کاربر گرامی، بخش دیدگاه تعبیر خواب روزهای دوشنبه، پنج شنبه و جمعه کلا بسته است. سایر روزها از ساعت 12 شب تا 17 عصر فعال است.باشه

یوتاب گلچینی از بهترین ها

تعبیر خواب گم شدن

اگر کسی در خواب دید در جایی است و راه خانه خود را گم کرده، راه دیانت و دین را گم کرده و اگر در شهری غریب راه به جایی نمی برد، سرگردانی در کار و حرفه اوست.

تعبیر خواب گم کردن

اگر همسر و فرزند خود را گم کرده دید، زیان و ضرر به او می رسد. اگر مالی را گم کرده بود، در حرفه اش خسارت خواهد دید.

محمد ابن سیرین می گوید: اگر کسی ببیند گم شد، دلیل که در آن موضع ضایع بماند و قدر او را ندانند. اگر ببیند فرزند یا عیالش گم شد، دلیل زیان خواهد بود. اگر ببیند چیزی از او گم شد، اگر آن چیز به تاویل نیک بود، غم است. اگر بد بود، کارش به نظام شود.

اگر تعبیر خواب خود را پیدا نکردید آن را از ما بپرسید. لطفا به موارد زیر دقت فرمایید:
لطفا هر خواب را در صفحه تعبیر خواب مرتبط با آن سوال کنید.
حتما خواب خود را با حروف فارسی بنویسید. کامنت های انگلیسی تایید نخواهند شد.
تعبیر خواب شما به صورت عمومی در بخش دیدگاه اضافه خواهد . لطفا از نوشتن ایمیل، اطلاعات شخصی خودداری کنید.
ارسال تعبیر خواب به ایمیل امکان پذیر نمی باشد و تعبیر ها فقط در سایت نوشته می شود.
تعبیرهای درخواستی در سریع ترین زمان ممکن نوشته خواهند شد اما ممکن است به دلیل درخواست های زیاد این زمان گاهی طولانی شود.
در صورتیکه خواب ارسالی شما بیشتر از ۷۵۰ کاراکترباشد، به ازای هر ۷۵۰ کاراکتر یک حق خواب از شما کسر خواهد شد!

269 دیدگاه

فقط اعضای وب سایت می توانند تعبیر خواب خود را سوال کنند. اگر قبلا عضو شده اید ورود و برای ثبت نام عضویت را کلیک کنید. ورود عضویت برای دریافت تعبیر خواب از طریق تلگرام به آی دی @yotaabcom پیام دهید.

رز

رز : سلام خواب دیدم دوتا از همکارای قدیمی که دیگه اونجا کار نمیکنم اومدن خونمون و انگار خونه ما محل فروشگاه اونا شده بود و کلی میز نو مامانم خریده بود،بامامانم بابام و برادرزادهام باماشین رفتیم بیرون ،برادرزاده ام ۲سال ونیمش هس کنار خیابون پیادش کردیم هرچی به بابام میگفتم صبرکن گم میشه رفت جلوتر وایساد اما پیاده شدم دنبالش گشتم پیداش نکردم همه خیابونا رو گشتم و گریه میکردم،دم یه خونه باز بود یه بچه رو دیدم فک کردم برادزاده ام اما یه دختر موطلایی بود نازش کردم اومدم بیرون گریان گفتم نه اون نبود

پاسخ
لینک۲۱ خرداد ۱۳۹۹ ساعت ۰۹:۴۷:۴۰
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. همکاران شما روابط با شما را از چشم انداز متفاوتی نگاه می کنند و راجع به شما صحبت می کنند. ارتباطات شما با دیگران قویتر خواهد شد. باید مراقب برادر زاده تان باشید تا خدای نکرده آسیبی به او نرسد. پدر شما نمی خواهد که در کار برادرتان دخالت کند ولی برای سلامتی او به اندازه ی وسعتان گوسفند یا مرغ قربانی کنید و گوشتش را درست به فقرا ببخشید. در این رابطه کوتاهی یا خست نکنید. انشالله دفع شر خواهد شد. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۲۱ خرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱۹:۳۸:۵۸
مری

مری : سلام دم صبح خواب دیدم تو مشهدبودیم( ما خودمون تهرانیم)ی جایی غذا میخوردیم یهو مامان بابام گفتن ما میریم خونه تو خودت بیا من اصرار که صبر کنید منم بیام ولی تا بخودم اومدم رفته بودن اونا و من جا موندم من موقع برگشت راهو گم کردم چون اون خیابون بسته بود ی مسیری که نمیدونم کجاس سر از حرم در اوردم تو حرم از هر کس میپرسیدم ورودی باب الرضا(چون فقط اون بابو بلد بودم) کدوم طرفه یجواب گنگ میدادن یا میگفتن نمی دونم تو حرمم گم شدم اخرش دیگه کم اوردم نشسته ام یگوشه گریه کردم خیلی خواب عجیبیه شبیه شو یبار دیگم دیده بودم

پاسخ
لینک۶ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۱۵:۳۸:۴۹
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. شما تصمیماتی می خواهید بگیرید که نیاز به حمایت روحی دارید ولی مسیر فکری شما و پدر و مادرتان مجزا است و نمی توانید به خوبی همدیگر را درک کنید و یا همیشه همپای هم در زندگی تان پیش بروید. آنها می خواهند که شما آزادانه مسیر فکری ایشان را انتخاب کنید ولی شما نگرشتان را نسبت به اهدافتان گم کرده اید و نمی توانید پا جای پای پدر و مادرتان بگذارید. شما نیاز به حمایت و مراقبت دارید ولی کسی نیست که بتوانید به او تکیه کنید و مسائل حل نشده ای بین شما و خانواده تان وجود دارد ولی در نهایت کسی که به فریاد شما می رسد و می توانید به او متوسل شوید تا به درگاه حق برایتان دعا کند، امام رضا ع است. شما باید از او بخواهید که شما را دعا کند و باید در کارتان خودتان را خالصانه به خدای بزرگ بسپارید تا هر چه که خیر و صلاحتان است همان بشود. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۶ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۲۱:۴۸:۴۲
Saraaa

Saraaa : سلام خانم هراتی من این خواب رو همین امروز دیدم و وقتی که از خواب با حالت ترس پا شدم بعد دو یا سه دقیقه اذان صبح رو گفتند
خواب میدیدم که با یه اناناسی که دستم بود با برادرم داشتیم میرفتیم خونه ی همسایمون و من توی راه بهش میگفتم نباید بدنت قوز داشته باشه و باید اینجوری صاف وایسی قدتم بلند تر میشه توی فکرم داشتم میگفتم چه کاریه که خواهرم زودتر از ما رفته و مامان بهمون گفت شما برید و من میام
رفتیم تو دختر خانواده و مامانشون دید بوسی کردن گفتن مامانت کو گفتم میاد الان بعد چند لحظه دیدم در باز شد و یه سری مهمون اومدن که تقریبا خونه پر شده بود مهمون هایی هم که اومده بودن همه فامیل من بودند حتی عمه و فامیل های بابام که بزرگ فامیل هستن نگران این بودم که مامان هنوز نیومده زنگ زدم به مامان که توی تماسی که زذم مث اینکه میگن در دسترس نمیباشد یه پیامی مثل اون پخش شد که من حس کردم مامان در خطره از طرفی هم میگفتم اینهمه ادم اینجا اومدن خوبه باز من رو صندلی نشستم و مامان بیاد چون زانوش درد میکنه میشینه اینجا اما حس خطرم زیاد بود و همش توی فکرم میگفتم اگه روزی بله برونم باشه اینجوریه ها همه میان یه چیزی مث تل هم بود یکی گذاشت رو سرم حس میکردم اگه یه روزی بله برونم بشه یه تل یا ریسه ی گل میزارم روی سرم. بعد از دلشوره ی مامان پا شدم که بیام دنبال مامان که انگار داداشم به یکی از دوستاش گفت بپر خونه در رو باز کن شاید مامان حالش بد شده باشه و همون لحظه خواهر و بابا هم رسیدند نمیدونم چجوری رفتن توی خونه و منم دنبال راهی بودم که برم توی خونه که دیدم کلید روی در خونه هست و باز کردم در رو و توی خونه نبود مامان و حتی ماشینش هم نبود ما فک کردیم که با ماشین رفته اما همه حس میکردیم یه اتفاقی افتاده یا دزدیده شده یا گم شده من توی دستم هم گوشیه مامان بود هم دوتا دسته کلید گوشیه ماامان رو باز کردم یه عکسی توی گوشی بود که منو مامان وایساده بودیم و روی دیوار پشتیمون یه چیزی نوشته بود که بابا گفت هرچی هست با این نوشته ربط داره بعدش خواهرم گفت که توی خونه میمونه اگه مامان اومد خبر بده من یکی از کلید های خونه که دستم بود رو دادم بهش و رفتم از فامیلم که خونه ی همسایه هستن کمک بخوام که مامان رو پیدا کنیم
یه حس ترس وحشتناک هم داشتم و از خواب پریدم و چند دقیقه ی بعد هم اذان رو گفتند.

پیشاپیش ازتون ممنونم
و اینکه من مجردم و با اون همسایه مون رفت و امدی نداریم اصلا و حدود 13 سال گذشته منو دخترشون توی مدرسه یه مشکلی باهم داشتیم که رفت و امدمون رو کم کرد اما توی خواب وقتی من رفتم دید بوسی کنم با مادرش با اکراه اینکار رو کرد و اینکه نمیدونستم مامان گم شده یا دزدیده شده

پاسخ
لینک۱۷ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۰۶:۰۹:۴۰
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. قبل از تعبیر خوابتان لازم به ذکر می دانم که خوابهای طولانی همانطور که در هنگام ثبت نام به شما اطلاع رسانی شده است، به هیچ وجه تعبیر نمی شوند مگر با حق کسر خواب اضافه. پس لطفا خوابهایتان را سطربندی نکنید و همه را پشت سر هم بنویسید چون شرعا صحیح نیست که کسی با 3 خط خواب همانقدر هزینه بپردازد که کسی با 20 یا 30 خواب و زمانی که بنده برای خوابهای طولانی صرف می کنم به مراتب بیشتر است. پس در ادامه باید خودتان بفرمایید با حق کسر خواب اضافه ( منوط به اندازه ی خواب) در غیر اینصورت از تعبیر خوابهای طولانی معذورم. تعبیر خواب شما این است که شما می خواهید با خوشرویی و آرامش، در حالی که نشان می دهید که اعتماد به نفستان بسیار بالاست، به موفقیتتان اعتماد دارید و در حالی که نشان می دهید که به کاری که می کنید کاملا مطمئن هستید و جاه طلبانه به سمت اهدافتان به پیش رفته و با مردم تعامل کنید. می خواهید که برادرتان هم خودش را قوی و مصمم نشان دهد. اما فقط به ظاهر قضایا توجه نکنید. شما باید از درون خردمند باشید و عاقلانه فکر کنید. اجازه ندهید که کسی عقایدش را به شما تحمیل کند. دزدیده شدن مادرتان در خواب شما دقیقا به این موضوع اشاره می کند که شما در ظاهر نشان می دهید که جایگاه اجتماعی بالایی دارید، ولی دیگران برای شما خط فکر تهیه و تنظیم می کنند و نظراتشان را به شما غالب می کنند و در کارتان دخالت می کنند. خواب شما می گوید که شما باید از مادرتان یاد بگیرید و به نصایح او عمل کنید و او را الگوی خودتان قرار دهید. اگر مشکلات و مسائل حل نشده ای بین شما و مادرتان وجود دارد، این مشکلات را حل کنید. او نمادی از خردمندی درونی شماست و گم شدن او در خوابتان به این اشاره می کند که رفتار شما مطابق با آموزه های او نیست. این خواب به همسایه تان و فامیل ربط ندارد بلکه شخصیت درونی شما و رفتار شما را در تعامل با دیگران بررسی می کند. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۱۷ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۱۴:۳۰:۴۸
رضا

رضا : سلام خواب دیدم پدر که فوت کرده می خواست به سفر مکه برود من اورا بدرقه می کردم در مسیری که داشت سوار اتوبوس می شد دو نفر با سنگ بدجوری باهم دعوا می کردند با مدرم به توافق رسیدیم و من رفتم جلو و اون دو را جدا کردم ولی این قدر این دو احمق بودن که یکیشون می خواستدعوا تموم بشه ولی خودش از روی کینه حاضر نبود تموم دعوا رو تموم کنه من که رفتم عقب دیدم پدرم داره مسر رو برمی گرده گفتم حتما ترسیده و می خواد از یه مسیر دیگه بره تا اومدم بدوم دنبالش اون رو گم کردم همه جا رو گشتم ولی پیداش نکردم خیلی ناراحت بودم اونجا خیلی نامنظم بد بود اطلاعاتی هم از کاروانشون نداشتم .

پاسخ
لینک۵ اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت ۰۸:۴۳:۰۸
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. روحشان شاد. شما قرار است که کاری را انجام دهید و ثوابش را به روح پدرتان تقدیم کنید و این ثواب برای او در حد زیارت خانه ی خداست. شما باید درکتان را بالا ببرید و در مورد مسئله ای کوتاه بیایید ( میانه رو باشید) تا بتوانید در زندگی تان به موفقیت برسید و باید دست از لجاجت و کینه بردارید. در غیر اینصورت پدرتان از شما راضی نخواهد بود. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۵ اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت ۱۷:۵۹:۵۹
رضا

رضا : سپاسگزارم .

پاسخ
لینک۵ اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت ۱۸:۳۲:۲۷
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : استدعا می کنم.

پاسخ
لینک۵ اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت ۱۸:۳۷:۴۹
Rahar

Rahar : سلام، من خواب دیدم دوستم که با همسرش مشکل داره لباس عروس تنش هست و توی یه جاده پر پیچ و خم در حال رانندگی بود اون ماشین مال پدرشوهرش بود نمیدونم چی شد که اون ماشین اومده بود دست من ، یه جا پارک کردم وقتی برگشتم هرچی میگشتم نمی تونستم پیداش کنم. تمام خیابون های اطراف رو گشتم ولی پیدا نمیشد ،یه ماشین سفید بود یادمه داییم هم اومده بود کمک من. در ادامه خوابم داشتم ماشین خودم رو توی یه شیب پارک میکردم وقتی پیاده شدم ماشین شروع کرد به حرکت دنبالش میدوییدم که بگیرمش خودمم کشیده میشدم دنبال ماشین که یه سری آقا اومدن کمک ولی یهو مدل ماشین عوض شد یه چیز دیگه شد رنگش سقید بود شد طوسی خاکستری،تو خواب که خیلی سرگردون بودم تلفنی برای خواهرم توضیح میدادم یهو نمیدونم چی شد حس میکردم یه سری نیروی شیطانی باعث این مشکل شدن

پاسخ
لینک۱ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۱۱:۱۷:۵۵
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. دوست شما احساس می کند که پدر شوهرش زندگی او را کنترل می کند و او اختیاری برای پیشبرد اهدافش در زندگی ندارد. مشکلات دوستتان زیاد است و رفتار او توام با استرس و نگرانی بسیار، و خیلی غصه می خورد. شما به او می گویید که آرام باشد و فکرش را ناراحت نکند، اما خودتان هم هیج کاری از دستتان برنمی آید که بتوانید برای او انجام دهید. در ظاهر دوست شما به نظر سفید بخت می آید یا نصایح پدر شوهر او به دوستتان، به خاطر سفید بخت شدن و آرامش اوست ولی دوستتان احساس خوشبختی نمی کند. شما خودتان مشکلاتی در زندگی تان دارید و مجبورید با این مشکلات کلنجار بروید. فکر شما به این خاطر ناراحت است و امیدوارید که گشایش کار پیدا کنید و مشکلاتتان حل شود. دوست عزیز به خدای بزرگ توکل کنید خواهید دید که هیچ نیروی شیطانی ای به زندگی شما حاکم نخواهد شد. دست خداوند بالای همه ی دستهاست. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۱ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۱۷:۲۹:۳۸
Rahil

Rahil : البته من تو یک هفته اخیر چند بار خواب گم شدن فرزندانم رو دیدم خیلی خوابهای استرس آور و عذاب آوری ان بعد بیدار شدن هم چند ساعتی اذیتم

پاسخ
لینک۲۳ خرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱۶:۵۹:۴۰
Rahil

Rahil : سلام خسته نباشین
خواب دیدم با دخترم میرفتیم درمانگاه برای مشاوره امایه خانومی رو‌در درمانگاه دیدم که آشنا بود انگار میشناختم اما اسمش یادم نبود اون منوشناخت و کلی احوالپرسی کرد من گفتم دارم میرم ده دقیقه تو درمانگاه برمیگردم گفت بخاطر مرونا دخترتو نبر بذار اینجا کنارم. من دخترمو سپردم بهش رفتم تو درمانگاه باز دوددل شدم برگشتم دیدم داره با تلفن حرف میزنه و دخترم ازش فاصله گرفته یکم گفتم حواست به دخترم باشه دستشو بگیر از دور گفت باشه و رفت سمت دخترم اما تو ازدحام ندیدمشون من دو دل بودم برگردم درمانگاه یا برم دخترمو پیدا کنم هرچی با چشم نگاه کردم نبودن انگار آب شده بودن استرس گرفته بودم میگفتم من اسمشم یادم نیست تلفنشم ندارم از طرفی میگفتم شاید ده دقیقه بگذره برگردن چون قرار بود ده دقیقه من برم درمانگاه پس برم به کارم برسم دخترمو میاره.با اضطراب بیدار شدم

پاسخ
لینک۲۳ خرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱۶:۵۸:۳۰
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تشکر. خواب شما 2 تعبیر می تواند داشته باشد. اول اینکه شما در ضمیر ناخود آگاهتان و در اعماق فکرتان می دانید که مشکلاتی دارید که باید روی آن کار کنید. مسائلی در واقعیت وجود دارند که شما آنها را نمی بینید یا از مواجهه با آنها خودداری می کنید. شما نمی دانید چطور باید احساستان را ابراز کنید؛ کسی را برای صحبت کردن ندارید و فکر می کنید که نمی توانید خوب دخترتان یا فرزندانتان را درک کنید و یا نمی توانید خوب احساستان را به آنها انتقال دهید و منظورتان را به راحتی برای بیان عقایدتان به آنها بفهمانید. احتمالا مسائل حل نشده یا احساسات حل نشده ای در مورد دخترتان برای شما وجود دارد و شما بعضی از خصلت های او را خوب درک نمی کنید و نمی توانید او را بفهمید. شما ممکن است فکر کنید که فرصت هایی را از دست داده اید و یا روابط خوبی نتوانسته اید با فرزندانتان ایجاد کنید و فکر می کنید که آنها شما را فراموش کرده اند یا به شما خیلی احساس قوی و عشق و محبت نشان نمی دهند. از لحاظ عاطفی شما نسبت به آنها با مشکل مواجه شده اید. تعبیر دوم این است که اگر فرزندانتان خیلی خیلی کوچک هستند که هنوز تشخیص ندهند که شما چه احساسی دارید و یا چطور باید با شما تعامل کنند، گم کردن آن ها، ترس شما از این است که خدای نکرده آنها را از دست بدهید و یا بلایی سرشان بیاید. در اینصورت باید برای دفع شر بگویید برای فرزندانتان به اندازه ی وسعتان چند مرغ قربانی کنند و گوشتش را به فقرا ببخشید تا فکرتان راحت شود و قضا بلا از زندگی تان دفع شود. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۲۳ خرداد ۱۳۹۹ ساعت ۲۳:۰۴:۴۵
Ahmade

Ahmade : سلام چند ساله که 2یا3باربافاصله خواب میبینم که دخترم از پنجره پرت میشه روی زمین خونه ماطبقه سوم

پاسخ
لینک۲۳ اسفند ۱۳۹۸ ساعت ۱۵:۲۱:۴۸
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. دختر شما مشتاق نیست که بر طبق برنامه های شما پیش برود و خودش را تحت فشار می بیند و یواشکی می خواهد اهدافش را عملی کند و این کار موجب شکست او خواهد شد. این خواب هشداری به شماست که ارتباطتان را با او صمیمی تر کنید. ضمنا دوست خوبم طبق قوانین سایت هر کاربر فقط مجاز به ثبت یک خواب در 24 ساعت است و من فقط به خاطر حساسیت شرایط دخترتان این خواب دومتان را تعبیر کردم. لطفا منبعد قوانین سایت را نادیده نگیرید. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۲۳ اسفند ۱۳۹۸ ساعت ۲۱:۰۴:۲۳
Sara

Sara : سلام من خواب دیدم من و دختر عموم خواب بودیم‌ سپس سیل اومد من دستش رو گرفتم ولی صدای داداشم رو شنیدم سر برگردوندم و یهو دختر عموم غیب شد من خودم رو با کمک داداشم نجات دادم وفقط من همش از سیل وحشتناک فرار می کردم و داداشم هیچ نگرانی هم نداشت و دنبال دختر عموم می گشتم تا برادم گفت احتمالن مرده ولی من باور نکردم و آخر خواب من دختر عموم اومد و من فهمیدم اصلا پیش من خواب نبود هو پیش مادرش بوده (در واقعیت داداشم قصد ازدواج با دختر عموم رو داره ولی خانواده دختر عموم راضی نیستن و ما فرصتی دوباره به خانواده عروس دادیم تا دوباره فکر کنن.)

پاسخ
لینک۹ خرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱۶:۳۷:۰۳
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. شما و دختر عمویتان در ابتدا متوجه نیستید که جریان احساسی منفی در زندگی تان بوجود آمده و دارید برای خودتان خوش خیالی و رویابافی می کنید. شما نمی توانید از لحاظ احساسی مراقب روحیات دختر عمویتان باشید ولی سعی می کنید که خودتان مصمم و قوی باشید و با مشکلات به صورت کاربردی و عقلانی مبارزه کنید. شما نمی خواهید که مشکلات احساسی برای شما و دختر عمویتان به وجود بیاید ولی برادرتان اصلا مثل شما نگران نیست. روابط دختر عمویتان و برادرتان به سردی خواهد گرایید و برادرتان از فکر او بیرون می آید. دختر عمویتان طرفدار روحیات و عقاید مادرش است و به احتمال قوی به شما پاسخ منفی خواهند داد. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۱۰ خرداد ۱۳۹۹ ساعت ۰۱:۱۸:۰۵
Zinab

Zinab : سلام خواب دیدم دوتا بچه‌ها م رفتند کوه وبرنگشتند و من ترسیدم حیوانات درنده اونا روخورده باشند تواین خواب گریه میکردم وداد میزدم وکمک میخواستم که بریم دنبالشان

پاسخ
لینک۲۸ خرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱۱:۲۲:۰۰
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. بچه های شما برای رسیدن به موفقیت با چالشهای بزرگی مواجه می شوند و شما نگران هستید که آدمهای طماع و خودخواه سر آنها را کلاه بگذارند و آنها نتوانند راهشان را برای رسیدن به موفقیت پیدا کنند و یا با شکست مواجه شوند. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۲۸ خرداد ۱۳۹۹ ساعت ۲۰:۱۲:۰۵
ادامه

فقط اعضای وب سایت می توانند تعبیر خواب خود را سوال کنند. اگر قبلا عضو شده اید ورود و برای ثبت نام عضویت را کلیک کنید. ورود عضویت برای دریافت تعبیر خواب از طریق تلگرام به آی دی @yotaabcom پیام دهید.