخصی نورانی و لباس سبز و کمر خمیده و صورتش پنهان بود هرچی سعی کردم صورتمو ببرم بالا نتونستم،با زبان عربی فصیح باهام‌حرف زد و گفتن باید از مادرت پول بگیری و بیایی پیشم از مادرم پول گرفتم و ان شخص نورانی پشت به من کردن و‌ کمرشان عین صندوق صدقه بودن و پول را نداختم،ان شخص کاغذ سفید در دست داشتن که داخل رختخوابم گذاشتن، در کودکی واقعی نور شبیه ادمی وارد بدنم شده اگر امکانش هس راحت با شما حرف بزنم

پاسخ
لینک۲۴ خرداد ۱۴۰۲ ساعت ۱۵:۳۲:۴۱
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تشکر. شما شخصیتی با ایمان دارید و خداوند برایتان گشایش کار فراهم خواهد کرد و به شما امنیت و رفاه خواهد بخشید. شما باید در تمام زمینه های زندگی تان به خداوند تکیه و توکل کنید و روی کمکهای او، حساب کنید ( ارزش و اعتبار زیادی برای توکل به خداوند قائل باشید). شما باید از صمیم قلب تان و با عشق، در راه خداوند خرج کنید و به مردم فقیر و آبرومند در راه خداوند از داشته هایتان ببخشید و حرمت این مردم را هم نگه دارید تا از شما خجالت نکشند. شما شروعی تازه در راه دارید و امنیت و آسایش بیشتری بدست خواهید آورد. بینش شما قویست و حضور انرژی مثبت یا حضور فرشته ای را در کنار خودتان مشاهده کرده اید. بعضی اشخاص قادر به دیدن ارواح هم هستند و شاید شما هم شاهد حضور یک روح پاک در کنار خودتان بوده اید. شما هر چه بخواهید بنویسید، راحت می توانید برایم در دنباله ی خوابتان بنویسید و اگر دوست دارید می توانید بفرمایید که مخفی باشد. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۲۴ خرداد ۱۴۰۲ ساعت ۲۳:۳۱:۰۳
نورالله

نورالله : سلام.یکی از همشهری هام پارسال توی لاتاری آمریکا برنده شد ولی هنوز وقت سفارت بهش ندادن منم امسال توی لاتاری شرکت کردم.خواب دیدم به همشهری ام میگم شنیدم میخوای بری آمریکا گفت نه ،دارم میرم مکه که اونجا با یه آقایی برم ایرلند و منم توی دلم خوشحال شدم که توی شهرمون فقط من میتونم برم آمریکا.با تشکر

پاسخ
لینک۴ دی ۱۴۰۳ ساعت ۰۳:۳۲:۳۶
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. همشهری شما به خاطر موفقیت و برنده شدن این لاتاری خدا را شکر می کند و موفقیت خودش را از مدیون خودش نیست و بخاطر تلاشهای خودش به موفقیت نرسیده بلکه تقدیر و شانس و کمک خداوند باعث موفقیت او شده. او بعد از شکرگزاری، با عزم و اراده ی بیشتری برای بهبود زندگیش تلاش می کند و به موفقیت های بیشتری نائل می شود. شما اما خیال می کنید که با تلاش خودتان می توانید به موفقیت برسید. از خوابتان مشخص نیست که تلاش شما برای برنده شدن این موقعیت نتیجه ی مثبتی عایدتان می کند یا خیر. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۴ دی ۱۴۰۳ ساعت ۱۹:۰۰:۱۳
diyana

diyana : سلام و وقت بخیر لطفا محتوی خواب دیده نشود متشکرم ممنون

پاسخ
لینک۲۷ آبان ۱۴۰۲ ساعت ۱۴:۲۲:۵۸
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تشکر. تعبیر خوابتان این است که شما تمایل دارید مفهوم زیارت خانه ی خداوند را درک کنید. خداوند می خواهد به شما بگوید که داشتن مایملک مادی و استطاعت برای سفر، باعث نمی شود که کسی زیارتش قبول باشد. اینکه کسی به ذوق دیدن کعبه به حج برود، ولی شخصیتی مادیگرا و بی ایمان و دنیا پرست داشته باشد؛ هم دلیل بر قبول زیارت او نیست. شما از ظاهربینی دوری می کنید. شخصیتی درونگرا و صبور دارید و سعی می کنید که از عقلانیت و خرد بیشتری در زندگی تان استفاده کنید. خداوند می خواهد به شما احساس و عشق خودش را بچشاند. فقط کسی زیارتش مورد قبول پروردگار است که عشق الهی در وجودش باشد و شخصیتی رئوف و پاک و آرام داشته باشد. تشکر از همراهیتون
یعنی که تو را می‌طلبم خانه به خانه ...
حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار
او خانه همی‌جوید و من صاحب خانه
هر در که زنم صاحب آن خانه تویی تو
هرجا که روم پرتو کاشانه تویی تو
در میکده و دیر که جانانه تویی تو
مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو
مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه

پاسخ
لینک۲۸ آبان ۱۴۰۲ ساعت ۰۰:۰۸:۳۵
Fatemeh

Fatemeh : با سلام دیشب ساعت ۲خواب دیدم حشمت فردوس بازیگر،مقداری طلا در دست داشت ومنتظر بود تا به بچه ستایش بدهد اگر پسر باشد بچه درآغوش ستایش بود و دختر بود ستایش بچه رانشان داد و گفت ببین دخترهست فردوس کمی مکث کرد وگفت خب باشه بچه را بده بغل من اما ستایش قبول نکرد وبچه رانمیداد و می گفت چون تو از ابتدا نمیخواستی به تو نمیدهم که به یکباره نوری آمد و سخن گفت ازبالا خطاب به ستایش که : مگر تو کیستی چه فکری در مورد خود میکنی که به پدر شوهرت نه میگویی و همچنان سخنرانی میکرد من محو تماشای آن نور و صدا شدم وفقط مبهم نگاه میکردم دیگر متوجه مابقی سخنانش نشدم و درآن لحظه فکر میکردم خداوند دارد سخن میگوید و متعجب بودم که مگر میشود صدای خداوند را شنید که از خواب پریدم (درواقعیت ۲ماه بخاطر سخن بدی که از مادر شوهرم شنیدم با او قهر هستم ).نمیدانم ارتباطی دارد؟

پاسخ
لینک۲۲ آذر ۱۴۰۲ ساعت ۱۵:۱۱:۵۸
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. خداوند می خواهد که شما خودتان را به او بسپارید و به جای اینکه خودتان بخواهید جواب مادرشوهرتان را به حالتی خودمختار و با لجبازی بدهید، کارتان را به او واگذار کنید. شما نباید احساس تنهایی کنید. خداوند حامی شماست. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۲۲ آذر ۱۴۰۲ ساعت ۲۰:۲۳:۳۸
آهنگ

آهنگ : سلام خانم گل قشنگم قوربونت بشم خوبی؟ان شاالله همیشه در آرامش وسلامتی باشی.عزیزجانم مادرشوهرم خوابی دیده زحمت تعبیرشو بکشید لطفا،خواب دیده تو یک مکان وسیع مثل یک اتاق خیلی بزرگ بوده همه جا هم سفید .مادرشوهرم یک تشت لباس شسته دستش بوده یک خانمی رو اونجا میبینه با خانمه حرف میزنه بعد یک صندلی سفید میبینه که پارچه سفید بزرگی به شکل چادر روی اون صندلی رو پوشانده یک نفر زیر اون پارچه روی صندلی نشسته بوده مادرشوهرم میپرسه این کیه میگن خداست.دستش رو میکشه که زیر پارچه رو نگاه کنه خدا رو ببینه نمیتونه هی میره هی اونم عقب میره خیلی تلاش میکنه ولی فقط یک انگشت کوچیک از اون موجود که خداست رو میبینه ولی دستش بهش نمیرسه ومیگه نگاه کردم اون چیز که خدا بود میان ابرها ومه وآسمان بود وتمام خلاصه میگه نتونستم خدا رو ببینم دستم بهش نرسیده.

پاسخ
لینک۲۶ اسفند ۱۴۰۲ ساعت ۱۳:۴۳:۲۵
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام عزیزم. تشکر. همینطور شما. تعبیر خواب ایشان این است که مادرشوهرتان در یک جای عمومی مثل حرم یا زیارتگاه، از گناهانش توبه می کند و همه ی گناهان و اشتباهات گذشته ی او شسته شده و او از گناهان پاک می شود. مادر شوهر شما می خواهد با توسل به حضرت فاطمه س جایگاهی امن در دنیا و آخرت داشته باشد و خداوند از او راضی باشد. مادرشوهرتان سعی می کند که به خداوند نزدیکتر شود و او را بیشتر بشناسد چون از جوهر و ذات و سرشت وجود خداوند خیلی آگاهی ندارد. مادرشوهرتان سعی می کند که شناخت بیشتری از خداوند بدست بیاورد ولی تمام علم او برای این شناخت، به اندازه ی سرانگشتی از کل وجود خداوند است و مادر شوهرتان از توانایی ها و مهارتهای فیزیکی و قابلیت های ذهنی و احساسی پروردگار زیاد آگاهی ندارند. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۲۶ اسفند ۱۴۰۲ ساعت ۲۲:۴۹:۱۵
Katy

Katy :
پدر بزرگ من چند وقت پیش رفته بود مکه زیارت و اونجا خواب دید که داره میره سمت کعبه برای زیارت توی راه یه آقا میاد بهش میگه کجا داری میری؟ پدر بزرگ من میگه دارم میرم زیارت، اون آقا میگه بیا باهم بریم همینطور که داشتن میرفتن پدربزرگم چند قدم که برمی‌داره میبینه شلوارش تا زانو کثیف و گلی شده میگه من باید برگردم شلوارم رو عوض کنم اینطوری نمی تونم برم زیارت اون آقا میگه بیا بریم جلوتر آب هست جلوتر که رفتن به یه رودخونه رسیدن که شدت آبش خیلی تند بود اون آقا به پدر بزرگم گفت برو توی آب شلوارت رو بشور پدر بزرگم میگه من برم توی آب آب منو میبره اون آقا میگه نه تو برو پدر بزرگم من همینکه پاهاش رو میزاره توی آب، آب یهو آب آروم میشه و شلوار پدر بزرگم تمیز میشه و زمانی که از آب میاد بیرون میگه من باید برگردم شلوارم خیسه اینطوری نمی تونم بیام اون آقا میگه بیا الان آفتاب شلوارت رو خشک میکنه چند قدم که میرن جلو بابا بزرگم میبینه که شلوارش خشک شده همینطوری رفتن تا یه دوراهی و اون آقا گفت من دیگه اینجا راهم جدا میشه تو می خوای بری زیارت اون چراغ سبز رو میبینی برو به همون سمت پدر بزرگم میره میبینه چقدر آدم اونجاست دارن دوره کعبه میچرخن چند دور دور کعبه میچرخه بعد میبینه که در خونه کعبه بازه میره جلو از زیر اون پرده ای روی کعبه هست سینه خیز میره داخل کعبه میبینه اونجا یه قبری هست که سرش گشاده و انتهای اون تنگه مثل قیف و ته اون قبر چند تا پیراهن هستش با یک عصا پدر بزرگم میگه برم اون طرف هم ببینم چه خبره تا اینو میگه اون عصا رعد و برق میزنه و اونجا پشت اون دیوار روبه رو روشنایی زیادی میشه که پدر بزرگ من میترسه و نمی تونه بره اون طرف میگه من اگه برم اون طرف می سوزم دوباره زودی میاد بیرون از کعبه

پاسخ
لینک۲۷ آذر ۱۴۰۳ ساعت ۰۹:۴۵:۳۶
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تعبیر خواب پدربزرگتان این است که او می خواهد تلاش کند که به مقام رضایت پروردگار و نزدیکی به خدای بزرگ نائل شود. به این منظور پدربزرگتان باید عزم و اراده اش را جزم کند که رفتاری درست داشته باشد و نقشش را در شرایط مختلفی که در آن قرار می گیرد؛ بخوبی ایفا کند. پدربزرگ شما مرتکب گناهانی شده و یا با مشکلات دست و پاگیری مواجه شده و اول از هر چیز باید ایشان تلاش کند که اشتباهات گذشته اش را بشوید برود. پدربزرگتان از نظر احساسی شاید دلشان شور می زند و بی قرار هستند که به خاطر مقابله با چالشها و سختی های زندگی، او نسبت به انجام فرایض و وظائفی که پروردگار بر عهده ی او گذاشته؛ بخوبی برنیاید. او همچنین نگران است که از نظر احساسی رفتار بدی داشته باشد و یا موانع و مشکلات و بیماریها مانع از عملکرد مثبت او بشود. ولی چنانچه او نیت کند که رفتار اشتباه گذشته اش را کنار بگذارد؛ گناهان پدربزرگتان شسته می شود و او با انرژی تر خواهد شد و از نظر روحی به آرامش بیشتری خواهد رسید. خدای بزرگ شخصیت او را تایید خواهد کرد ( و البته او باید مراقب باشد که دوباره مرتکب گناه نشود). پدر بزرگ شما سپس تلاش خواهد کرد که با نزدیکی بیشتر به پروردگار؛ معنویت را در خودش تقویت کند و شروعی تازه داشته باشد ولی ایشان به این بینش و درک می رسد که بعد از این که او به حقایق آگاهی پیدا کرده و خلوص بیشتری را به پروردگار بزرگ ابراز کرده است؛ زندگی او تغییر پیدا کرده و هرگز نباید دوباره مرتکب گناهان بشود. خدای بزرگ از مومنان انتظار دارد که خردمندانه تر از مردمی که شناخت به پروردگار ندارند؛ رفتار کنند و اگر مومنی مرتکب گناه بشود؛ مجازات او سخت تر از کسی خواهد بود که اصلا آگاهی از دین و حضور پروردگار بزرگ ندارد. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۲۷ آذر ۱۴۰۳ ساعت ۲۰:۰۰:۰۱
Katy

Katy : پدر بزرگ من چند وقت پیش رفته بود مکه زیارت و اونجا خواب دید که داره میره سمت کعبه برای زیارت توی راه یه آقا میاد بهش میگه کجا داری میری؟ پدر بزرگ من میگه دارم میرم زیارت، اون آقا میگه بیا باهم بریم همینطور که داشتن میرفتن پدربزرگم چند قدم که برمی‌داره میبینه شلوارش تا زانو کثیف و گلی شده میگه من باید برگردم شلوارم رو عوض کنم اینطوری نمی تونم برم زیارت اون آقا میگه بیا بریم جلوتر آب هست جلوتر که رفتن به یه رودخونه رسیدن که شدت آبش خیلی تند بود اون آقا به پدر بزرگم گفت برو توی آب شلوارت رو بشور پدر بزرگم میگه من برم توی آب آب منو میبره اون آقا میگه نه تو برو پدر بزرگم من همینکه پاهاش رو میزاره توی آب، آب یهو آب آروم میشه و شلوار پدر بزرگم تمیز میشه و زمانی که از آب میاد بیرون میگه من باید برگردم شلوارم خیسه اینطوری نمی تونم بیام اون آقا میگه بیا الان آفتاب شلوارت رو خشک میکنه چند قدم که میرن جلو بابا بزرگم میبینه که شلوارش خشک شده همینطوری رفتن تا یه دوراهی و اون آقا گفت من دیگه اینجا راهم جدا میشه تو می خوای بری زیارت اون چراغ سبز رو میبینی برو به همون سمت پدر بزرگم میره میبینه چقدر آدم اونجاست دارن دوره کعبه میچرخن چند دور دور کعبه میچرخه بعد میبینه که در خونه کعبه بازه میره جلو از زیر اون پرده ای روی کعبه هست سینه خیز میره داخل کعبه میبینه اونجا یه قبری هست که سرش گشاده و انتهای اون تنگه مثل قیف و ته اون قبر چند تا پیراهن هستش با یک عصا پدر بزرگم میگه برم اون طرف هم ببینم چه خبره تا اینو میگه اون عصا رعد و برق میزنه و اونجا پشت اون دیوار روبه رو روشنایی زیادی میشه که پدر بزرگ من میترسه و نمی تونه بره اون طرف میگه من اگه برم اون طرف می سوزم دوباره زودی میاد بیرون از کعبه

پاسخ
لینک۲۵ آذر ۱۴۰۳ ساعت ۱۱:۱۶:۴۲
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. طبق قوانین سایت که شما آن را هنگام ثبت نام در سایت اخیرا مشاهده فرمودید، و به علت کثرت و ازدیاد کاربران عزیز و حجم بسیار بالای تعابیری که فرستاده می شود، هر کاربر فقط مجاز به ثبت یک خواب در 24 ساعت است. در صفحه پرداخت قسمتی که تیک می زنید قوانین رو قبول دارم بالای اون قسمت قوانین نوشته شده. و یک خواب شما امروز تعبیر شد. لطفا مجددا خواب خود را فردا ارسال کنید. سایت روزهای دوشنبه و پنج شنبه تعطیل است . تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۲۵ آذر ۱۴۰۳ ساعت ۲۰:۳۶:۱۵
Rozz

Rozz : سلام وقت بخیر از زبان خواهرم مینویسم شب اول سفر حاجیها خواب دیدم مادر مرحومم یه کارت عابر بهم داد وگفت ازین کارت استفاده کنید با دو خواهر دیگه برید مکه و اسمشون رو گفت در حالی که ما پنج خواهریم وقتی رسیدم اونجا تو یه هتل مجلل اقامت داشتیم شلوغ بود دیدم بیرون هوا خیلی گرمه وافتاب تندی هست وهمه تو رفت وآمدن گفتم نمیتونم اعمال رو جا بیارم سخته وبه کسی گفتم کرم ضد آفتاب برام بگیر کرم مارک باشه یه خواهرم گفت من که پول ندارم کرم بگیرم وخواهردیگرم گفت با کارت مامان بگیر تا ما هم استفاده کنیم بعد دنبال نونوایی میگشتم نون بگیرم ونون وکیک فنجونی گرفتم وبه خواهرم گفتم تو برامون غذا نمیخری وما رو گرسنه گذاشتی به مامان میگم ... با تشکرفراوان از تعابیر بسیار حکیمانتون

پاسخ
لینک۲۰ خرداد ۱۴۰۲ ساعت ۱۶:۴۲:۰۱
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تشکر. تعبیر خوابتان این است که مرحوم مادر شما برای شما دعا کرده تا خداوند از تقصیرات شما بگذرد و ایمانتان را قویتر کند و به امنیت و آرامش و راحتی در دنیا برسید. شما و خواهرانی که در خواب به مکه رفته اید، به صورت موقت به عادات و رفتارهای گذشته تان پایان داده و هویت تازه ای به خودتان می گیرید و زندگی تان متحول خواهد شد. شما با مشکلاتی در زندگی تان مواجه هستید که احساس استرس می کنید ولی این استرس تان را از دیگران مخفی می کنید تا دیگران متوجه ی ناراحتی تان نشوند. خواهران شما نمی توانند سختی ها و مشکلاتشان را مخفی کنند و حفظ ظاهر کنند. اما دعاهای خیر مادرتان در حق شما مستجاب خواهد شد. شما شادیها و پاداشهایی در زندگی تان بدست می آورید تا زندگی تان خوشتر و دلپذیرتر از گذشته شود. دلیل اینکه هر 5 خواهر به مکه نرفته اند این نیست که مادرتان دوستتان ندارد بلکه مادرتان دلشوره ی خواهرانی را دارد که به مکه رفته اند!! و خواسته بگوید که دعایشان کرده که مشکلاتشان تمام شود و خدای بزرگ از ایشان حمایت کند. خواب شما شامل 2 حق خواب بود. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۲۰ خرداد ۱۴۰۲ ساعت ۲۳:۴۴:۵۶
Shima11

Shima11 : سلام.لطفا مخفی بمونه.

پاسخ
لینک۶ تیر ۱۴۰۲ ساعت ۱۱:۵۳:۲۴
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. شما در سایه ی رحمت خداوند قرار دارید و به امنیت خاطر خواهید رسید. با توکل به خدای بزرگ و توسل به حضرت امام حسین ع می توانید به موفقیت های زیاد دست پیدا کنید. خانه ی خدا در خوابتان در تعبیر به معنی شناخت پروردگار و درک اوست و خداوند شما را به نعمت دوستی امام حسین ع مفتخر کرده تا با دعاهای حضرت امام حسین ع و به برکت معصومیت او، شما زودتر حاجت روا شوید؛ نه اینکه فکر کنید که خداوند دعاهای شما را نمی شنود و دعاهای امام حسین ع را می شنود. آگاهی شما در خصوص مفهوم زیارت، قوی نیست. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۶ تیر ۱۴۰۲ ساعت ۲۲:۳۹:۱۶
Hoshang

Hoshang : سلام.خدا قوت.هوشنگ هستم.به گمانم سفر هوایی داشتم،جایی واقع می شم،متوجه می شم انگار آمریکا است،(ولی همچنین شباهت به یک پارکی تو تهران داره)تو بین افراد گویا یک جوانی را می شناسم،قصد دارم به اون بگم عکسی از من بگیره.تو همین فکر بودم که کمی اونور تر درحالی که انگار در یک دستم یک لیمو و دست دیگه سیب است و شاید یک خودکار ،در یک لحظه متوجه می شم،در کنار کعبه هستم،کعبه و اون پارچه سیاه را دقیق دیدم ولی انگار قدری کوتاه تر بود و دور و برش که مسجد و هتل ها هستن اصلا ندیدم .انگار اون گرما نبود و باز دور دستش شباهتی به پارکی تو تهران داشت.هیچ کس لباس احرام نداشت ولی عده ایی بیشتر ایرانی بودن که به نماز ایستاده و قنوت می خوندند، و گویا چند فرد حکومتی هم بود،من قدری کعبه را نگاه کردم و قصد نماز داشتم،بیدار شدم.

پاسخ
لینک۲۷ تیر ۱۴۰۲ ساعت ۱۴:۵۷:۴۶
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تشکر. شما به موانع و مشکلات زندگی تان غلبه خواهید کرد. در زندگی تان پیشرفت بیشتری کرده و به تمول و رفاه بیشتری می رسید. خیالتان راحت تر می شود و ایده آلهای گذشته تان را بدست می آورید. شما می خواهید شخصیتی تاثیرگذار داشته باشید و می دانید که خوب و بدتان چیست. علیرغم اینکه از نظر مادیات و مایملک دنیایی خواسته هایتان محقق می شوند و استرس از وجودتان دور می شود؛ ولی رفتارتان گویای شکرگذاری شما از خداوند نیست. به قدرت می رسید ولی ایمانتان قوی تر نشده است. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۲۸ تیر ۱۴۰۲ ساعت ۰۹:۲۸:۱۸
ادامه

فقط اعضای وب سایت می توانند تعبیر خواب خود را سوال کنند. اگر قبلا عضو شده اید ورود و برای ثبت نام عضویت را کلیک کنید. ورود عضویت برای دریافت تعبیر خواب از طریق تلگرام به آی دی @yotaabcom پیام دهید.